فرقه گرایی مجاهدین

اشرف 3، زندان مدرن

بعد از فرار شجاعانه و موفقیت آمیز آقای محمود دهقان، فرار دیگری هم اتفاق افتاد اما ناکام باقی ماند. از قرار معلوم آقای امیر پرویزی وقتی برای معالجه به بیمارستان مادر ترازا منتقل می شد با دو نفر همراه بود. البته این همراهان صرفا به عنوان مامور از جانب مسئولین فرقه توجیه شده اند که مراقب مریض باشند تا یک وقتی فرار نکند! در چنین شرایطی امیر پرویزی از فرصت استفاده کرده و فرار می کند. مراقبین به مسئولین فرقه اطلاع می دهند و پلیس آلبانی را بسیج می کنند تا فرد متواری را دستگیر کرده و به کمپ اشرف باز گردانند. متاسفانه فرقه رجوی، پلیس آلبانی را آلوده به رشوه کرده و در واقع با رشوه آنها را به خدمت می گیرد. امیر پرویزی توسط پلیس آلبانی دستگیر می شود و به کمپ اشرف تحویل داده می شود و در یک کلام فرار او ناکام باقی می ماند.

در تشکیلات فرقه ای مجاهدین هر کس که مخالف حکومت ایران است می تواند وارد تشکیلات شود و کاری به گذشته آدم ها ندارند. ملاک و معیار ضد حکومت بودن است و بس! حالا طرف آدم کش باشد، قاچاقچی، دزد و یاغی و … باشد هم ایرادی ندارد. اما به محض این که داخل تشکیلات شد دیگر خودش نیست که تصمیم می گیرد باید بله قربانگو و مجیز گوی مسعود و مریم باشد در غیر این صورت آینده اش تباه است. اگر قصد جدایی داشته باشد با شکنجه های روحی و روانی روبرو خواهد شد و اگر مسئولیت های مهمی در درون تشکیلات داشته باشد سرش را چنان زیر آب می کنند که کسی خبر دار نشود! خلاصه خارج شدن از تشکیلات بر خلاف ادعای مسئولین فرقه بسیار سخت است. در شرایط حاضر اشرف 3 به یک زندانی تبدیل شده که گریز از آن محل بسیار دشوار شده است، مریم قجر اشرف 3 را مانند زندانی مخوف و در عین حال مدرن درست کرد تا کسی نتواند از آنجا فرار کند. وقتی می گویم مدرن به این معنی است که از سیستم های حفاظتی و امنیتی و دوربین های بسیار پیشرفته استفاده کردند تا هر حرکتی را در داخل قرارگاه زیر نظر و کنترل داشته باشند. حتی در خبری خواندم که در داخل دستشویی و توالت هم دوربین کار گذاشتند. ضوابط دست و پا گیر تشکیلاتی و محدودیت های امنیتی که در اشرف 3 از جانب مریم قجر مستقیماً ایجاد شد نشان میدهد مسئولین از سایه خودشان هم می ترسند و رویکردشان نسبت به نیروهای باقیمانده بر پایه اعتماد نیست و از طرفی فشار تشکیلاتی روی اعضای بسیار بالا است. فرقه با فشار و ارعاب و ترس اعضای گرفتار را در تشکیلات نگه داشته است. مریم قجر در خارج از شهر در ناحیه ای دور دست کمپی را بنا کرده است تا اعضای بیچاره را همچنان در این زندان بزرگ همانند اشرف در عراق در حصار تشکیلات حفظ کند .

در حقیقت فشارهای غیر انسانی حاکم بر مناسبات فرقه سبب شده بعضی از افراد به دلایلی دچار مشکل شده و در حالیکه تعداد اعضای فرقه کمتر از 2000 نفر است اما هر ماه یک یا دو نفر به دلایل نامعلومی می میرند. علت این مرگ و میرها ناشی از فشار روحی و روانی است که فرقه روی اعضای گرفتار روا داشته است. اما بعضی از دوستان جهت نجات از مخمصه ای که گرفتار شدند ریسک فرار را به جان می خرند. مانند آقای محمود دهقان که خوشبختانه موفق شد.

گلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا