فرقه گرایی مجاهدین

مهر ماه، یادآور زنده نگه داشتن ناآگاهی و جاهلیت در فرقه رجوی

همزمان با آغاز ماه مهر، علم و دانش، همچنان در اسارتگاه های رجوی تعطیل است!

در اغلب فرقه های مخرب، اعم از مذهبی یا غیر مذهبی، تحصیل و کسب علم و دانش ، همواره تعطیل است و فرقه ی رجوی از این امر ضدانسانی ، مستثنی نیست! اما همچنان در اول مهر هر سال رهبران مستبد این فرقه بر این امر پای فشرده و دست روی کمبودها و اشکالات تحصیلی در ایران می گذارند، کسی هم نیست بپرسد که شما اگر اینقدر دلتان برای تحصیل مردم ایران بی تاب است ، چرا خودتان این امر را در اسارتگاههای خود تعطیل و ممنوع کرده اید؟ البته در تمام فرقه ها ، اصالت با ناآگاه نگه داشتن اعضاء و حکمرانی رهبران فرقه بر افرادی است که باید از دنیای بیرون و از پیشرفت و ارتباطات دور نگه داشته شوند!

هر موقع سه عنصر:  رهبر زیرک، مغلطه گر و مقدس ماب  با یک تشکیلات منسجم  و تکنیک های روانشناختی کنترل ذهن جهت فریب افراد را یک جا دیدید، مسلم بدانید که در یک فرقه حضور دارید. این سه ضلع مثلث ، در یک جا، بقدری خطرناک و محکم عمل خواهد کرد که اگر در همان ابتدا خود را نجات ندادید، شاید دیگر هرگز موفق به نجات جان خود از چنگال این فرقه نخواهید شد! فرقه ی گمراه رجوی این سه ویژگی را یک جا و تقریبا کامل تر از دیگر جاها، دارا است و این علت العلل اسارت سالیان اعضای این سازمان است ، بی هیچ دستاوردی!

فرقه گرایی مجاهدین

باز هم امسال خانم مریم رجوی ، رئیس جمهور مادام العمر خود منتسب در فرقه ی رجوی، دیگران را به آشوب و قیام برای آزادی ترغیب و تشویق کرده و چنین گفته است:

“درس اول هم‌چنان درس آزادی و قیام برای آزادی است…”

طوری از آزادی و قیام صحبت می کنند، گوئی واقعا برای آزادی ارزشی قائل هستند! این مگر همان فرقه ی رجوی نیست که طی سالیان 90 درصد اعضای وفادارش را زندانی و شکنجه کرده است؟ مگر این بی دین ها، معنای آزادی را می دانند؟

مردم ایران درس اول را خوب می دانند، درس اول ، محو کردن فرقه ای سرکوبگر است که در کمین جوانان این میهن ، نشسته و مترصد قربانی کردن آنان است، فرقه ای که اگر درس اول را می دانست ، چرا رهبران آن هر بار از پرداخت بهای مبارزه که همانا دست در جیب کردن و پرداخت بهاء است ، فرار کرده اند، اگر درس اول قیام برای آزادی است ، پس کو مسعود رجوی که مثل موش در سوراخ رفته است و از دور لنگش کن ! گفته و عربده می کشد!

اگر قیام خوب است ، چرا شما در هزاران کیلومتر آنطرف تر ، نشسته و مردم را بدان ترغیب می کنید؟ چرا رهبر وطن فروش تان، در هر سربزنگاهی ، فرار را بر قرار ترجیح داده و امروز از او هیچ خبری نیست؟

گوش مردم ایران و جوانان ایرانی، از این ژست های مفتضح و حرفهای مفت ، پر است ! کجای تاریخ ایران چنین مفت خورانی وجود داشتند که منتظر آمدن ملت به خیابانها و سپس موج سواری آنان باشند؟ امروز دیگر دوران دادن شعارهای مردم فریب ، تمام شده است ، هرکس ادعائی دارد ، این گوی و این میدان ! بفرماید برای مردم آزادی بیاورد!

همه می دانند که تحصیل در فرقه ی رجوی تعطیل است! علم و دانش هرگز هیچ سنخیتی با ماهیت فرقه ی رجوی نداشته است، همه ی کسانی که روزی به این فرقه وارد شدند، موقع خروج پیشرفت که نه! بلکه فرسخ ها پس روی داشته اند. پس تا بوده در تمامی فرقه ها، اسارت و بندگی بوده است و به هدر دادن عمر و جوانی انسان ها.

مریم رجوی همچنین در فرقه ی گمراه رجوی، دست به سرکوبی گسترده با نام انقلاب درونی زده است که تقریبا تمام تکنیک های مغزشوئی و تفتیش عقاید ، زیر چتر این باصطلاح “انقلاب” ، نهادینه شده است، جرم مریم رجوی به این دلیل شاید کمتر از مسعود رجوی نباشد، چرا که در این فرقه تمامی تمردهای اعضای سازمان و بدنبال آن سرکوب های تشکیلاتی، از قوانین مستبدانه ی این انقلاب نشات می گیرد! طلاق همسران بصورت ابدالدهر و تجرد اجباری و محرمیت تمامی زنان در تشکیلات با رهبر فرقه، سرکوب عمومی روزانه تحت نام نشست های عملیات جاری وغسل، ازجمله ی موارد اجباری این انقلاب است که همه در تشکیلات باید رعایت کنند!

آزادی و عدالت ، دو مفهوم ناآشنا وغریب در فرقه ی بدنام رجوی است ، امروز اگر مریم رجوی در این فرقه ، بمناسبت سالگرد مهرماه از آزادی صحبت می کند، بی گمان در فکر توطئه ای جدید است که اعضای پیر و سالخورده ی سازمان را بیشتر بازی داده و دوران اسارت آنان را طولانی تر کند! که البته تمامی این اعمال ضد انسانی ، از سوی مدافعان حقوق بشر و فعالین سیاسی ، بشدت محکوم است.
فرید

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا