اعضاء جداشده از فرقه رجوی

تماسی که به لحاظ عاطفی من را به خانواده ام پیوند زد – قسمت اول

بزرگ ترین تحولی که کمپ آمریکایی (تیف) را غرق در شادی و شور و شعف کرد، خبر برقراری ارتباط تلفنی اعضا با خانواده هایشان در ایران بود. بعد از سالها اعضا به لحاظ عاطفی با خانواده هایشان پیوند می خوردند. برخی مانند من بیش از 20 سال بود که کوچک ترین خبری از خانواده نداشتم. در تمامی این سالیان فقط یک نامه از پسر عمویم در انگلستان از طریق یکی از هواداران که از این کشور برای ماموریت به عراق آمده بود دریافت کرده بودم که البته این نامه هم با طرح و برنامه و به منظور جذب پسر عمویم از طریق برقراری ارتباط با من صورت گرفته بود. نامه که به دستم رسید دیدم باز است. در حضور مسئولم نامه را نخوانده پاره کردم و اعتراض کردم چرا باید نامه شخصی و خانوادگی اعضا باز و خوانده شود و حاضرهم نشدم پاسخ نامه را بدهم و بدین ترتیب ترفند فرقه شکست خورد.

علی اکرامی
علی اکرامی

با شروع برقراری تماس های تلفنی در تیف هر روز اعضا را به نوبت صدا میزدند. مسئول برقراری تماس یک خانم افغانی بنام فاطمه بود که در ارتش آمریکا بعنوان مترجم خدمت میکرد و فرد جداشده ای بنام وهاب که به زبان انگلیسی تسلط داشت، او را همراهی می کرد. بچه ها با شوق عجیبی به سمت چادر تلفن می رفتند و به هنگام اعلام نام و نوبت آنها گویی در آسمان پرواز می کردند. با ادامه تماس ها، من وضعیت مبهمی داشتم. تا آن لحظه هیچ اقدامی برای درخواست تماس نکرده بودم، هنوز آثار مخرب مغزشویی سالیان بر ذهن و روح و روانم سنگینی می کرد. با وجود اینکه نزدیک به دو سال از اسارت فیزیکی مناسبات مجاهدین خلق رهایی پیدا کرده بودم، ولی به لحاظ ذهنی هنوز اسیر آن القائات بودم. هنوز عنصر خانواده و نام ایران برایم یک تابو بود. نام ایران تحت تاثیر تبلیغات فریبنده رجوی وزارت اطلاعات، شکنجه و خیانت به دوستانم را تداعی می کرد. با خود عهد بسته بودم که در کمپ آمریکایی ها بمیرم ولی پایم به ایران نرسد تا مجبور نشوم در مقابل پاسداران و مامورین وزارت اطلاعات کرنش کرده و سر خم کنم.

غرورم افکارم را در خود قفل کرده بود. دوستانی که با هم در یک چادر بودیم خیلی با من صحبت می کردند تا من را قانع کنند که با خانواده ام تماس بگیرم. مسئولین تشکیلات سالیان در توجیه ممنوعیت تماس با خانواده ها، بحث امنیت جانی خانواده های ما را بهانه کرده بودند. که اگر تماس بگیریم آنها توسط وزارت اطلاعات دستگیر و شکنجه و حتی اعدام خواهند شد. تحت تاثیر همین دروغ ها ما برای حفظ جان و سلامتی آنها اصراری به گرفتن تماس از خود نشان نمی دادیم …

اکرامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا