مریم رجوی

سالگرد 17 ژوئن ضربه به دژ شیطان، مبارک – قسمت اول

دستگیری شیطان

سال 1382 ما همه در اشرف، در بدترین شرایط روحی و جسمی و در سانسور خبری شدیدی بسر می بردیم، هیچ خبری هم از مسعود رجوی و مریم رجوی نبود، نه اینکه نگران جان آنها باشیم، بلکه برعکس منتظر بودیم آن اتفاق میمون و مبارک به وقوع بپیوندد تا بلکه اسارت اجباری ما پایان پذیرد. که ناگهان خبری شوکه کننده به قرارگاه رسید، مریم رجوی 27 خرداد ماه در فرانسه دستگیر شده است! در این روز پلیس و نیروهای امنیتی و ضد تروریستی دولت فرانسه در ساعت ۶ بامداد ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ( مصادف با 27 خرداد 1382) در یک اقدام هماهنگ ۱۳ مرکز مجاهدین را در شهرک اوورسورواز و اطراف آن در پاریس را مورد تهاجم و بازرسی قرار دادند و مریم رجوی و ۱۶۴ تن از اعضای ارشد مجاهدین خلق را بازداشت کردند.

دستگیری مریم رجوی در فرانسه

این خبر در لحظه این شعر را به اذهان متبادر کرد که :
بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر/ دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

همه ساله، نگاهی به این ماجرا، این واقعیت را مهر می زند که اگر در مستحکم ترین دژها هم شیطان مخفی بشود، روزی عدالت به دستان کثیف او دستبند خواهد زد. در این تهاجم به قلب تروریسم، یک قلم نزدیک به 10 میلیون دلار از اتاق مریم رجوی کشف و ضبط شد! اتهاماتی که دولت فرانسه متوجه این سازمان تروریستی کرد عبارت بودند از:

– پول شویی
– تروریسم
– جعل اسناد
– ورود غیرقانونی به فرانسه
– حمایت مالی از تروریسم
– تدارک برای حمله به جداشدگان از سازمان

حال این سئوال مطرح است که چگونه دولت فرانسه به این دیدگاه رسید که باید این تهاجم برق آسا به مقرهای این سازمان صورت پذیرد؟

مجاهدین ادعا می کند که این یک زد و بند سیاسی بوده است و آنرا کودتا می نامند! یا این تهاجم را نتیجه شکایت 7 نفر از اعضای سابق مجاهدین می دانند. اما مگر می شود دولتی مثل فرانسه که مثلا مهد حقوق بشر است، با 1300 نیروی زبده و کماندو در یک صبح طلایی به سرشان بزند که این حمله را عملی کنند؟
واقعیت این است که شکایاتی از طرف جداشدگان در محاکم قضایی فرانسه سالها بود که مطرح بود، اما گوش شنوایی وجود نداشت، اصل قضیه این بود که :

آنچه دولت فرانسه را مجبور به اقدام قانونی علیه فرقه تروریستی مجاهدین خلق کرد، بیش از دو دهه اقدامات غیرقانونی آنها در فرانسه بوده است. در هر صورت این پرسش را مقامات امنیتی فرانسه باید به رهبران سیاسی خود توضیح می دادند که چگونه مریم رجوی و بیش از ۲۰۰ تن از اعضای ارشد مجاهدین خلق در حالیکه هفته قبل در بغداد بوده اند، در آستانه سرنگونی صدام حسین از عراق فرار کرده و بطور غیر قانونی وارد فرانسه شده اند. و یا این پرسش که چگونه مریم رجوی توانسته بود ۱۰ میلیون دلار پول نقد را با خود و یا به وسیله ۱۶۴ متهم دیگر منتقل و در اتاق خود در اورسوردواز فرانسه مخفی کند؟

سازمان مدعی بود که :
اموالی که در ساعات بامداد آن روز از اتاق مریم رجوی کشف و ضبط شد “پول توجیبی بچه ها و نفرات بوده است” ! حال چرا این پول توجیبی بصورت سرجمع در اتاق مریم رجوی بوده است، شاید بدین دلیل بوده باشد که بچه ها شب ها پول هایشان را به مامان می دادند تا گم نکنند! فردا صبح هم دوباره پس می گرفتند!

این مجاهدین آنقدر احمق و کور هستند که بقیه را هم مثل خود می پندارند. هر کسی مجاهدین را اندکی بشناسد، بخوبی می داند که در این سازمان فرقه ای و قرون وسطایی، اعضا حق ندارند هیچ پولی در اختیار داشته باشند، چه برسد به اینکه پول تو جیبی هم داشته باشن. رابط هایی وجود دارند که مسئول تدارکات هستند. فقط آنها حق دارند پولی داشته باشند، آنهم بصورت موقت و فقط برای خریدهایی که مشخص می شوند.

7 نفر از اعضای سابق این سازمان که پس از تحمل خطر و ریسک های بسیار بالا و پس از تحمل سالیان زندان و شکنجه در سازمان موفق به فرار شده بودند و با قبول این خطر که این شکایت ها می تواند به قیمت جان آنان تمام شود، باز دل به دریا زده بودند و پرده از جنایات این سازمان برداشته بودند، این هفت نفر عبارت بودند از : محمد حسین سبحانی (که نزدیک به 8 سال در زندان های انفرادی اشرف محبوس بوده است)، ادهم طیبی (مجری سیمای رجوی ها بود ، که در یک اقدام جسورانه در مسیر بغداد دست به فرار زده و موفق به رساندن خود به اروپا شده بود)، محمد حسین مشعوفی، کریم حقی، مسعود خدابنده، علیرضا میرعسگری و ان سینگلتون.

محورهای شکایات نیز عبارت بود از :
– رهبران مجاهدین از صدام حسین پول های هنگفت می گرفتند و صرف اقدامات تروریستی می کردند.
– سازمان مجاهدین بخشی از بدنه امنیتی و نظامی و اطلاعاتی رژیم صدام حسین است.
– بسیاری از مردم عراق و ایران بدست این سازمان ترور شده اند.
– این سازمان در مناسبات خود مبانی حقوق بشر را نقض می کند.
– در این سازمان هیچ کس حق ازدواج و ارتباط با خانواده را نداشته و ندارد.
– همه در سازمان مجبور به طلاق شده اند.
– نشستهای تفتیش عقاید به نام های عملیات جاری و غسل هفتگی مدام به شستشوی مغزی اعضاء می پردازد.
– اعضای این سازمان حق داشتن حریم خصوصی در این فرقه را ندارند.
– مجاهدین در عراق و در هر مقری از مقرات خود در هر کجای جهان، بساط زندان و شکنجه به صورت های آشکار و پنهان دارند.
– مجاهدین دست به قتل اعضای خود نیز زده اند.
– مجاهدین تحت عنوان بنیادهای خیریه و با ادعای کمک به کودکان بی سرپرست، دست به اخاذی از مردم عادی زده و آن پول ها را در مصارف تروریستی و قتل و کشتار و شکنجه ی اعضای خود صرف کرده اند.

اما دولت فرانسه همواره، این سازمان را از نزدیک رصد کرده و حمله 17 ژوئن ، انتهای یک راه طولانی بوده است که منجر به دستگیری مریم رجوی و 165 تن از اسیران ذهنی او شد .

اما آیا این پرونده روند قضایی درست را طی کرد ویا با شانتاژها و ایجاد رعب و وحشت در خیابان های اروپا، روند این پرونده دستخوش انحراف و کجروی ها و اعوجاجات اجتماعی و قضایی شد؟ این سئوالی است که در قسمت های بعدی بدان پرداخته خواهد شد، به این امید که نوری بر مناسبات فرقه ای این گروه تروریستی تابانده شود…
سالگرد 17ژوئن، قله ی پرشکوه و نقطه ی سربلندی جداشدگان، مبارک.

ادامه دارد…

فرید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا