فرقه گرایی مجاهدین

تناقض در آرمان شهر فرقه رجوی ـ قسمت پنجم

سر و بدنه، دو پدیده متضاد در فرقه مجاهدین خلق

زندان هویت

برکسی پوشیده نیست که چرا سران فرقه مجاهدین خلق در مورد زندانی که در آلبانی ساخته اند چنین ادعاهایی دارند، اظهاراتی از قبیل این که :

این قلعه یک جامعه توحیدیست!
سر منزل مقصود است!
کمال انسانیت است!

در نوک پیکان تکامل،بر بام دنیا قراردارد! واعضای داخل این حصار،ساکنان حرم ستر وعفاف وغیره خوانده می شوند!

قسمت چهارم تناقض در آرمان شهر فرقه رجوی

اینکه چرا اینگونه القاب صد من یه غاز را زیر بغل اعضای نگون بخت می گذارند آن روی دیگر سکه ای است که در ورای آن رذالتی کثیف خوابیده است! این رذالت بلایی است که سران فرقه در پس این ادعاها بر سر اعضا می آورند و این آواریست که فقط و فقط بر سر اعضای نگون بخت فرقه خراب می شود. آن روی این سکه؛ مکانی که با حصار و سیم خار دار و نیروی امنیتی خصوصی و دوربین های مدار بسته زیر شدیدترین مانیتورینگ قراردارد و نفراتی که در درون این حصار زندانی هستند واجازه هیچگونه ارتباطی با دنیای بیرون از قلعه خودشان را ندارند و حتی برای چند ساعت خروج از حصار مجبورند به هر دروغی متوسل شوند! و در خیلی از اوقات با درخواستشان موافقت نمی شود.

محدودیتهایی که سران فرقه درهمین آرمان شهر اشرف اعمال می نمایند حتی در بدترین زندانها هم دیده نمی شود و مهمتر ازهمه اینست که افراد زندانی در این حصار هیچگونه هویتی نه فردی و نه اجتماعی از خود ندارند؛ وهمه این اعمال با همان القاب مشروعیت می یابد وقتی که جسم و روح، فکر و ذهن، چشم وگوش روی یک موضوع متمرکز باشد وطی سالیان فقط یک چیز ببینند و بشنوند، به نظر شما عاقبت این گونه اشخاص چیست و چگونه شخصیتی خواهند داشت؟
حتی کارشان را خودشان نمی توانند انتخاب کنند !! آیا این انتخاب آگاهانه است؟ یا کورکورانه؟
این یکی از روشهای ماکیاولیست که به آن می پردازیم، اما حال می توان به جواب این سوال رسید که چرا رجوی اینهمه القاب خیرات می کند؟

مسئله اصلی اینست: نداشتن هویت آنهم در برهۀ کنونی ، که واقعا تمامی عرصه های زندگی فردی و اجتماعی به صورت جدایی ناپذیری با این “هویت” عجین گردیده، چیزی نیست که بتوان بسادگی کسی را از آن محروم نمود! اما سران این فرقه نه تنها توانسته اند اعضاء را از این حق طبیعی و ابتدایی شان محروم کنند بلکه زوایای پنهان این زندان “هویت” واقعا جنایتی غیر قابل تصور و آسیب های ناشی از آن بسیار دردناک وغیر قابل انکارمی باشد. نفراتی که هیچگونه اراده ای از خود ندارند، وقتی که به راحتی خانواده را دشمن می خوانند؛ چه ارزش دیگری را می تواند پاس بدارند؟!

این یکی از شناخته شده ترین روشهای حکومت داری ماکیاولی است، در درون فرقه یکی از مهم ترین مسائلی که هموار بین سران متوهم فرقه و اعضای نگون بخت، مورد مجادله بوده است اینست که آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟
یعنی براى رسیدن به مقصود، مى توانیم هر گونه ابزار و وسیله اى را به کار ببریم؟ به بیان دیگرگروهی که مى خواهد به قدرت و حکومت برسد؛ آیا بدین جهت مى تواند از نیرنگ و فریب استفاده کند؟ آنهم برای کسانی که بوسیله خود آنها می خواهد هدف خود را محقق نماید!

نظر واقعى وعملکرد بسیارى از سیاستمداران چه دیروز و چه امروزه چنین بوده و هست که، آرى، هدف وسیله را توجیه مى کند و به کار بردن هر وسیله اى هر چند هم که ضد اخلاق و دین وحتی انسانیت باشد، براى تأمین هدف رواست، که البته این نظر بسیار تأسف آور است؛ اما واقعیت تلخ اینست که عقل سلیم را در پاسخ مثبتی که به این سوال می دهند، می سنجند.
(البته از دیدگاه اسلام ، وسیله نیز باید مشروع باشد چرا که تفکیک هدف و وسیله از یکدیگر دشوار است)

از این نمونه ها درصفحات تاریخ بسیارند. انسانها و سیاستمدارانى که شعار و ادّعاى اصول انسانى و حقوق بشر و دین و اخلاق داشته و دارند امّا اعمال و رفتارشان دقیقا بر طبق دستور ماکیاول است. این افراد زشت ترین اعمال را براى اهداف خود مرتکب مى گردند. رفتارشان نشان می دهد که بویى از انسانیّت نبرده اند.نیکولو ماکیاولی که برخی او را به اتهام حمایت از حکومتهای اقتدارگرا و ستمگر، همواره مورد حمله قرار می دادند،به طور مفصل به این موضوع پرداخته است. ماکیاولی در فصل سوم کتاب «شهریار» می‌گوید “هرکس سببِ قدرت، عظمت و بزرگی دیگری می‌شود کار خود را ساخته و باید آن را تمام شده دانست” و بلاشک هیچ‌گاه به این مسئله فکر نمی‌کنند که بر سر انسان‌های دیگر چه می‌آید!

حال رهبرخودخوانده ای که کارنامه نامبارکش به مزدوری برای صدام مزین است،اکنون هم به دست و پای آمریکا افتاده! آنهم امریکایی که سردمدار امپریالیسم جهانخوار بوده که با تمامی ارزشهایی که سازمان سنگش را به سینه میزد در تعارض است، چرا اینقدر ذلیل وبی مقدار شده است و دردش چیست که به این روش ها تمسک می جوید؟
تنها چیزی که می ماند همان القاب صد من یک غازی است که سران فرقه نثار این اعضا می کنند( تحمیق و مسخ کردن افراد) و تمام هم وغم سران فرقه اینست که نفرات در داخل این خانه سالمندان عمرشان زودتر به پایان برسد تا رازهایشان برملا نشود!

حسن شهباز ، تیرانا

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا