فرقه گرایی مجاهدین

اسلام رجوی ها نه تنها بردبار و دمکراتیک نیست بلکه از جنس داعش است

مریم رجوی باز برای سوء استفاده از ماه مبارک رمضان و تبلیغ برای فرقه، مشتی افراد ثابت که برای دریافت پول مفت همیشه در برنامه های سورچرانی رجوی ها حضور دارند را به بهانه ماه رمضان جمع کرد و برای آنها سخنرانی کرد.

یکی از ادعاهای مریم رجوی که در این سخنرانی نیز تکرار شد این است که رجوی سمبل اسلام دمکراتیک و بردبار است. هر چند برای ما جداشده ها که سالیان در فرقه رجوی حضور داشتیم و روش و منش و مکتب رجوها را از نزدیک و با گوشت و پوست خودمان لمس کرده ایم، دروغ بودن این ادعا از روز روشن تر است. هر چند همه افراد گرفتار شده در فرقه رجوی (اعم از جداشده ها و یا کسانی که هنوز در فرقه مانده اند) به اندازه کافی در این فرقه بلا و بدبختی، استرس، آزار و شکنجه روحی و جسمی و دروغ و ریا دیده و لمس کرده اند که فریب این ادعاها را نخورند. اما برای آگاهی دیگران لازم می بینم باز هم به معرفی و افشای روش و مکتب رجوی ها که به دروغ آن را اسلام بردبار و دمکراتیک می خوانند بپردازم.

برای اثبات این ادعا خیلی نیاز به توضیح نیست و اشاره به کارکرد این فرقه و بلایایی که بر سر مردم و اعضایش آورده است به تنهایی گویای همه چیز هست. بنابراین در اینجا به راندمان و نتایج کار این فرقه در چند دهه گذشته، اشاره ای تیتر وار می کنم تا مشخص شود که اسلام رجوی ها نه تنها بردبار نیست بلکه از جنس داعش است.

برخی از کارکرد مکتب رجوی ها شامل موارد زیرین است:

– ترور بیش از 12 هزار نفر در ایران که در تعداد زیادی شهروند غیر نظامی و زن و کودک را هم شامل می شود.
– کشتار سربازان و مرزبانان ایرانی که برای دفاع از کشور خود در جبهه جنگ با صدام بودند و بسیاری از آنها گرایش سیاسی به حزب جمهوری اسلامی که رجوی به شدت مخالف آن بود نداشته و اصلاً سیاسی نبودند و صرفا مشغول انجام یک وظیفه ملی بودند.
– انجام عملیات موسوم به «مهندسی» که طی آن چند نفر تنها به ظن این که ممکن است علیه خانه های تیمی فرقه جاسوسی می کنند دستگیر و تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار گرفته و پوست سرشان را کندند.
– همراهی با صدام و تبدیل شدن به ارتش خصوصی او در زمانی که مردم ایران زیر بمباران و موشک باران صدام بودند.
– همراهی با صدام در زمانی که او مردم ایران و عراق را با سلاح های ممنوعه شیمیایی مورد کشتار قرار می داد.
– دادن اطلاعات اهداف ایرانی به نیروهای صدام برای حمله هوایی و بمباران آنها و همچنین دادن اخبار مربوط به تحرکات نیروهای ایرانی در جبهه ها به نیروهای صدام
– سرکوب و کشتار کردهای عراقی در زمان جنگ اول خلیج و حمله آمریکا و متحدینش به عراق
– تصرف زمین های کشاورزی روستاییان عراقی در اطراف قرارگاه اشرف با کمک صدام
– حمله به ایران در زمانی که ایران آتش بس را پذیرفت و کشتار مرزبانان و مردم ایران در عملیات موسوم به «فروغ جاویدان»
– حمایت از تروریست هایی که علیه مردم عراق عمل می کردند همچون «طارق الهاشمی»
– درخواست مستمر از جنگ طلبان آمریکایی برای آن که تحریم ها را علیه مردم ایران بیشتر و بیشتر کنند.
– حمایت از حمله داعش به عراق و اشغال موصل و شهرهای دیگر عراق توسط آنها
– حمایت از داعش با معرفی آنها به عنوان «نیروهای عشایر عراقی»
– همراهی با تروریست های سوریه و کمک به آنها با دادن تجارب عملیاتی به آنان برای ویران کردن شهرهای این کشور

موارد بالا بخشی از اقدامات رجوی ها در رابطه با مردم بود. اقدامات ضد انسانی رجوی ها محدود به این موارد نبود و آنها در داخل تشکیلات فرقه نیز جنایات زیادی انجام دادند که برخی از آنها عبارت است از:

– به کشتن دادن هزاران نفر از اعضاء و هواداران فرقه در مسیر اوهام شیطانی رجوی با اعلام جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی
– تلف کردن و تباه نمودن عمر اعضاء و هوادارنی که از ایران خارج شده و به فرقه وصل شده بودند.
– مجبور کردن اعضاء به طلاق همسر و ممنوع نمودن ازدواج در داخل فرقه با این ادعا که «خانواده کانون فساد است».
– جدا کردن کودکان از پدران و مادرانشان که عضو فرقه بودند و فرستادن این کودکان به کشورهای دیگر و سپردن آنها به افرادی که بعضا رفتار بسیار بدی با این کودکان داشتند. قطع کردن ارتباط این کودکان با خانواده های شان که موجب شد هم دوران کودکی و نوجوانی و هم آینده بسیاری از آنان تباه و همراه با درد و رنج باشد.
– ممنوع بودن ارتباط اعضای فرقه با خانواده های شان
– ممنوع کردن دسترسی به وسایل ارتباط جمعی برای اعضای فرقه و محصور نمودن آنان در محیط های بسته برای سالیان طولانی
– سرکوب اعضای ناراضی و اعضایی که خواهان جدایی بودند به شدیدترین شکل ممکن – برخی از ناراضی ها کشته شدند یا خودکشی کردند، برخی را به زندان ابوغریب فرستادند و در بهترین حالت در داخل تشکیلات مورد سرکوب و محاکمه و انزوا قرار گرفتند.
– راه اندازی نشست های مخوف مغزشویی و تفتیش عقاید با عناوین مختلف همچون «عملیات جاری» ، «بند ف» ، «دیگ» ، «طعمه» و . . . و مجبور کردن اعضا به حضور در این نشست ها و سرکوب کسانی که حاضر به شرکت در این نشست ها نبودند.
– ممنوع کردن برقراری ارتباط دوستانه بین اعضا با این ترفند که «محفل ایجاد می شود و محفل شعبه سپاه پاسداران در تشکیلات است».
– ممنوع کردن هر گونه تفکر برای اعضا به این صورت که مریم رجوی بعد از بازگشت از فرانسه به عراق در اولین نشست عمومی اعلام کرد که “با مسئولین تان صحبت کردم تا آنقدر از شما کار بکشند که شب مثل جنازه روی تخت های تان بیافتید. زیرا که افکار شما ضد انقلابی است و نباید فکر کنید.”
– ممنوع کردن خروج و جدایی از فرقه برای اعضا با دستور شخص رجوی – بدنبال این دستور هر عضو خواهان جدایی به شدت تحت برخورد قرار گرفته و محاکمه می شد.
– تحقیر کردن اعضا با مجبور کردن آنها به شرکت در نشست های موسوم به «غسل هفتگی» که طی آن اعضا می بایست در حضور جمع فاکت هایی از افکار جنسی خود را بخوانند.
– ممنوع کردن ملاقات با خانواده هایی که بعد از سقوط صدام به عراق و قرارگاه اشرف می آمدند.
– ندادن یک ریال پول به اعضا به طوری که در آلبانی تعداد زیادی از اعضای جداشده به دلیل مشکلات مالی و وابسته بودن به فرقه جرات انتقاد و افشای حقایق را ندارند.

و . . .
موارد فوق تنها بخش هایی از کارکرد داعش گونه مکتب رجوی هاست که نشان می دهد آنها تا چه حد دشمن اسلام بردبار و دمکراتیک هستند.

صالحی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا