رجوی: بنی صدر هرگز تضاد اسلام با آزادی و دمکراسی و حقوق بشر را درک نکرد

در روزهای اخیر آقای ابوالحسن بنی صدر در سن 88 سالگی در بیمارستانی در پاریس ، بعد از دوران طولانی بیماری درگذشت! او اولین رئیس جمهور ایران پس از انقلاب اسلامی بود! بنی صدر همچنین پدر زن دوم مسعود رجوی بود و دخترش فیروزه مدتی همسر مسعود رجوی بود که به دلایل مختلف و اختلافات فراوان تصمیم به جدائی و طلاق گرفت!

در مقاله ی مجاهدین که بازتاب دیدگاههای شخص مسعود رجوی است ، چنین نوشته شده است :
” بنی صدر تا پایان عمر، به اشتباهات خود اعتراف نکرد و از مردم ایران پوزش نخواست. بنی صدر همچنان از آرمان های انقلاب اسلامی و اقتصاد توحیدی می نوشت و علیه امپریالیسم و اسرائیل سخن می گفت… این تحصیلکرده ها با وجودی که سالها در کشورهای آزاد زندگی کردند اما هرگز تضاد اسلام با آزادی و دمکراسی و حقوق بشر را درک نکردند. فیلم بازجویی دکتر یزدی همکار بنی صدر از زنده یاد رحیمی، هنوز هست ”

رجوی و بنی صدر

اولا چشم مان روشن که ارتشبد رحیمی جلاد زنده یاد نامیده شده است!
البته در آن زمان خود رجوی ها به کم بودن تعداد اعدام سران رژیم شاه اعتراض داشته و آنرا ناشی از سازشکاری حکومت جدید میدانستند!

ثانیا اینکه مسعود رجوی از تضاد اسلام با آزادی و دمکراسی و حقوق بشر می گوید، دشمنی دیرینه ی او با مذهب و اسلام را عیان و آشکار می کند، این ضدیت امر جدیدی نیست و می توان به جرات گفت که مسعود رجوی هرگز اعتقادی به دین مبین اسلام نداشته و ندارد. سازمان مجاهدین خلق ایران که از بطن نهضت آزادی سربرآورد، در اوایل دهه 50 رسما اعلام کرد که مشی مارکسیستی را انتخاب کرده است. درست‌ است که بنیان‌گذاران سازمان افرادی بودند که شخصا به دین سنتی پایبند بودند ولی سازمانی را که بنیانگذاری کردند، وقتی ما آثار بنیانگذاران سازمان و کتاب‌های تئوریک شان مانند اقتصاد به زبان ساده، شناخت، راه تکامل و … را می‌بینیم مبنای‌شان اصالت مارکسیست با شاخ و برگ دینی بوده است. به همین خاطر ما فارغ از اینکه نیت بنیان‌گذاران سازمان را بدانیم از محصولات‌شان درک می‌کنیم که ایدئولوژی سازمان بیش از اینکه مبتنی بر مبانی دینی باشد مبتنی بر کتب مائوئیستی است.
یعنی آنقدر که در کتب و آثارشان از لیو شائوچی( نفر دوم حزب کمونیست چین بعد از مائو و تئورسیون کمونیست چین) کد آورده‌اند، به آن اندازه از دین در اصول و مبانی شان استفاده نشده است. ساواک هم هواداران مجاهدین خلق را مارکسیسم اسلامی می‌دانست.

البته این تعبیر، تعبیر غلطی نبود. بدین خاطر که سازمان قبل از اینکه مسلمان باشد مارکسیسم نما بود. بارها مسعود رجوی در نشست های درونی وقتی می خواست از لزوم مرز سرخ بودن عملیات جاری بگوید به جلسات انتقاد از خود نیروهای مائو در گرماگرم نبرد و جنگ سخن می گفت و اینطور استدلال می کرد که ماهم باید عملیات جاری (انتقاد و انتقاد از خود) را هرگز تعطیل نکنیم!(فعلا اینجا به علت اصلی انجام جلسات انتقادی در مجاهدین خلق نمی پردازم که از اساس با جلسات انتقادی در زمان مائو متفاوت بود و اهرم اصلی شستشوی مغزی در دست رجوی بود)! بهمن بازرگانی از اعضای سازمان نقل می‌کند که مدت‌ها در زندان مشهد و تهران پیشنماز می‌ایستاد. می‌گوید: من آن زمانی که پیشنماز می‌ایستادم مارکسیست را قبول کرده بودم و برای حفظ ظاهر پیشنماز می‌ایستادم. برای اینکه نیرو جذب کنیم تظاهر به دینداری می‌کردیم تا جایی که پیشنماز زندان می‌ایستادم و عده‌ای هم به من اقتدا می‌کردند!

مسعود رجوی که هرگز مایه ی سیاسی نداشت و از این ور و آن ور چیزهائی برداشته بود، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، در مکاتباتش با بازرگان در ژستی مترقیانه نوشته بود: مارکسیست برای ما علم مبارزه است! بهرحال نتیجه این که کسانی که زمانی از عمر خود را بصورت حرفه ای در اسارت مسعود رجوی گذراندند از نزدیک دیدند که در سازمان از مبانی اسلام خبری نیست و ما با یک سازمان دیکتاتور و سکولار فرقه ای مواجه هستیم!

در قسمت دیگری از مقاله ی سازمان در مورد بنی صدر نکات جالب دیگری هم وجود دارد که اشاره به آنها خالی از لطف نیست! براستی چرا سخنان بنی صدر علیه برخی کشورها ، جیغ بنفش مجاهدین را در آورده است ؟! در مقاله ی سازمان نوشته شده است که:
بنی صدر همچنان از آرمان های انقلاب اسلامی و اقتصاد توحیدی می نوشت و علیه امپریالیسم و اسرائیل سخن می گفت…
اینکه سخن گفتن بنی صدر علیه امپریالیسم و اسرائیل ، به مذاق رجوی ها خوش نیامده است، همان دم خروس وابستگی مفرط فرقه ی رجوی به آمریکا و اسرائیل را نشان می دهد!

سالیان سال است که سران فرقه ی رجوی سعی می کنند روابط پنهانی خود و نوکری خود به اسرائیل ، عربستان و آمریکا را مخفی کرده و وابستگی کامل خود به این دول را لاپوشانی کنند!
اگر سازمان مجاهدین و شخص رجوی ، به چند سئوال ما پاسخ صحیح بدهد ، ماهیت اصلی او که همانا مزدوری برای دشمنان ایران است ، بخوبی نشان داده می شود؟

1- کدام دولت درجهان ، خروج سازمان از عراق و رفتن به کشور آلبانی در ازای چندین میلیون دلار پرداخت سالیانه به دولت فقیر آلبانی را رقم زد و چرا؟
2- در موارد معدودی که سازمان مجاهدین خلق ، سایت های اتمی ایران را افشاء کرد ، کدام دولت پشت این قضیه بود و چرا؟
3- سه کامیون طلای اهدائی ملک عبدالله ولیعهد عربستان ، به مسعود رجوی و ساعت های رولکس با آرم سلطنتی آل سعود، در سال 1366 ، ماجرایش چه بوده است ؟
4- داستان دینارها و دلارهای اهدائی صدام حسین به مسعود رجوی ، در ازای چه امتیازات و خودفروشی های رجوی بود؟
5- ماجرای پیام مسعود رجوی در سال 1383 و روابط موازی با آمریکائی ها و قضیه ی دامن پوشیدن مسئولین جلوی آمریکائی ها چه بوده است ؟
نمی دانم چرا وقتی درب این دیگ وطن فروشی فرقه را اندکی بلند می کنیم ، بوی وطن فروشی، خیانت ، تعفن و لجن از آن به مشام می رسد ؟ ؟ ؟

فرید

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا