جنگ افروزی

عبدالمالک ریگی، آمریکا و چهارشنبه سوری

سازمان مجاهدین سالهاست که شیوه ای را برای به اصطلاح مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی در پیش گرفته که نه تنها در جهت آزادی و رهایی مردم ایران نیست بلکه در طول تاریخ ایران، هیچ دشمنی هم از این شیوه ها برای نابودی ایران و ایرانی استفاده نکرده است.

سازمان مجاهدین بجای تکیه بر مردم که آنها را در شعار خلق قهرمان ایران میخواند، از دشمنان ایران و ایرانی میخواهد که به ایران حمله ور شوند این دشمن خواه صدام باشد یا اسرائیل یا آمریکا برای مجاهدین فرقی ندارد و حتی اینکه در این حمله احتمالی چند نفر از مردم ایران کشته میشوند هم برای سازمان مهم نیست، مهم برای مجاهدین رسیدن به قدرت است، و این شیوه در مبارزه از یک طرف این سازمان را تبدیل به یک فرقه جاسوسی کرده است و از طرف دیگر به شدت آنها را از جامعه دور نموده است تا جایی که مورد تنفر هر ایرانی چه موافق و چه مخالف جمهوری اسلامی کرده است.

یکی دیگر از دشمنانی که مجاهدین استراتژی خود را روی فعالیت های تروریستی آنها بنا کرده عبدالمالک ریگی است ؛ سازمان مجاهدین با نام گذاری مبارز بلوچ و پخش اطلاعیه و اعلامیه ومصاحبه آنها سعی کرده و میکند که با دفاع از آنها به تضعیف جمهوری اسلامی بپردازد، اما در این بخش هم نه تنها راه به جایی نبرده بلکه بجای تضعیف جمهوری اسلامی عملا با عملکرد این گروه، جمهوری اسلامی را در مبارزه با تروریست تقویت هم کرده است.

استراتژی دیگرسازمان استفاده از جشن های ملی و مردمی مثل پیروزی های تیم فوتبال و یا همین چهارشنبه سوری است، سازمان میخواهد که با به خشونت کشیدن این حرکات اجتماعی برای خودش از این نمد کلاهی بدوزد وبرای طرف مقابل خارجی با منتسب کردن این حرکات به خودش، آبرویی دست وپاکند. اما در این زمینه هم تاکنون راه بجایی نبرده دلیل آن هم روشن است " نداشتن پایگاه مردمی "

در همکاری با امپریالیست و صهیونیست استراتژی مجاهدین با یک حرف وزیر خارج آمریکا که میگوید حاضر به مذاکره با همتای ایرانی اش است، به هم میریزد.

در همکاری با اشرار این استراتژی با اعدام عاملان فاجعه و نیزافکار عمومی داخل و بین المللی در تائید آن، به سنگ میخورد.

در سوء استفاده از جشن های ملی و مذهبی هم، با شرکت گسترده و آرام مردم و حضور خبرنگاران بین المللی در آنها باز هم این استراتژی راه بجایی نمیبرد.

استراتژی ارتش آزادیبخش هم چنان در گل فرورفته است که بجای کمک به برون رفت سازمان از بحران عملا تبدیل به معضلی برای رهبران این فرقه شده است.

و همه این ها نتیجه سالها خیانت به اعتماد مردم است.

 بهزاد علیشاهی

27.02.2007

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا