مجاهدین خلق

شرمنده کیست؟

یکی از سایت های دجال رجوی ، در مواجهه با اعلام رسمی جدائی یکی از اعضایش تیتر زده است که :
” ابراز شرمندگی برای رفتن زیرقبای وزارت و ملا بعد از تماس از ایران! ”
سازمان ضد مردمی رجوی، کسی را که نزدیک به 18 سال تحت بردگی و اسارت کامل داشت و از تمام موهبت های زندگی عادی او را محروم کرده بود، از دست داده است. رهبران سازمان باید شرمنده باشند که عمر و جوانی او را بر باد دادند. باید شرمنده و خجل باشند، اما دست پیش را گرفتند که پس نیافتند.

شرمنده کیست؟
شرمنده باید مسعود رجوی ومریم رجوی باشند که کارنامه ای سیاه را برای خودشان رقم زدند و صدها هزار جوان را از دم تیغ تیز فرقه ای خود گذراندند. اکنون که بیش از 40 سال است که از کشور فرار کردند و ابتدا به آغوش صدام حسین و سپس آمریکا، عربستان و اسرائیل رفتند، باید شرمنده ی مردمی باشند که از جبهه ی دشمنان مردم ایران ، فرزندان این مرز وبوم را مورد هدف قرار دادند.
رجوی ها باید شرمنده باشند که تمام وعده هایشان پوچ و توخالی از آب درآمده است. به نام آزادی و دمکراسی، عده ای انسان صادق و ناآگاه را با فریب و شعارهای پرطمطراق به اسارت بردند و در قربانگاههای اشرف و لیبرتی و اکنون نیز آلبانی به کام مرگ فرستادند.

راستی مسعود رجوی در شروع بمباران های نیروهای ائتلاف به کدام سوراخ موش خزید؟
مریم رجوی در شروع جنگ عراق ، با 300 نفر از خواص در مرز اردن ، مشغول چه امر مقدسی بود؟
شرمنده باید جنایتکارانی باشند که اعضای خود که از همه چیز خودشان گذشته بودند را، در بیابانهای عراق زیر بمباران ها تنها گذاشتند و فرار را بر قرار ترجیح دادند.

رفتن سراغ زندگی و نجات جان خود از اسارتگاههای رجوی که مرگی تدریجی فقط برای اعضای آنجا رقم زده شده است، مگر شرمندگی دارد؟ این که همه اش شرافت و جسارت و مردانگی است، پشت کردن به دشمنان مردم ایران که همه اش افتخار و شرف است.
شرمنده باید شکنجه گران و زندان بانانی باشند که اعضای ساده و نگون بخت سازمان را در زندان های اسکان و اشرف و سایر زندان های پرتعداد سازمان ، پشت دربهای بسته شکنجه کردند و به قتل رساندند.
جداشدگان از این سازمان وطن فروش، حقایقی را برملا کردند که هر شنونده ای را متاثر می کند. در سازمانی که ادعاهای دمکراتیک داشت، اعضاء را می سوزاندند و شکنجه می کردند و به قتل می رساندند.

راستی چرا در سازمان مجاهدین زندان هائی وجود داشت که اعضای سازمان را برای مدت های طولانی در سلول های انفرادی حبس می کرد؟
مگر گناه امثال محمد حسین سبحانی ها چه بود که 8 سال در زندان انفرادی اشرف محبوس بوده است؟
چرا افشای حقایق فرقه ای ، این همه رهبران این فرقه را به وحشت می اندازد؟ چرا جدائی یک نفر ، سازمان را وادار به دادن اطلاعیه و پیام و نوشته و … می کند؟
چرا خروج از این سازمان لعنتی ، باید جرم تلقی بشود؟
مگر این سازمان در طول حیات ننگین خودش ، چه دستاورد مثبتی داشته است که به خاطر آن اعضاء باید فقط با مرگ خود ، از آنجا آزاد شوند؟

شرمندگی اگر وجود دارد، فقط و فقط مربوط به رهبران خائن این فرقه است که روی تمام جنایتکاران جهان را سفید کردند. روزگاری صدام حسین در قدرت بود و ما را مثل برده های قرون وسطی در اشرف و سایر اسارتگاههای رجوی به زنجیر بردگی کشیده بودند و هر انتقاد و درخواست جدائی را در دالان های تنگ و تاریک ، با ” مشت آهنین” پاسخ می دادند! همه ما جداشدگان می دانیم که اگر صدام حسین الان هم در قید حیات کثیف خود بود، ما هنوز در اسارت این فرقه باقی مانده بودیم.
خدا را هزاران مرتبه شکر ، که آن قدرت کذائی را از دستان این رهبران دیکتاتور گرفت و آزادی را برای اعضای این سازمان هدیه داد. امید به اینکه سایر اسیران گرفتار در این فرقه هر چه زودتر بتوانند از چنگال این فرقه نجات یافته و به این ” شرمندگی مقدس ” دست پیدا کنند . . .

فرید

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

یک دیدگاه

  1. این اراجیف تکراری مزدوران ماهانه بگیر به هیچ وجه ارزش توجه و جواب دادن ندارد مقلات نوشته شده خودشان خود را افشا می‌کند برادر مجاهد مریمی که در عرض دو روز تبدیل به مزدور میشود واقعا درود بر انقلاب مریم عجب افراد را اب بندی کرده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا