فرقه گرایی مجاهدین

پیامی برای دوستان آزاد شده از مجاهدین در آلبانی

با دیدن فیلم کوتاه پرویز حیدرزاده که از کشور آلبانی غربت تلخ، به وطنش ایران پرواز می کرد، در دل دعا کردم چه خوب می شد این موهبت و آزادی نصیب سایر اسیران مجاهدین در قرارگاه اشرف 3 نیز می شد. بعد از انتشار فیلم پرواز پرویز حیدرزاده بود که مشاهده کردم مجاهدین سراسیمه به داد و بیداد و توهین و ناسزا، مشغولند و رو به نیروهای داخل که چه نشسته اید، کسی که ما می گفتیم مزدور و جاسوس است با رفتن به ایران همه حرف و حدیث مان ثابت شده است.

برای دانلود اینجا را کلیک کنید.

به همین خاطر، خواستم این یادداشت کوتاه را به همه دوستانی که از فرقه مجاهدین آزاد شده و در خط مقدم نبرد، مشغولند بنویسم.

واقعیت این است که آزاد شدن از مناسبات بی رحم فرقه آن هم با شست و شوی مغزی شبانه روزی و طی سالیان دراز، کار سختی است اما سخت تر ادامه راه و گسستن همه قیود و بندهای به جا مانده از مناسبات جهل و جنون، است و النهایه رسیدن به نقطه ای مطمئن یعنی رسیدن به اصل و نسب خویش و رسیدن به خود و خانه و خانواده و جامعه، همان جاهایی که فرقه آن بندها را گسسته بود تا نیرو را هم چنان در انقیاد خود باقی بدارد.

این کار نیز در قدم اول با اراده و باور ممکن است. در این رابطه آلمانی ها می گویند، هر جا اراده ای باشد راهی آن جا باز خواهد شد. به نظرم و با تجربه ای که طی سی سال اخیر اندوختم، بزرگترین ضربه و انتقام از رهبران فرقه همان ادامه دادن مسیر راه و رسیدن به موفقیت است. موفقیت، رمز و راز پیروزی ما بر مناسبات فرقه است. اگر به اصل و نسب و خانه و خانواده و وطن و سلامتی و کار و تولید و ثروت و خوشبختی رسیدیم که فبهالمراد وگرنه چیزی جز زنجیرهای دست و پای مان را از دست ندادیم. موفقیت نیرویی که فرقه همه تلاشش مبنی بر این بود تا نیرو را از هر حیث لخت و ویران و محتاج خود نگهدارد و النهایه وقتی به زمین ذلت می خورد به ریشش بخندد، خود پیکار جدیدی است که دشمن را که دیوانه بود دیوانه تر می کند.

فرقه نه این بار بلکه همیشه ثابت کرده که در تضاد با ارزش های خانواده است، در تضاد با ارزش های انسان و انسانیت است، همان گونه که در عمل نیز ثابت کرد در تضاد با ایران و ایرانیت است و او شعر و شعارش مبنی بر آزادی و پیروزی، جز توهمی بیش نیست. نمی توان به بهانه و فرض آزادی بزرگ تر آزادی های کوچک تر را قربانی کرد، نمی توان به بهانه عدالت بزرگ ترعدالت های کوچک تر را قربانی کرد و نمی توان به بهانه ابرآگاهی خیالی، دانش و علم و تخصص و آگاهی های نیروها را قربانی و آنان را هم چنان در ید قدرت مخرب خود باقی داشت. این ها توهمی بیش نیست همان گونه که آرمان و عقاید و اهداف شان از دین و اسلام و بردبار و مارکسیسم و سایر ادیان و آرمان ها، دروغ و فریبی بیش نیست و فرقه به جز ارزش های مخرب و بیمارگونه فرقه ای، به هیچ چیز و هیچ کس ارزش و اعتباری قائل نیست و همه چیز و همه کس را ابزار و وسیله و سوخت مسیر و قربانی قدرت خود می خواهد.

دوستان عزیزی که از مناسبات فرقه در آلبانی جداشده اید و هم اکنون در صف مقدم نبرد برای رهایی خود و سایر دوستان تان قرار دارید، باور کنید سلاح امروزتان خودباوری و اعتماد به نفس است که این دو به عمد و در راستای نیازهای فرقه از شما گرفته شده بود تا هم چنان نیازمند فرقه باقی بمانید و جز آن ها به کسی اعتماد نکنید به ویژه خودتان را همواره هیچ بشمرید و بپندارید که این فرقه بود شما را هویت و جان و نان و مکان داد. این ها توهم و عدم اعتقاد و باور و افکار مالیخولیایی و جزم فرقه را به نمایش می گذارد. در بیرون از مناسبات فرقه، مملو از نعمت ها و موهبت های زندگی و زندگی سالم و شرافتمندانه است اما قبل از همه باید به باورهای مخرب فرقه ای پشت کرد و توکل به خدا و راه را هم چنان به پیش ادامه داد تا دید و دریافت که همه نوع امکانات و آسایش و زندگی و آزادی در مسیر آن هم به وفور وجود دارند.

دوستانی که برای افشای ماهیت ضد انسانی و ضد ایرانی فرقه به ایجاد اتحاد و انجمن و تشکل همت گماردید، باور کنید، این مبارزه و مبارزه جدید است که شما را از قیود و تحقیرهای ضد انسانی فرقه، نجات می دهد و همچنین در ادامه همین راه است که منجر به آزادی و رهایی سایر دوستان در بندتان خواهد شد، اسیران بی خبری که هنوز از دنیای بیرون غافلند و نمی دانند که در نتیجه حرکت شان مبنی بر خروج و رهایی از استبداد و اختناق، درهای رحمت و نعمت و برکت به روی شان باز خواهد شد. دوستان عزیز، در راهی که پیش رو دارید مبنی بر آزادی و رهایی خود و دوستان تان، موفق و سربلند باشید.

مهدی خوشحال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا