فرقه گرایی مجاهدین

هدف مجاهدین خلق از مصاحبه های تکراری با اعضا چیست؟

تلویزیون مجاهدین خلق موسوم به سیمای آزادی در 5 بهمن 1400 اقدام به پخش مجدد مصاحبه  با دو عضو خوزستانی که در جریان جنگ عراق بر علیه ایران به اسارت ارتش عراق در آمده بودند نمود. سال گذشته به منظور مقابله با اقدامات و پیگیری های خانواده های آنها و در راستای خنثی سازی افشاگری های خانواده ها و تلاش برای مایوس کردن آنها این مصاحبه  پخش شد و تکرار مجدد آن نشان می دهد که مسئولین این فرقه از آن اقدام خود طرفی نبسته بودند. نکته قابل تامل که در نامه خانواده های این اعضا به آقای ادی راما نخست وزیر آلبانی هم به آن اشاره شده این است که مشخص نیست مسئولین مجاهدین خلق با چه هدف و انگیزه ای این اعضا را به این مصاحبه کشانده بودند؟ هدف آنها از پخش مجدد مصاحبه در این برهه چه بوده است؟!

چون موضوع مصاحبه و نکاتی که به آنها اشاره شد هیچ ارتباطی با مباحث و یا رویدادهای روز نداشت. موضوعی که برای این مصاحبه انتخاب شده بود مسئله نحوه اسارتشان در جنگ ایران و عراق و تاکید بر اراده آزاد آنها برای پیوستن به مجاهدین خلق در اشرف بود. در حالیکه این مصاحبه با این مضمون می بایست در سالگرد جنگ و یا آزادی ورود اسیران به کشور اختصاص می یافت. با مروری به این مصاحبه می توان بخوبی دریافت که مسئولین مجاهدین بدنبال مصاحبه های افشاگرایانه آقای جهاد مطوری با تلویزیون مردم تی وی که به موضوع فریب برادرش توسط این گروه و انتقال از اردوگاه به کمپ اشرف برخلاف قوانین بین المللی تبادل اسرا و کسب اجازه از صلیب سرخ جهانی صورت گرفت، بشدت در تنگنا قرار گرفته است و بصورت شتابزده اقدام به مقابله کرده است.

مغزشویی در رسانه فرقه رجوی

در همین رابطه خانم سمیرا منصوری هم طی چند نامه به مسئولین کمیساریا و نهادهای حقوق بشر و مسئولین دولت آلبانی خواهان اطلاع از آخرین وضعیت سلامتی برادرش بعد از حدود 33 سال که خانواده اش هیچ گونه اطلاعی از او ندارند شده بود. نکته قابل تاکید که باز هم خانواده های منصوری و مطوری بر آن تاکید کرده بودند و به شکل کاملا غیر متعارف خود را در این مصاحبه نشان داد این بود که بر خلاف تمامی پروتکل ها و چهارچوب های اخلاقی و انسانی در مصاحبه هر دو عضو اسیر در فرقه رجوی مطابق عرف، خانواده هایشان را مورد خطاب قرار ندادند و احوالی از آنها نپرسیدند. درحالیکه به لحاظ عاطفی و احساسات انسانی بعید است انسانی که در شرایط نرمال و به اراده و خواست خود مصاحبه کند بعد از سالیان بی خبری سلامی به خانواده اش نفرستد و یا برایشان آرزوی سلامتی نکند!

واقعیت این است که رهبران مجاهدین خلق و در راس آنها مسعود و مریم با اصول اخلاقی و احساس و عواطف خانوادگی بیگانه اند و خانواده ها را اصلی ترین دشمن خود می دانند، چرا که عنصر احساس و عشق و علاقه به خانواده را نمی توان تحت هیچ شرایط و با هیچ مکانیزمی از روح و ضمیر و قلب اعضا پاک کرد. آنها باید این چنین وحشت کنند ولی از شکل فرمایشی بودن مصاحبه و حالت بی روح و سرد مصاحبه شوندگان بخوبی میشود دریافت که تا کجا آنها تحت فشار و اجبار به این مصاحبه تن داده اند. بسیاری از اعضایی که بعدها جدا شدند همین مسیر را طی کرده بودند. اما واقعیت خارج از اراده رهبران فرقه این است. خانواده ها عزم جزم کرده اند تا آزادی تمامی عزیزان خود دست از تلاش بر ندارند و مصاحبه های ساختگی و فرمایشی و اجباری اعضا سر سوزنی بر عزم جزم و اراده آنها تاثیر ندارد.

اکرامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا