نقض حقوق بشر

فراخوان برای کودکانی که به هر نوع زخم خورده مجاهدین هستند

آن دسته از مردم اهل مطالعه ی ایران و مخصوصا خانواده های درگیر با قضیه و همچنین افراد جداشده از تشکیلات ضدبشری رجوی اطلاع دارند که مسعود رجوی برای سرکوب تشکیلاتی احتیاج به از بین بردن عاطفه در بین اعضای تشکیلات داشت و برای این کار منتظر فرصتی بود تا به این نیت شوم خود جامه ی عمل بپوشاند.

او برای پیشبرد این هدف، ابزارهای مختلفی به کار برد. مهمترین هدفی که رجوی دنبال می کرد از بین بردن بنیان خانواده بود و برای رسیدن به این مهم یکی از مونع پیش رو را کودکان می دید که مایه اتصال همسران به یکدیگر بود. به این ترتیب در زمان جنگ خلیج ، زمان را مساعد دید تا نقشه شوم خود را به اجرا دربیاورد. کودکان را از والدین جدا کرد و به کشورهای اروپایی اعزام کرد. مرحله بعد برای اجرای این نقشه شوم و این جنایت این بود که پس از شکست در عملیات فضاحت بار و تاسف برانگیز فروغ جاویدان تمام تقصیرها را به گردن نیروها بیاندازد و موضوع را ربط دهد به خانواده و عاطفه و احساسات خانوادگی .

او طی نشست های طولانی و پر تعداد خود، با زور شانتاژ و … زن و شوهرها را وادار ساخت که بپذیرند که دلیل شکست عملیاتش این بوده که رزمنده هایش در زمانی که باید با حواس تمام مشغول کشتار سربازان ایرانی باشند، به همسر و فرزندان خود می اندیشیدند و بنابراین کارآیی لازم را برای پیروزی از دست داده بودند و لازم بود که اثری از این دو عنصر (همسر و فرزند) در ذهن هیچ مجاهد خلقی الا خودش نباشد تا مجاهدین در جنگی صد برابر پیروز شوند! که زندگی نشان داد که با وجود موفقیت دراین ترفند های کثیف، چنان نشد که او تصور میکرد.

کودکان در فرقه رجوی

در مورد طلاق های اجباری و توفیق رجوی در این کار، مطالب زیادی در حد ده ها هزار صفحه نوشته شده که شرح آن در حوصله ی این یادداشت که حکم فراخوان به کودکان معصوم یاد شده دارد، نیست.
اما تا همین اواخر در حق این کودکان معصوم کمتر نوشته شده بود که خوشبختانه در ماه های اخیر به این مورد اخیر هم پرداخته شد و چند نوشته ی اساسی ، تشکیلات رجوی را لرزاند و سراسیمه اش کرد که به دفاع شتابزده و غیر معقولی بپردازد که نتیجه ای برایش نداشت.

همانطور که دیگران هم توضیح مفصلی داده اند، رجوی جنگ اول خلیج فارس را فرصت مغتنمی دانست و این کودکان را به بهانه ی محافظت از گزند بمباران ها از والدین شان جدا کرده و درخانه های تعدادی از هواداران مورد اعتماد و یا کمپ هایی که مدیریت آنها در دست شقی ترین مریدان اش بود ، اسکان داد تا بعد از شستشوی کامل مغزی و در حالی که هنوز به 18 سالگی نرسیده بودند به اشرف بازگردانده شده و در مجموعه ی سیاهی لشکر رجوی قرار گیرند .

این اعزام قبل از 18 سالگی بدان خاطر بود که دارندگان 18 سال تمام، میتوانستند به پلیس مراجعه کرده و بعنوان فرد بالغ ، کمپ و مناسبات رجوی را ترک کنند و البته چندین نفری این وضعیت را داشته و توانسته بودند که خود را رها کرده و زندگی مستقلی در کشور محل سکونت خود داشته باشند.

از آنجا که اخیرا این باند تبهکار مدعی شده که این حمایت ها از کودکان سابق اثری نداشته و تا دادگاهی تشکیل نشود ، حمایت های دیگران فایده ای ندارد ، بجاست که این کودکان سابق با هم اندیشی های لازم و ممکن ، عرض حال خود را به دادگاه های کشورهای محل سکونت خود تقدیم نموده و حقوق تضییع شده ی خود را مطالبه کنند.
البته ما از دشواری های موجود در این مسیر آگاهیم ولی این را هم میدانیم که هیچ دستآورد مثبتی بدون تحمل زحمات لازم وجود خارجی نخواهد داشت.
دراین مسیر، ما هم بعنوان گروهی از خانواده های داغ دیده و محنت کشیده ، آمادگی خود را برای هرنوع همکاری ممکن اعلام میکنیم.

جمعی از خانواده های گرفتار تبریزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا