فرقه گرایی مجاهدین

صنعت جاسوس سازی و جاسوس پروری در فرقه رجوی

از دیر باز یکی از فعال ترین صحنه های تشکیلاتی در تاریخچه سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی و رئیس جمهور مادام العمر وی مریم رجوی این بوده که “جاسوس” تولید کنند. جاسوس سازی و جاسوس پروری در فرقه های مخرب بسیار رایج است و بویژه در فرقه های تروریستی که خیلی بیشتر نیاز به جاسوسی در اطراف خود دارند.

اساسا کار جاسوس “جمع آوری اطلاعات” است. در دنیای اطلاعات، یکی از پیچیده ترین و رایج ترین سیستم ها ایجاد شبکه های جاسوسی میباشد. می گویند اطلاعات لازمه کسب قدرت است و هر نیرویی که به دنبال کسب قدرت باشد لزوما باید به کار جاسوس سازی و جاسوس پروری بپردازد .

این پدیده در داخل تشکیلات رجوی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده و بصورت سیستماتیک و عریان تبلیغ شده و روزانه مطرح است و غالبا در اشکال حضوری یا کتبی به راس هرم گزارش میگردد. هر کسی که بیشتر در این مورد فعال باشد و در درون تشکیلات بیشتر به جاسوسی مشغول باشد طبعا مورد تشویق قرار گرفته و امتیازاتی هم دریافت می کند .

فرقه

دقیقا به همین خاطر موضوعی به اسم “دوست” یا “فامیل” در مناسبات فرقه رجوی وجود ندارد و هر کسی موظف میباشد که از تمامی رفتار و حرکات و گفتار کنار دستی خود گزارش تهیه کرده و به مسئول بالاتر ارائه دهد .

برای روشن تر شدن موضوع در درون مناسبات فرقه رجوی یک مثال آورده می شود:
فرض کنید که دو نفر با هم مشغول به کار هستند، در انتهای کار هر کس باید گزارشی از کار روزانه خود ارائه دهد. یکی از محورهای این گزارش در خصوص اطرافیان در محیط کار می باشد، اینکه چه کسی چگونه کار می کرد و چه میگفت و چه رفتاری داشت و غیره. النهایه هم اگر نسبت به اوضاع کاری مطلب خاصی داشته باشد بیان می کند. مثلا می گوید که فلان فرد خیلی ساکت بود، یا بهمان فرد خیلی در فکر بود، یا حواسش پرت بود، یا فلان دو نفر رابطه دوستی نزدیکی با هم داشتند و غیره.

در مناسبات تشکیلاتی فرقه رجوی ایجاد رابطه دوستی بشدت زشت محسوب می گردد و هر کسی که در این مسیر اقدام کند تشکیلات با او سریعا برخورد خواهد کرد. اگر فورا تغییر رویه ندهد از شیوه های دیگری استفاده خواهند کرد. مثلا تبعید به یک مکان دیگر یا از دست دادن امتیازاتی که به فرد از قبل تعلق گرفته است یا هر آن چیزی که باعث آزار او گردد، حتی گرفتن رده تشکیلاتی او.
در فرقه رجوی افراد حتی به صورتی مغزشویی می شوند که به جاسوسی از خود نیز مبادرت می ورزند و افکار و کردار خود که مغایر با تعلیمات سازمان است را گزارش می نمایند. افراد حتی موظف هستند که خواب شب خود را هم گزارش نمایند.

در جایی که فرد به خودش رحم نمی کند آیا متصور است که به دیگری رحم کند؟
این یک کار بسیار زشت و احمقانه است ولی در تشکیلات رجوی بسیار به این موضوع پرداخته شده و مستمرا تبلیغ و فرهنگ سازی گردیده است.
اینگونه می شود که کلیه افراد با هم غریبه شده و یکدیگر را بیگانه می بینند، حتی کسانی که سالها با هم زندگی کرده و کار میکنند از یکدیگر واهمه داشته و آدم های اطراف خود را جاسوس می دانند.

بصورت عام در لحظه دو نوع نگاه به کنار دستی وجود دارد. یکی نگاه از نوع همرزم و دیگری نگاه از نوع دشمن. یعنی در لحظه یک نفر هم دشمن است و هم همرزم، هم دوست موقت است و هم دشمن فعال .
به همین خاطر افراد تمایل دارند تنها بوده و کسی کاری به کار دیگری نداشته باشد (به جز جاسوسی). محبت کردن و ابراز علاقه و مهربانی زشت و نکوهیده می باشد و هر عشق و علاقه ای فقط مختص رهبری سازمان است .

در این دستگاه است که جاسوسی راحت می شود، افراد همه علیه یکدیگر می شوند، در لحظه این حس وجود دارد که در تشکیلات چندین دوربین مدار بسته متحرک و شنوا در حال شنود و فیلم برداری از تمامی حرکات و رفتارها و گفته ها هستند.

بخشعلی علیزاده

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا