مجاهدین خلق

اسارتگاه فرسودگان و بازنشستگان و شعار “سرنگونی محتوم”

اگر کسی با پیشینه و تاریخچه ی سراسر ننگین و خیانت بار رجوی ها ، آشنائی نداشته باشد ، واقعا دچار گیجی و توهم می شود، چرا که با چنان اطمینانی دروغ می گویند که عدم باور حرفهای آنها مشکل است!

” سرنگونی محتوم بدست مجاهدین خلق، کابوس شبانه روزی …”! ، تیتری است که یکی از سایت های مردم فریب فرقه ی رجوی زده است.

اگر کسی معنی کلمه ی “سرنگونی محتوم” را بداند، از زدن چنین تیتری باید که پشتوانه ای قوی در پشت سر داشته باشد. سازمان مجاهدین خلق از سال 1360 که اعلام جنگ مسلحانه کرد و اکثر رهبران آن فرار را بر قرار ترجیح دادند، اغلب در آغوش دشمنان مردم ایران ، آرمیده اند. از صدام حسین در عراق گرفته ، تا اسرائیل و عربستان و آمریکا.

مجاهدین و مزدوری

حال به کجای تاریخچه و پیشینه ی خود می نازند و افتخار می کنند، معلوم نیست!

گروهی که اکثر اعضای آن دست به جدائی یا فرار زدند، درعراق یک عملیات مستقل نظامی نداشتند، تروریسم اصلی ترین جرم آنان است، رهبر آن گور به گور شده است، لباس نظامی و اسلحه های اهدائی اربابشان صدام حسین گرفته و معدوم شده است، رئیس جمهور کذائی اش در اروپا دستبند زده شده و به زندان رفته است، سپس از فرانسه اخراج شده است، بارها توسط مجامع حقوق بشری به نقض مستمر حقوق اعضای خود متهم شده است، مردم عراق مکررا خواستار اخراج آنان از کشورشان شده اند، دادگستری عراق به محکومیت رهبران آن رای داده و حکم بازداشت صادر کرده است، جداشدگان از این فرقه اخبار بسیاری در مورد جنایات داخلی این فرقه داده اند، اکنون در باتلاق آلبانی هم زمین گیر شدند و متوسط سن اعضای آن بالای 50 سال و 60 سال است، پوشک های بزرگسالان را خریده و به داخل اسارتگاه خود می برند و اختیار خودشان دست خودشان نیست! حق تماس با دنیای بیرون را ندارند، حق داشتن موبایل را ندارند، هیچ خبرنگاری را هم به داخل اسارتگاه خود راه نمی دهند…! مردم ایران این گروه را خائن و وطن فروش می نامند.

چنین گروهی با مشخصات مشعشع؟! بالا، چطور می خواهد حکومتی را بصورت ” محتوم ” سرنگون کند، سئوالی است که هیچ جواب مشخص و منطقی ندارد.

اکنون بیش از 40 سال از اعلام جنگ مسلحانه و فاز نظامی توسط رهبر مفقود این فرقه می گذرد، حتی نتوانسته اند یک متر از کشور پهناور ایران را اشغال کنند، حتی نتوانسته اند یک نفر را بعنوان هوادار چشم و گوش باز برای خود دست وپا کنند! آنروز که توپ ها وتانکهای اهدائی صدام حسین را داشتند، به قول خودشان در ” جوار خاک میهن ” شان بودند، افراد جوان بسیاری را گول زده و در اسارت نگه داشته بودند، همه آن اعضاء آماده ی جانفشانی برای رهبرشان بودند تا با مرگ خود از اسارت مرگبار و مرگ تدریجی در اسارتگاههای رجوی خلاص شوند، چه گلی بر سر خودشان زدند که امروزدر آلبانی و اسارتگاه فرسودگان و بازنشستگان بتوانند کاری بکنند؟

سرنگونی پیش کش، مراقب افتادن در مدیترانه و غرق شدن تان باشید!

این شعار بدلایل بالا حتی مصرف داخلی در فرقه را هم ندارد، چه برسد به مصرف خارجی! کدام ناقص العقل این مطلب را نوشته است؟ اگر خودش این سرنگونی محتوم را که گفته است باور کند ما هم باور می کنیم!

رهبری که توان سر پا ایستادن و محکم صحبت کردن را ندارد و مثل موش در سوراخ های تنگ وتاریک زندگی می کند، چطور خجالت نمی کشد و هارت و پورت هم می کند!

لااقل باید شرمنده ی اسیرانی باشد که عمر و جوانی آنان را به هدر داده است و آنان را بر خلاف خود! از تمامی لذایذ زندگی عادی محروم کرده است!

اما روز حسابرسی جنایتکاران نزدیک است ، مسعود ومریم رجوی باید از عاقبت جنایاتی که طی سالیان مرتکب شدند و دستورات آن را صادر کردند، بسیار بیمناک باشند، چرا که صفی طولانی ، با اراده هائی پولادین در مقابلشان ایستادند و عزم، جزم کردند تا پوزه ی این شغالان را به خاک بمالند . . .
فرید

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا