نقض حقوق بشر

فشار جدید فرقه رجوی روی جداشده ها، خلاف موازین حقوق بشر است

مدتی است که فرقه رجوی افراد جدا شده که از آن مستمری دریافت می کنند را مخیر کرده است یا باید بر علیه بقیه جداشدگانی که در برابر این فرقه تمکین نکرده و حاضر به ضدیت و خبرچینی برعلیه دوستان قدیمی خود مقاله بنویسند و آنها را مزدور بخوانند یا از مستمری ماهانه خبری نیست.

مثلا سال گذشته تعدادی را وادار کرد که بیایند و بنویسند که اینها که در نوشته و مصاحبه ها می گویند در مناسبات و رفتارهای سازمان مجاهدین دیکتاتوری هست و همه چیز از بالا تعیین و بقیه مجبور به اطاعت بی چون وچرا هستند دروغ است و روابط داخلی سازمان کاملا دموکراتیک و بسیار انسانی است.

فرقه گرایی مجاهدین

اما ما نخواستیم بپرسیم که آدم حسابی اگر اینطور است و واقعا اینطوری می پنداری! پس دردت چی بود که از این سازمان به این خوبی جدا شدی و خودتان هم می گویید برای جدا شدن خیلی سختی کشیدید و منتظر شدید؟ منظورم قرنطینه و ماندن در خروجی به مدت چند ماه و بازجویی ونوشتن ندامت نامه و غیره است.

اما چرا ما چیزی نگفتیم؟ دلیل این است که می دانیم اینها تحت اجبار و برای اینکه مستمری شان از جانب فرقه قطع نشود وادار به این کار شده اند. ساختار همه فرقه ها منطق بر این مبنا است که برای کنترل اعضاء دشمنان موهوم می سازند و مبنا را بر شک و سوء ظن به جهان بیرون می گذارند.

با استفاده از نوشته های مقدس دنیا را پوچ و پر از پلشتی وانمود می کنند و برای رهایی از این معظل خود را راه چاره و درمان این نابسامانی در جهان می دانند. عموما رهبران فرقه بی هیچ استثناء، نارسایی شخصیتی و بیماری سوء ظن به بیرون دارند و همه را نفوذی و دشمن می دانند که می خواهند در آنها نفوذ و به آنها ضربه بزنند پس باید خود را ببندند و حصار بکشند و همانطور که جورج اورول تصویر کرده است افراد باید همیشه مطیع اوامر برادر بزرگ بوده و هرروز باید وفاداری خود را ثابت کنند؛ حتی افرادی قدیمی که بارها وفاداری خود را اثبات کرده اند همیشه زیر شک امنیتی هستند.

به قول رجوی اعتماد کسب کردنی است و افراد باید همیشه امتحان بدهند و هیچگاه این شک بر طرف نمی شود. تناقضی که همه افراد در فرقه رجوی داشتند و دارند که بالاخره کی به ما اعتماد می شود و در جواب گفته می شد به این فکر نکنید این را حق سازمان بدانید که به هیچکس و هیچگاه اعتماد نباید کرد. دلیلش هم همان بیماری رهبری – که اساس شخصیتش را شک و مسائل دیگر تشکیل داده و در جای دیگر باید به آن پرداخت- است.

فرقه ها برای افراد و اعضاء حق انتخاب و تصمیم گیری قائل نیستند و البته این را با مسائل آرمانی و حق رهبری که عقل کل و دوای مشکلات و مصائب جامعه در دست اوست می پوشانند و اگر کسی بخواهد از آنان جدا شود اورا خائن و سزاوار مرگ می دانند. تاریخچه فرقه ها که رجوی به آنها استناد می کرد پر است از کشتار و ترور جداشدگان مگر که شرایط به آنان اجازه ندهد.

اما فرقه رجوی حتی برای جداشدگان هم حق حیات و زندگی به دلخواه را نمی پسندد. فرقه رجوی به هیچ اصلی پایبند نیست و برخلاف تعهدش به دولت آلبانی که باید مخارج جداشدگان را بپردازد این مستمری که بسیار هم ناچیز است را منوط به این کرده است که افراد باید اعلام هواداری کرده و موازین سازمان را زیر پا نگذارند، نباید باکسانی که سازمان تشخیص می دهد ارتباط برقرار کنند.

جدیدا هم از همه خواسته است که موضع گیری علنی و قابل انتشار بنویسند و به دست سازمان بدهند. مثل همه تعهدات و موضع گیری هایی که رجوی سالیان و دهه ها و در برهه های مختلف و با بهانه های مختلف از اعضاء می گرفت و بعد هم می گفت در کمال اختیار و آزادی نوشته اند.
حالا هرچه این افراد می گویند بابا، ما از شما جدا شدیم که زندگی خودمان را داشته باشیم و دیگر عضو تشکیلات شما نیستیم، فرقه بیشتر تهدید می کند که آهای مشکوکی و دیدی روابط مشکوک داری.

شما به متن آنچه رجوی و این فرقه خشونت طلب برای این افراد منتقد فرستاده نگاه کنید، فرقه آنان را تهدید کرده که یا علیه دیگر اعضای منتقد و ناراضی موضع گیری کنید یا کمک هزینه برای حداقل زندگی که کمیساریای عالی پناهندگان به آنها می داد را قطع می کنیم و شما را انگ می زنیم و افشاء می کنیم. نگاه کنید خواسته سراسر غیر قانونی و ضد بشری و کاملا برخلاف موازین حقوق بشر است.

رجوی خودش در پیامش به اعضاء در لیبرتی گفت: بعد از یک هفته مذاکره بین تیم ما و دولت آلبانی به یک پیچ خورده بودند که موضوع مخارج و مصارف کسانی است که از ما جدا می شوند، می گفت من به شریف (مهدی ابریشمچی) گفتم بپذیر و مساله حل شد و رفتن سازمان به آلبانی حل شد. حالا در این شرایط زیر تعهدش می زند و آن را منوط به پذیرش ذلت جاسوسی برای فرقه می کند البته با رشوه و پراختی کلان دهن مقامات را هم در این رابطه می بندد و فرد جدا شده در کشور غریب و بی پناه شاید ناچار به پذیرش این ذلت شود.

یادداشت از: رحمان محمدیان، عضو نجات یافته از فرقه رجوی – تیرانا

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا