مریم رجوی

با این اخبار آیا رجوی مجبور است زندان اشرف 3 را جمع کند؟

قبلا گفتیم و نوشتیم که مریم رجوی از فرانسه اخراج و در آلبانی زمین گیر شده است! او که یکی از عاشقان سینه چاک بورژوازی و مظاهر آن است، در ذات پلیدش تمایلات زندگی خاص و اشرافی گری نهادینه شده است و هرگز درعراق هم که بودیم ، یک آفتاب مهتاب ندیده بود!

اسارتگاه اشرف در عراق، اسکانی موقت در فرانسه و سپس کمپی محصور در روستایی در نزدیکی تیرانای آلبانی سرنوشت دهه های اخیر فرقه رجوی است. فرقه ای که امروز مجبور است حتی مرگ و زندگی عنصر اصلی خود یعنی مسعود رجوی را در هاله ای از ابهام قرار دهد!

مریم رجوی که امروز دوران سالخوردگی و پیری خود را سپری می کند، هر از چند گاهی با بهانه های پزشکی و بیماری وسرطان و … به فرانسه رفته و آنجا مرتبا نمایشات مسخره اجرا کرده و در پشت صحنه ها نوشته می شود که – مریم رجوی در پاریس – است! مریم رجوی که با پاس آلبانیائی و ویزای دو هفته ای به فرانسه می آید، با ژستی ابلهانه با تراکتی در پشت سر که اینجا: پاریس و فرانسه است! مدام چک لیست ملاقات ها و صحبت های فشرده ای را بعنوان یک مترسک اجرا می کند و گویا متوجه نیست که پیری بدجوری دامن خون آلودش را گرفته است!

مریم رجوی

امروز که صحنه ی بین الملل و جغرافیای سیاسی منطقه بنحوی تعیین تکلیف شده است که این فرقه در بن بستی کامل در دهکده ای ، در آلبانی فقیرنشین ، رسوب کرده و همه ی اعضای آن سنین بالای 60 سالگی را تجربه می کنند، آیا این شوهای مسخره و مضحک محلی از اعراب دارد؟
این خانه ی سالمندان! چه نقش جدی در منطقه دارد؟

در صفحه شطرنج عراق ، این فرقه و رهبرش در ماکزیمم نقش یک مهره ی سرباز را بازی می کردند که جلویش بسته شده بود و هیچ کارائی نداشت! امروز چه ؟

این پیاده روی بی نتیجه! حاصلی جز به هدر دادن هرچه بیشتر عمر عده ای گروگان و اسیر دستاورد دیگری ندارد!
این پیرزن هوسباز وشهرت طلب! در خاکسترهای بجا مانده از سالها خیانت و وطن فروشی، به دنبال چیست؟ گورستان دهکده ی مانز که هر از گاهی ، جسدی از اعضای مسن و بیمار کمپ بسته ی مانز را درخود جای می دهد، بی گمان رازهای بسیاری را با خود به همراه دارد.

از طرف دیگر، موضوع عضویت کشور آلبانی در اتحادیه اروپا از سالها پیش روی میز اتحادیه اروپا بوده و همچنان روی میز اتحادیه اروپا قرار دارد، اما اتحادیه اروپا برای پیوستن آلبانی به اتحادیه از آن کشور خواسته به تصحیحاتی در ساختار حکومتی بپردازد .از جمله آنها از بین بردن “جنایت های سازمان یافته” و” فساد دولتی” و اخیرا هم مهمترین شرطی که اتحادیه اروپا مطرح کرده است شامل بر “اصلاحات قضائی و حقوقی “است که با این شرط کشور آلبانی میتواند تا سال 2025 وارد اتحادیه اروپا شود. در کشورهای اتحادیه اروپا تمامی افراد حقیقی و یا حقوقی باید دارای شناسنامه و هویت باشند. هیچ فردی در اتحادیه اروپا وجود ندارد که احراز هویت نشده و یا کارت هویت نداشته باشد. به محض دریافت کارت هویت تمامی افراد به عنوان یک فرد به رسمیت شناخته میشوند و دارای حقوقی برابر با تمام احاد مردم خواهند بود. هویت هیچ فردی در اتحادیه اروپا ناشی از یک سازمان یا گروه و یا یک تشکیلات نخواهد بود و همه افراد بصورت فردی مسئول خواهند بود و میتوانند مانند شهروندان دیگر از حقوق مساوی برخوردار باشند.

حال این سئوال مطرح است که در تابلوی جدید، آیا دولت آلبانی حضور مهمانی ناخوانده، در صفت یک گروه با سابقه ی خشن نظامی و تروریستی و فرقه ای را می تواند در خود پذیرا باشد یا نه ؟

مسعود رجوی بیشتر از همه این خطر را فهمیده است ومیداند پس از پیوستن آلبانی به اتحادیه اروپا مجبور است اشرف 3 را جمع کند وحتی اربابانش در امریکا هم نمیتوانند کاری برایشان انجام دهند مگر آنکه به کشور جایگزین دیگری در قاره افریقا پناه ببرند. حتی دولت آلبانی هم با توجه به اینکه میخواهد به اتحادیه اروپا ملحق شود حاضر نخواهد بود منافع کشورش را به فرقه مجاهدین ترجیح دهد و مجبور است و باید در مورد حضور مجاهدین خلق در آلبانی تصمیم گیری کند ، تصمیمی که قطعا به فروپاشی پادگان مجاهدین در اشرف 3 منجر خواهد شد!

سازمان مجاهدین باید به افراد هویت فردی اعطاء شده را ابلاغ کرده و زندان اشرف 3 را جمع کند!

طبق قوانین اتحادیه ی اروپا، این نوع تشکیلات و نگهداری اجباری افراد در محلی به دور از دید رسانه ها و … ممنوع است و جرم تلقی می شود! اینجا دیگر عراق نیست و صدام حسین دیکتاتور هم حضور ندارد! رجوی ها باید بدانند که آن سبو ریخت و آن پیمانه شکست!

البته فرقه ی رجوی یک راه برون رفت دیگر از بن بست آلبانی دارد و آن هم خروج از آلبانی و رفتن به یک کشور آفریقائی است!
مسعود رجوی از هر راهی برود به تابلوی فروپاشی، انحلال و سرنگونی خودش ، خواهد رسید!

البته نمردیم و ان شاا.. خواهیم دید که بالاخره یک حرف مسعود رجوی درست از آب درآمد و آن هم شعار “سرنگونی بهرقیمت ” بود، البته سرنگونی خودش و دار و دسته تبهکارهمراهش ، که بی شک به آزادی اعضای بیگناه و اسیر در فرقه نیز خواهد انجامید . . .
فرید

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا