فرقه گرایی مجاهدین

گذری به بردگی زنان در فرقه رجوی

عجوزه فرقه رجوی بعد از گور به گور شدن شوهر فراری اش برای فریب جامعه بین المللی و داشتن دستاویزهایی جهت نمایشات فرقه، اهدافی جلب توجه کننده چون مبانی حقوق بشر، حقوق زنان و آزادی های اجتماعی را برگزید تا با هزینه ارباب ها به مانورهای تبلیغاتی و سیاسی بپردازد.

در این رابطه پزها، طرح ها و موضوعاتی که جهت ایجاد جنگ فریب و فشارهای بین المللی برگزید دقیقا نکاتی است که در متدولوژی و رفتارش، صد و هشتاد درجه عکس آن عمل می شود و ذره ای اعتقاد به بیانات و اعلامیه های منتشره خویش ندارد.
صدها زن و مرد که سالیان درون فرقه رجوی بودند به خاطر محتوای عقاید فاشیستی، ارتجاعی و فرقه ای از آنان جدا و ناچار شدند با هر ترتیبی اعم از اعتصاب، خودکشی و فرار از چنگال فرقه خود را برهانند.

به گواه صدها شاهد جدا شده و بسیاری از مستندات قابل دسترس و غیر قابل انکار شاهدیم فرقه رجوی زندانی ساخته که در دنیا بی نظیر است. فرقه رجوی با مخرب ترین روش های ضد عرف جامعه و حقوق بشر اعضا را مجبور به اطاعت و ماندن می کند. در همین راستا مریم رجوی در حالی حدود ۹۰۰ تن از زنان را در قلعه خارج شهر در آلبانی زندانی و پنهان کرده است برای نمایش و پز بیرونی طرحی موسوم به ۱۰ ماده ای منتشر کرد.

در سالهای پیشین مسعود رجوی رهبر خود خوانده فرقه پس از فریب زن همکارش ابریشم چی و ازدواج با او، با یک دستور نمایشی در سال ۱۳۶۸ خود را رهبر عقیدتی فرقه نامید و فرماندهی بخش های مختلف را به ظاهر به زنان سپرد اما در واقعیت امر زنان تبدیل به ابزاری برای پیشبرد مقاصدش شدند تا سایر مردان و سران فرقه اجازه عرض اندام، اظهار عقیده و پیشبرد کاری برخلاف میل او را نداشته باشند. بدین ترتیب گروه مجاهدین تبدیل به یک سازمان تک رهبر و فرقه ای مخرب تر شد.

در همین رابطه سلسله مناسبات و متدهای فرقه ای با آموزش های شخص رجوی یکی پس از دیگری پیاده می شد. در قدم اول اعضا را مجبور به طلاق نمود و برای همیشه آنها را از حق زندگی مشترک، ازدواج و داشتن فرزند محروم کرد. در قدم های بعد کودکان را از عراق کوچ داد. آنها را از ارتباط با جامعه و دیدار خانواده منع کرد و حلقه های بردگی و اسارت زنان و مردان را تنگ تر می کرد و بسیاری از زنان نگون بخت را هم عقیم کردند.

تا روزی که به واسطه سقوط دیکتاتور عراق صدام، فرقه از کشور عراق اخراج و به آلبانی منتقل شد. رجوی از ترس جانش پنهان شد و به ظاهر زمام امور به دست عجوزه فرقه مریم قجر افتاد.
این عجوزه بی شرم در ادامه روند دیکتاتوری شوهرش، در آلبانی بدون آنکه اجازه دهد حتی یک خبرنگار مصاحبه ای آزاد با زنان و مردان داخل فرقه داشته باشد و یا خانواده ای رفت و آمد کند آنها را از حداقل آزادی ها و حقوق اولیه انسانی محروم نمود.
فرقه رجوی در جامعه کوچک و آزمایشی خود که حدود ۹۰۰ زن را وادار به اطاعت از خویش کرده به دلیل عقاید فاشیستی و ترس فروپاشی از اجرای حداقل های آزادی و مناسبات انسانی عاجز است. نمی تواند اجازه دهد زنان از حداقل های یک زندگی ساده به مانند داشتن حق انتخاب رنگ لباس، نوع پوشش و خواب و خوراک مناسب برخوردار باشند بعد با فریب کاری نسخه پیچی برای زنان ایران فردا می نماید.

زنان مجاهدین

بررسی ابعاد فرمان ۱۰ ماده ای مریم رجوی

ما در طی چند مرحله سعی می کنیم با نگاهی به بندهای این طرح نمایشی خوانندگان عزیز و خانواده های گرامی را با ابعاد فریب کاری و دوگانگی فرقه رجوی آشنا نماییم.

در ماده اول این طرح آمده است.
«زنان از هر قومیت مذهب و طبقه اجتماعی در هر سنی که هستند و در هر کجا سکونت دارند؛ شهر و روستا باید از حقوق برابر با مردان در همه زمینه های اقتصادی اجتماعی سیاسی برخوردار باشند. تبعیض نسبت به زنان در تمام اشکال آن باید محو شود. زنان در انتخاب محل سکونت، نوع شغل و تحصیل آزادند و از حق انتخاب آزادانه همسر حق انتخاب پوشش، حق مسافرت آزادانه، حق خروج ازکشور، حق کسب تابعیت، حق تفویض تابعیت به فرزند، حق طلاق حق حضانت و حق ولایت بر فرزند برخوردارند. اعتقاد به دین و مذهب و عقیده معینی نباید موجب تحقیر هیچ زنی یا منع آنها از دسترسی به فرصت های شغلی، امکانات آموزشی یا دادخواهی شود.»

جملات فوق صرفا مفاهیمی است که مریم رجوی طی سالیان از آن به عنوان حربه ای در جهت فریب و تبلیغات و پیش برد مقاصد شوم خویش از جمله جذب پناهندگان و هوادار بیشتر در کشورهای خارجی سوء استفاده می‌کند.

حالا شما خوانندگان محترم می توانید قضاوت کنید درون مناسبات فرقه رجوی کدامیک از نکات فوق اجرا می شود.

۹۰۰ زن اسیر درون قلعه مانز در آلبانی، اجازه یک سفر به کشور یا شهر دیگر و حتی خروج از کمپ را ندارند. فرقه رجوی تمام اعضایش را از به دست آوردن هویت انفرادی محروم نموده است. در طی ۱۰ سال بعد از سقوط صدام و دهه دوم در کشور آلبانی در تمام ملاقات ها و برنامه های حقوقی که به اجبار نمایندگان کمیساریا برگزار می شد، افراد اجازه ملاقات حضوری مستقیم جهت تعیین وضعیت و هویت مستقل و دریافت مدارک پناهندگی شخصی را نداشته اند.
زنان در فرقه رجوی اجازه انتخاب همسر، ازدواج، داشتن فرزند، حق انتخاب پوشش آزادانه، رنگ لباس، نوع لباس حتی در شرایطی که درون خوابگاه ها و در تعطیلی کار هستند را ندارند.

بسیاری از زنان کردی که درون مناسبات بودند به خاطر نژادشان مورد تحقیر و توهین های فراوانی قرار می گرفتند. حدود ۴۰ دختر و پسر کُرد از شهر رمادی عراق توسط سرکردگان رجوی در حوالی سال 1375 به کمپ اشرف منتقل و دختران در کارهای سختی چون امور تأسیسات و ترابری و آشپزخانه به کار گرفته شدند. پس از ۱۰ سال سابقه حتی آنها را سرتیم نمی گذاشتند. سارا نظری، گیسیا و لیدا نظری، پروانه حیدری، مرضیه قبادی، شکریه و صبریه شفابین، سمن، سوسن، فریده قبادی و مهتاب محمودی بخشی از این دختران کرد هستند که در مناسبات فرقه رجوی به شدت مورد توهین و آزار و اذیت های فراوانی بودند.
با آنکه خانواده هایشان در شهر رمادی عراق سکونت داشتند به راحتی می توانستند برای ملاقات فرزندانشان اقدام کنند ولی آنها را ممنوع الملاقات کرده بودند. فریده قبادی بر اثر فشارهای فزاینده فرقه و سوء تغذیه به سرطان مبتلا شد و در سنین جوانی فوت کرد. پس از اخراج فرقه به آلبانی سرانجام تعدادی از این دختران از جمله گیسیا و لیدا نظری و مرضیه قبادی توانستند از چنگال فرقه رها شوند. باقیمانده ها در سخت ترین شرایط فرقه مورد تبعیض نژادی و قومی قرار دارند.

حق حضانت بر فرزند

پس از انتقال ۸۰۰ کودک به سایر کشورها مریم رجوی اعلام کرد آنها را با مسئولیت خودش به کشور های خارجی منتقل کرده، پس حال باید پرسید کدام حضانت مادر و پدر را بر فرزند قبول دارند.
تمام مادران درون کمپ های مجاهدین از ارتباط و دیدار با کودکان خود از شیرخواره گرفته تا نوجوان ۱۳ ۱۴ساله شان محروم شدند. بسیاری از این کودکان گم شدند. بسیاری از آنها را به خانواده های خارجی فروختند. در اثر سال ها دوری آنها مادران و پدران خود را فراموش کردند. تعداد قابل توجهی از آنان را به کمپی در آلمان منتقل کردند و از آنها بهره برداری های سیاسی و سوء استفاده های زیادی کردند. حقوق پناهدگی آنها به جیب سازمان منتقل می شد و از قِبل آنها خیریه های پولشویی تشکیل دادند. در عراق اگر مادری اظهار دلتنگی برای فرزنداش می کرد در جلسات جمعی مورد هجوم و لعن و نفرین قرار می گرفت تا از ترس جانش دیگر نامی ازفرزندش به میان نیاورد.

کودکان در مجاهدین

انتخاب شغل و محل کار

در تمام سال های حضور من و سایر جدا شدگان، شاهد بودیم که هیچ زن و مردی اجازه انتخاب شغل محل کار محل استقرار، نوع غذا و پوشش و حتی حق انتخاب چگونگی گذراندن یک ساعت تعطیلی اش را نداشته است. زنان و مردان عضو فرقه آن قدر بیچاره و بی اجازه بودند که برای روزهای تعطیلی آنها یعنی جمعه ها نیز برنامه ریزی می کردند. صبح تا ظهر می بایست به امور نظافتی آسایشگاه بپردازند. بعد از ظهر در جلسه رسیدگی به امور آسایشگاه شرکت کنند و عصر تا شب هم به شستشوی لباس های نظامی و کارهای فردی برسند.

مرگ و میر زنان در فرقه رجوی

« مریم رجوی: تبعیض نسبت به زنان در هر حالت بایستی رفع شوند».
رجوی با یک حقه بسیار کثیف زنان را به اصطلاح فرمانده امور کرد. در واقع تمام آزادی ها را سلب و آنها را به ابزاری برای رسیدن به اهداف تشکیلاتی خودش تبدیل کرد. او با تربیت زنان به عنوان فرماندهانی بی رحم و خشن، ضوابط و مقررات فرقه ای را اجرا و زنجیرهای اسارت مردان را محکمتر می کرد با فریب اعطای فرماندهی به زنان همه را از جامعه، خانواده شوهر و فرزند جدا کرد. زنان تحت اسارت مطلق رجوی به اطاعت کورکورانه از دستورات ملزم بودند.

اغلب زنانی که بر این رسوم شوریدند و خواستار جدایی بودند سربه نیست شدند، به قتل رسیدند و یا خودکشی کردند. مهری موسوی، مینو فتحعلی، نسرین احمدی، زهرا فیض بخش، مرجان اکبریان، پروین سریر، نغمه حکمی، هما سرشار و آلان محمدی از جمله این زنان نگون بخت هستند. هر زمان که امکان بررسی و کالبد شکافی افراد فوق باشد بدون شک آشکار خواهد شد که مهری موسوی و مینو فتحعلی به اجبار، به دستور فرقه و با قرص سیانور به قتل رسیده اند. آن گاه مشخص می شود مرجان اکبریان خودکشی کرده و آلان محمدی با گلوله ای در مغزش به قتل رسیده است. درحالی که به دروغ نام آنان را جزو کشته های بمباران نیروهای آمریکایی اعلام کردند.

عجوزه فرقه در حالی لیستی بالا بلند از آزادی های زنان را درطرح تبلیغاتی اش اعلام می کند که در جلسات درونی سازمان می گفت، «هر نوع علاقه و احساس و عاطفه و عشقی جز به مسعود رجوی حرام است. تنها علاقه ای در سازمان مجاز است که به رهبری باشد.»

او به مادران می گفت، «برای خودتان ببُرید که بچه های شما در خارج بدکاره و معتاد شده اند و به شما هیچ ربطی ندارد!»
چگونه است که به زنان می گفت بایستی به مثابه مهره ای در دستان تشکیلات باشید که به راحتی و هر لحظه که مسئولین شما اراده کنند بتوانند شما را جابجا نمایند. کسی حق خروج از فرقه را ندارد و هر زنی به سرش بزند از سازمان خارج شود باید قرص سیانورش را میل کند و یا سر او را کنار باغچه گذاشته و می بریم!
مریم رجوی به آنها می گفت، «جسم، جان، مال، زندگی و نفس تان متعلق به رهبری است، شما نباید هویتی از خود داشته باشید و همه باید خود را در حیطه و حصار رهبری ببینید.»
زنان در فرقه رجوی ربات هایی هستند که فقط مجاز به اطاعت بدون سوال هستند.

مرضیه رئیس‌الساداتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا