مریم رجوی

خانم رجوی تشکیلات شما محکوم به فروپاشی ست

امروز وضعيت تشكيلاتى فرقه رجوی در قلعه مانز آلبانی بیش از هر زمان دیگر بحرانی و برای سران مجاهدین مشکل ساز و درد سرسازتر شده است. مریم رجوی البته با جست و خیزهای میمون وار در بحرانی ترین وضعیتی که با آن دست و پنجه نرم می کند خود را به آب و آتش می زند که طبق سنوات سال های گذشته در عراق، فریبکارانه با دخیل بستن به بحران‌های جهانی با تحلیل و سر سپردگی مطلق به آمپریالیسم و نیز سوءاستفاده از ماه مبارک رمضان و برگزاری مهمانی های لاکچری برای مردم فقیر اطراف قلعه مانز در آلبانی به اصطلاح می خواهد هم حمایت نداشته از مردم آلبانی برای خود بدست بیاورد و هم درد افراد ناراضی و مأیوس از مبارزه و سرنگونی مرهمی نماید که این هم دیگر از محالات روزگار است و تجربه های گذشته پوچی چنین رویکردی را به وضوح به قضاوت اکثر قریب به اتفاق افراد اسیر این فرقه قرار داده است و این ولخرجی ها دیگر فریب اذهان افراد کهنسال امروز آلبانی نشین نمی دهد.

واقعیت این است که شرایط بین المللی طوری شده است که چه خواسته و چه نخواسته، فرقه های تروریستی و وحشت آفرین و جنگ طلب دیگر نمی توانند موجودیت خود را حفظ کرده و به حیات آزادانه و ننگین خود زیر سایه حمایتی سازمان های جاسوسی بعضی کشورها ارتزاق نمایند. دنیا از تک قطبی دارد به سمت چند قطبی پیش می ‌رود و یکه تازی و بحران آفرینی برای دیگران از ید قدرت مطلق آمریکای ظالم خارج می ‌شود. همین امر هم رهبری فرقه رجوی را سوزانده است و می داند که آینده ای برایش متصور نیست و نخواهد بود. حمایت بی چون و چرای مسعود و مریم رجوی از نئونازیست های جنایتکار در بحران اوکراین و تحمیل این جنگ بر کشور روسیه که توسط ناتو با محاصره این کشور رقم خورد، تلاش شکست خورده آمریکا و غرب برای حفظ برتری و صدور بحران به شرق را سد کرده و تیر خلاصی بر تک قطبی بودن جهان زده شد که از این پس شاهد بروز جهانی متفاوت از گذشته و عدالتی قابل قبول تر نسبت به تمام کشورهای کره خاکی خواهیم بود.

اما باز وضعیت کشور خودمان ایران و فرقه رجوی را که نگاه می ‌کنیم، می بینیم در این صحنه هم فرقه رجوی کاملاً باخته است و در این محاسبات جایی ندارد. فرقه رجوی کاملا منفور مردم ایران است که می خواست با زور قدرت دیگران همچون آمریکا و اسرائیل و اندک کشورهای عرب منطقه، بر خاک ایران مسلط شده و سرنگونی را محقق نماید تا مریم رجوی بر کرسی ریاست جمهوری و مسعود رجوی را بر کرسی رهبری ایران تکیه کنند و غلام حلقه به گوش این و آن شوند، اما می بینیم که ایران دارد از انزوای تحریم‌ها و فشارهای آمریکا و غرب بیرون می آید و در منطقه هم دشمن شماره یک ایران یعنی عربستان از در صلح و دوستی با ایران وارد شده و اختلافات در حال کاهش پیدا کردن است و این یعنی کابوس مرگ رجوی که از درز و روزنه چنین بحران هایی ارتزاق می کرد و تشکیلاتش را سر پا نگه می داشت و یک زندگی شاهانه برای زوج رجوی رقم می زد و با پول های بادآورده جولان داده و سرنگونی را در لفظ به خورد مخاطبان بدبخت تشکیلات آلبانی نشین می داد و آن ها را در این راستا شستشوی مغزی داده و در اسارت خود نگه می داشت تا ابزاری برای دریافت مزد در خدمت داشته باشد.

اما از این پس این امکان هم برایش محدود است و نمی تواند از آن استفاده کند چون تاریخ مصرف آن گذشته و استفاده از آن در شرایط نظم نوین جهانی معنی و مفهومی ندارد. نتیجه اینکه مریم رجوی هر چی جست و خیز میمون وارش را بالا ببرد معنی اش این است که تیر فروپاشی تشکیلاتش بر قلبش نشسته و سوزش بی امان این درد آرام ‌و قرار را از او ربوده است و‌ باید به این عجوزه پیر گفت، نوش دارو بعد از مرگ سهراب، فایده ای برای دمیدن در کالبد بی جان تشکیلات تان نخواهد داشت و شما محکوم به فروپاشی خواهید بود.

نکته ای دیگر هم در آلبانی وجود دارد که موی دماغ رهبری فرقه شده است که آن هم وجود انجمن حمایتی آسیلا است. ضربه آن بر پیکره فرقه از ضربه خانواده ها بر تشکیلات رجوی در قرارگاه اشرف در عراق کمتر نیست و به همین دلیل سران رجوی از دست فعالیت این انجمن جنون گاوی گرفته و دیوانه شده اند به طوری که برای مقابله با آن کاملا گیج شده و برای زدن توی سر این انجمن و نشان دادن خود به مردم آن منطقه دست به ساخت مسجدی زرار گونه زده اند که محراب آن پشت به قبله است و این یعنی گیج گاه رجوی ها مورد حمله سایبری های نظم جدید جهانی قرار گرفته که فرقه رجوی در آن جایگاهی نداشته و نخواهد داشت.
به امید آزادی تمام دوستان از چنگ اختاپوس رجوی ها

عبدالکریم ابراهیمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا