فرقه گرایی مجاهدین

داستان شهرام نصیری نمونه بارزی از سوء استفاده رجوی ها از محدودیت مالی اعضای خواهان جدایی

اواسط خرداد ماه بود که رجوی ها با صدور ابلاغیه ای با عنوان «ابلاغیه قطع رابطه و کمک مالی به شهرام نصیری» وی را مزدور جمهوری اسلامی خوانده و با این اتهام هزینه ماهیانه زندگی او را قطع نمودند.

همان موقع هم افشا کردیم که بحث مزدوری در کار نیست و علت قطع هزینه زندگی فقط این است که شهرام نصیری حاضر نشده به جاسوسی بر علیه دیگر جداشدگان در آلبانی ادامه بدهد.

حالا با گذشت کمتر از دو هفته از آن ابلاغیه، خود رجوی ها به زبان خودشان اعتراف می کنند که اصلاً بحث مزدوری نبوده است. چند روز قبل برخی از سایت های فرقه مجاهدین نامه ای از قول شهرام نصیری را درج کردند که در این نامه وی از رجوی ها عذر خواهی نموده و در واقع خواهان دریافت مجدد هزینه ماهیانه خود از رجوی ها می شود. اما محتوای این نامه به خوبی نشان می دهد که موضوع قطع پول اهرم فشاری است تا جداشدگان علیه یکدیگر جاسوسی کرده و با هم رابطه دوستانه برقرار ننمایند و هیچ ربطی به مزدوری و دیگر اباطیلی از این قبیل ندارد و اینها تنها سُسی برای موجه جلوه دادن این اقدام ضد انسانی هستند.

باجگیری در فرقه رجوی

در بخشی از این نامه چنین آمده است : ” با کمال تأسف اینجانب شهرام نصیری در رابطه با مزدوران رژیم مرز سرخ های مقاومت را نقض کردم که منجر به قطع ارتباط مجاهدین با من گردید.”

حال ببینیم این مرز سرخ ها که او نقض کرده چه هستند. در ادامه نامه چنین آمده است: ” من با رحمان محمدیان بدلیل رفاقتمان و بدلیل همشهری بودنمان رابطه داشتم و با او در کافه هم نشسته ام و سلام علیک هم داشته ام. در همین جا باید بگویم این از بی مرزی من بوده و مرزبندی سیاسی را فدای یک رابطه همشهری بازی و دوستانه کرده ام.”

در اینجا مشخص می شود که جرم شهرام نصیری از نظر رجوی ها ارتباط با یک همشهری خودش و برقراری رابطه دوستانه با او بوده است. نه بحثی از جمهوری اسلامی است، نه بحثی از بریدگی است و نه هیچ بحث دیگری که رجوی ها آن را عَلم می کنند. در واقع همانگونه که رجوی در مناسبات فرقه با عنوان «محفل» و اعلام اینکه «محفل شعبه سپاه پاسداران است» مانع از ارتباط دوستانه بین اعضای فرقه می شد و نه تنها مانع ارتباط دوستانه بلکه باعث ترس و وحشت افراد از صحبت کردن با همدیگر می شد، در بیرون از مناسبات هم برای جداشدگان ارتباط دوستانه با همدیگر را «مرز سرخ » اعلام نموده تا به این ترتیب همه از هم جدا مانده و در ترس و وحشت از فرقه انتفادی از رجوی و مناسبات فرقه ایش مطرح ننمایند.

اما ترس رجوی از چیست؟ علت در ادامه به این صورت آمده است: ” رحمان محمدیان هم بارها علیه سازمانی که من هوادارش هستم موضعگیری کرده پس این رابطه من اشتباه بوده و باید مرزبندی قاطع خودم را حفظ می کردم.”

از نظر رجوی ها اتهام نابخشودنی آقای رحمان محمدیان این است که علیه رجوی ها موضعگیری کرده است که این از نظر رجوی ها بالاترین جرم محسوب شده و بار دیگر معلوم می نماید که از نظر رجوی ها «هر کس با آنها نیست دشمن آنهاست» و «انتقاد کردن از رجوی ممنوع و مرز سرخ و گناهی نابخشودنی است».

سپس در ادامه نامه جمله ای آمده که مشخص می کند در مناسبات فرقه فکر کردن ممنوع است و فقط آنچه رجوی ها می گویند را باید پذیرفت و اعضاء و هوادارانی که با این فرقه در ارتباط هستند اجازه استفاده از مغز و تفکر را نداشته و به یک موجود مغزشویی شده تبدیل می شوند که مانند ماشین فقط باید بر اساس دستورات داده شده عمل کنند، نه یک ذره بیشتر و نه یک ذره کمتر.

در نامه شهرام نصیری چنین آمده است: “در همینجا تمام مواضعی که این فرد[رحمان محمدیان] علیه سازمان مجاهدین گرفته را محکوم می‌کنم”.

اصلاً نه مهم است که رحمان محمدیان از رجوی ها چه انتقادی کرده و نه اجازه دارند آن انتقاد را مطرح کنند، صرفاً به این خاطر که از رجوی ها انتقادی شده و علیه آنها موضعگیری شده است، باید آن را محکوم نمود تا شاید رجوی ها از سر تقصیر شهرام نصیری گذشته و هزینه زندگی که حق مسلم او بعد از دهها سال کار شبانه روزی برای رجوی هاست ، را به او بدهند.

در ادامه رجوی ها از طریق این نامه حرف شان را به صراحت بیشتری زده و بقیه مخالفان، منتقدان و جداشدگان را تهدید کرده و می نویسند: ” صریح تر بگویم کسی که علیه سازمان مقاله بنویسد به او میگویم که تو مزدور رژیم هستی و از گفتن این حرف ابایی ندارم. … هر کسی علیه سازمان مجاهدین مقاله یا مطلب بنویسد از نظر من مزدور است و این یک مرزبندی همه جانبه و بی‌شکاف است ”

داستان شهرام نصیری نمونه بارزی از سوء استفاده رجوی ها از محدودیت مالی اعضای خواهان جدایی برای ممانعت از جدایی آنهاست. نمونه گویایی است که نشان می دهد در دستگاه رجوی تنها یک مرز سرخ وجود دارد و آن  هم این است که انتقاد از رجوی ها گناهی نابخشودنی است. این داستان چیز دیگری را هم مشخص می کند، اینکه اتهاماتی که رجوی ها به مخالفان و منتقدان خود می زنند پوشالی و بی اساس است و اتهام اصلی تمام آنها انتقاد و مخالفت با رجوی هاست. از نظر رجوی ها همه باید خود را مطیع و بنده آنها بدانند، در غیر این صورت دشمن و مزدور هستند و حق حیات ندارند و باید حذف گردند. هر چند رجوی ها امروز دیگر امکان کشتن و به زندان انداختن اعضای خواهان جدایی را ندارند، اما با حربه قطع هزینه زندگی ، برای حذف و نابودی آنها یا به بند کشیدن مجددشان اقدام می کنند.

صالحی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا