فرقه گرایی مجاهدین

این مرگ دلخراش و وحشیانه بر ندا حسنی تحمیل شد

ندا حسنی از جمله شستشوی مغزی شدگان رجوی بود که جانش را مفت و مسلم و در امتداد خیره سری ها و جنون قدرت و شهوت پرستی رجوی ، بشکل فجیع و رقت باری از دست داد.

او بعنوان یک قربانی بارز رجوی ها ، جان خود را فدای ادامه ی سیستم برده داری رجوی ساخت و از همین رو، شکل و محتوای مرگ او تا بخواهی رقت انگیز است.

ندا جسم خود را در اختیار آتش قرار داد که مریم رجوی چند ماهی زندان فرانسه را که از نظر مسعود رجوی مانند هتل است ، تحمل نکند.

بلی تحمل زندان ولو در شکل هتل گونه اش برای مریم رجوی غرق در تجمل و اشرافیت ، کار سختی است و لازم بود که نداها در آتش بسوزند و او ازاین  دنیای تجمل واشرافیت برای ایام کوتاه مدتی هم که شده محروم نباشد!

ندا حسنی

موضوع خودسوزی این قربانی رجوی خودسوزی کرده را از رسانه های خود رجوی دنبال کنیم :

” روز دوم تیر سال ۱۳۸۲ ندا حسنی، عشق فروزان و شعله‌ور آزادی، در اعتراض به ‌معامله کثیف دولت فرانسه و رژیم ضدبشری آخوندی مبنی بر بازداشت سمبل آزادی مردم ایران، مریم رجوی، خود را در برابر سفارت فرانسه در لندن به ‌آتش کشید و طومار توطئه ‌دولت فرانسه در همدستی با رژیم آخوندی را درهم پیچید”.

واداشتن اعضای شستشوی مغزی شده ی سازمان استحاله یافته ی مجاهدین خلق به خود سوزی ، بخاطر ترس و واهمه ی شدیدی بود که سازمان از لو رفتن اقداماتش داشت واز همین بابت بود که بجای توسل به وکیل مدافع وسایر اقدامات قضائی و سیاسی ، یک سره رو به ترور آورد.

چرا ترور؟

برای اینکه این کار بمثابه در تنگنا گذاشتن هر دولتی است وحکم ارعاب خشن وعریانی دارد و هیچ چیزی کمتر از ترور و سابوتاژ ندارد!

دستگیری وتفتیش محل کار و زندگی هر مظنونی ، جزو حقوق دولت هاست و احتیاج به معامله ندارد.

معامله زمانی در شکل کثیف اش روی داد که دولت فرانسه در برابر این جو ارعابی جا زد و نخواست که اطلاعات بیشتری درمورد کارکرد این مافیای آدمخوار که نام مجاهدین را هم یدک میکشید ، منتشر شود و با این کار خود به تداوم اسارت اعضای فریب خورده ی سازمان کمک نمود که میشود نام آنرا معاونت در جرمی دانست که رجوی ها مرتکب شده بودند.

تنها از این بابت است که معامله ی انجام شده را میتوان کثیف دانست!

دوباره :

” در سالگرد شهادت عشق فروزان ندا حسنی که در تاریخ ۱۷ژوئن در اتاوای کانادا برگزار شد، ابتدا خانم فروغ حسنی و سپس آقای احمد حسنی، مادر و پدرشجاع و پرصلابت ندا، جمله‌های شورانگیزی در مورد فرزندشان گفتند که در زیر قسمتهایی از آن را آورده‌ایم: … اولین چیزی که ندا یاد گرفت، عشق بود. عشق به ‌خانواده، عشق به ‌مردم، عشق به ‌میهن، عشق به ‌آزادی. ندا یکی از رزمندگان ارتش آزادیبخش بود. من مغرورم و افتخار می‌کنم که یک هوادار سازمان مجاهدین هستم. من افتخار می‌کنم که گوش به ‌فرمان خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده‌ مقاومت باشم… “.

یک عاشق خانواده بخاطر مریم رجوی معلوم الحال وجانی خطرناک و دشمن بشریت و میهن، خود را و آنهم باین شکل فجیع نمیکشد.

فرد انسان دوست عضو ارتشی نمیشود که در کنار قوای خارجی متخاصم ، سربازان کشورش را بکشد.

انسانی با این مشخصات وجود عینی ندارد الا اینکه درمسیر عملکرد دستگاه مغزشویی قرار گرفته و تبدیل به ربات بی احساس وعاطفه ای گردد که حاضر است طبق برنامه ی نوشته شده برای او، کسی مثل تو را که پدرش هستی، بکشد!

ضمنا، شما بعنوان پدر ندا آزادید که به وابستگی خودتان به یک جریان مستبد وضد ملی افتخار کنید که گفته اند راه جهنم نیز با حسن نیت سنگفرش شده است!

درهرصورت این پدر منحرف ندا، راه خیانت بار و ضدانسانی برای خود برگزیده است که مبارکش باد!

مبارکش باد ازاین حیث که گوش بفرمان یک حرمسرادار سپرده است!

ونیز:

” مادر ندا گفت: ندا از ۷-۸سالگی شروع به ‌افشاگری علیه رژیم جنایتکار آخوندی کرد. در تمام پایتختهای اروپایی، در کانادا و در آمریکا، نقطه‌یی نبود که ندا در آن نرفته باشد و جنایتهای رژیم را افشا نکرده‌ باشد. در هر شرایطی چه در هوای گرم تابستان یا سرمای ۴۰درجه زیر صفر اتاوا که من خود شاهد بودم، گاهی تا ۱۲شب به ‌این امر اشتغال داشت. فعالیت ندا زمانی بیشتر شد که همین دولتها مقاومت ایران را که با بانکدار مرکزی تروریسم مبارزه می‌کرد در لیست سازمانهای تروریستی گذاشتند. ندا معتقد بود که این یک بی‌عدالتی مضاعف است “.

لابد آن شاعر معروف با دیدن ندا این شعر را گفته است :

بالای سرش زهوشمندی / میتافت ستاره ی بلندی!

آیا این ندای قربانی آتش جنون وشهوت رجوی ، حرفی هم از حرمسرای بزرگ خود به مردم غرب گفته بود؟!

آیا گفته بود که سازمان ما علیرغم اینهمه صفات خوب؟!، صفات بدی را مثل از ریشه کندن اس واساس خانواده ها دارد؟!

آیا گفته بود که کارکرد دستگاه سرکوب وتفتیش عقاید رجوی چگونه عمل میکند؟

آیا اقلا پذیرفته بود که سازمان ترورهایی کرده وبرابر آمار حکومت ایران 17 هزار نفر را شامل میشود، کم وبیش حقیقت دارد و آیا وهزاران آیای دیگر؟؟؟….

حمید

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا