مریم رجوی

مریم رجوی گفت یاران اسامه بن لادن را الگوی خود قرار دهید

در سال 1380 ما را به مقر باقرزاده در بغداد بردند. طبق معمول رجوی و دار و دسته اش برای ما خواب هایی دیده بودند . بله نشست طعمه! هر موقع به رجوی گزارش داده می شد که اوضاع تشکیلاتی افراد بهم ریخته، همه را جمع می کرد و شمشیر خود را بر علیه ما از رو می بست .

نشست طعمه

نشست در مقر مخوف باقرزاده 4 ماه تمام طول کشید. صبح تا ظهر در دیگچه (چادرهایی که بیرون از سالن نشست بر پا کرده بودند) بایستی خیس می خوردیم. در چادر مسئول نشست، هر چه بد و بیراه بود به ما گفته می شد و بعد از ظهر در سالن نشست رجوی و مریم قجر با همه نشست می گذاشتند و همه را زیر تیغ می بردند .

4 ماه تمام ما زیر ضرب رجوی و سرانش بودیم. یک روز بعد از استراحت دو الی سه ساعته ما را از خواب بیدار کردند و گفتند همه بروید سالن غذا خوری. ما هم در خواب و بیداری بطرف سالن غذا خوری حرکت کردیم. نزدیک سالن که شدیم صدای آهنگ شاد از سالن شنیده می شد. وارد سالن که شدیم شیرینی و شیر روی میزها چیده بودند. خبر نداشتیم چه اتفاقی افتاده است. در حین خوردن شیرینی فیلمی را برای ما پخش کردند که گروه بن لادن به برج های دو قلو در آمریکا حمله کرده بودند. یکی از زنان شورای فرقه رفت پشت میکروفن و گفت: شادی کنید، دست بزنید، امروز روز عید ماست. آمریکا بزرگترین ضربه را خورد 11 سپتامبر را جشن گرفتیم. بعد از جشن مجددا به چادرها رفتیم و هر چه خورده بودیم از حلقوم ما بیرون کشیدند.

مسعود و مریم رجوی

همان روز به ما ابلاغ کردند که خواهر مریم با همه نشست دارد. ما هم بطرف سالن حرکت کردیم. یک ساعتی در سالن اجتماعات نشسته بودیم. بعد از یک ساعت خانم تشریف آوردند . آهنگ شاد پخش کردند و مریم قجر شروع کرد به دست زدن. آهنگ که تمام شد شروع کرد به سخنرانی و در ادامه گفت: شنیدید چه اتفاقی افتاده امپریالیسم ضربه خورد و دل من و مسعود شاد شد . می گفت: بروید از یاران اسامه بن لادن یاد بگیرید . تشکیلات بن لادن نسبت به ما خیلی ضعیف است حال چگونه یارانش حماسه می آفرینند ولی شما بهترین زندگی را در سازمان دارید. هیچ بخاری از شما بلند نمی شود، گرد مرگ بر شما پاشیده اند. یک عملیات شما را می فرستیم. (منظورش عملیات تروریستی بود) تا بروید آن عملیات را انجام دهید جان ما را بالا می آورید. بروید برای من طرح بیاورید که هر چه عملیاتهای بزرگ انجام دهید دل مسعود شاد می شود . منظور خانم این بود که هواپیما ربایی کنید و عملیات تروریستی انجام دهید که مردم بیشتری در ایران کشته شوند.

مریم قجر می گفت امپریالیسم ضربه خورد دل من و مسعود شاد شد! باید به مریم قجر گفت: پس چی شد آن شعارها؟ الان که در همایش ها و سخنرانی ها پرچم آمریکا پشت سر شما بر افراشته است. شما که دشمن آمریکا بودید چی شد که الان تا خرخره زیر چتر آمریکا رفته اید و به آمریکایی ها دخیل بسته اید .

فواد بصری

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا