فرقه گرایی مجاهدین

نجات یافتگان از مجاهدین با عشق زندگی میسازند

جدا شده ها باعشق به زندگی به مقابله با فرقه رجوی رفته و زندگی را می سازند!

همه کسانی که در فرقه رجوی زندگی می کنند همیشه این چالش را دارند که زندگی بیرون از فرقه چطوری است؟
همیشه از این می ترسند که با واقعیت های زندگی عادی و بیرون روبرو شوند و مجاهدین همیشه سعی می کند این ترس را در درون نفرات تقویت کند.

رهبران مجاهدین با هر روشی که بتوانند نفرات و اعضای خود را از زندگی دنیای بیرون دور نگه می‌دارند. خانواده، همسر، فرزند، پدر، مادر و کلا هرچی که بوی عشق و زندگی و عاطفه بدهد رجوی با آن دشمن است. و به همین دلیل هم سعی می کند که اعضای سازمان را از این مقولات دور نگه داشته. و آنها را در ذهن اعضای گرفتار در فرقه رجوی ضد ارزش جلوه دهد.
حال سوال این است رجوی چرا باید اعضای گرفتار در تشکیلات مخوف این فرقه را با چنین محدودیت ها و رفتارهای ضد انسانی کنترل کند؟

پاسخ روشن است. چرا که اگر هر عضوی بخواهد به ارزش های ذاتی و خدادادی خود نزدیک شود لاجرم باید از ارزش های فرقه رجوی که ضد خانواده و زن و زندگی است دوری کند.

بدیهی است جدا نگه داشتن فرد از جامعه اصلی ترین ویژگی فرقه ها از جمله فرقه رجوی است. تا بدین ترتیب آنها به قوانین دگم و بی چون و چرای فرقه عادت کنند. فرقه برای اعضای گرفتارش دنیای جدیدی می سازد که در تمامی ابعاد آن با جامعه و اجتماع انسان ها متفاوت است. دنیای بی عاطفه و ضد خانواده.

فرقه ها برای حفظ تعادل و تمکین اعضا از رهبری فرقه، نیازمند ساختن یک دشمن در ذهن اعضای گرفتار در فرقه در بیرون از حصارهای تشکیلاتی هستند. تا بدین ترتیب آنان را از دنیای بیرون ترسانده و در راستای اهداف ضد انسانی خود بیشترین بهره را ببرند.
فرقه ها تمامی ابعاد و جوهره وجودی اعضا را از خصوصی ترین تا عمومی ترین مسائل شان در تشکیلات را بشکل توهین آمیزی که در هیچ جای دنیا دیده نشده کنترل کرده و سعی می کنند ارتباط آنان را از دنیای بیرون قطع کنند و کرده اند.

بنابراین رهبران مجاهدین قبل از اینکه بخواهند اعضای سازمان را با حصارهای فیزیکی کنترل کنند آنها را با حصارهای ذهنی به بند می کشند. بنابراین هرگونه خروج از این حصارها در ظاهر امری غیر ممکن و وحشت آفرین بنظر می رسد.

اما می توان با عشق به زندگی و خانواده در هر شرایطی سختی ها را کنار گذاشت و پای در دنیای خوب انسانها گذاشت.
وقتی افراد جدا شده با هر سابقه حضور در فرقه، در جمع خانواده، دوستان و آشنایان و حتی هموطنان خود قرار می گیرند هرچند این حضور سختی های خاص خود را دارد اما شیرینی های آن به تمامی سختی های سالیان تنهایی و دور از خانواده می چربد. و تازه آن موقع متوجه می‌شود که رجوی چه نعمتی را در این سالیان از ما دریغ کرده است.

واقعیت امر این است طی سالهای گذشته چه در خاک عراق و چه اکنون در خاک آلبانی افراد زیادی با تحمل سختی های فراوان از این فرقه جدا شده و به زندگی چه در ایران و چه در خارج از کشور برگشته اند تا فصل جدیدی را آغاز کنند.
در این میان ازدواج این موهبت الهی اولین ضربه به تابوت رجوی توسط هر جدا شده است که نسل کشی را در این فرقه رواج داده است.

دنیای بیرون از فرقه دنیای آزاد و نفس ها و حس خوب زندگی و عاطفه ها در کنار خانواده بودن است. حس دوست داشتن همسر و حس خوب پدر و مادر شدن است .
بله همین عشق و عاطفه هاست که بنیان رجوی را به لرزه میاندازد و او از آن وحشت دارد.

موسی دامرودی، تیرانا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا