مجاهدین می دانند چه کسانی دروغ می گویند

در سایت ایران افشاگر یکی از سایت های وابسته به سازمان مجاهدین خلق دو مقاله با عنوان مِتامورفوسیس” یک خائن, یا پیسی فاز انحلال؟ – به قلم آقا یا خانم ب. فراهانی از قرارگاه اشرف، پدیده جداشده را تحلیل و ریشه یابی نموده است. اینکه ریشه یابی یک پدیده تا این میزان عمیق و ریشه ای چه لزومی به این حجم هتاکی و فحش فصیحت و… دارد نمی دانم، جز اینکه بپذیریم این همه حب و بغض و کینه کور و ناآگاهانه ریشه اش نه در منطق و عقل و فکر و اندیشه که الزاما در جایی سوای این فاکتورها نهفته است. والا این آقای بنی صدر که در همین مقاله آن همه مورد لطف و نوازش نویسنده قرار می گیرند، بر خلاف ادعاهای امروز مجاهدین به اینکه ایشان از دور و مثلا دستی بر اتش داشته اند، همان کسی است که پیش از جداشدن از سازمان، شخص آقای رجوی تلفنی با ایشان تماس گرفته و ظاهرا همه قولی برای کسب و جلب رضایت ایشان می دهند تا به دلیل موقعیتی که در مناسبات مجاهدین دارند، باعث شرمندگی مجاهدین نشوند.

عجالتا به این موضوع که جداشدن از یک سازمان و حزب و تشکیلات سیاسی یا… اساسا یک امر قابل پیش بینی و در زمره حقوق لحاظ شده در مرامنامه هر گروه و دسته است، کاری ندارم.(این مقوله را مجاهدین در جزوه آموزشی موسوم به شک علمی و غیر علمی و بررسی امکان انحراف مرکزیت دمکراتیک به تفصیل شرح داده اند.) و کاری هم به این ندارم که در حال حاضر تنها سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی وابسته به آن است که نه تنها هیچ جدایی و استعفایی را ولو در دمکراتیک ترین اشکال خود تاب نمی آورد که بعضا حق خود می داند هر جداشده و منتقد و… را به هر نوع اتهام و برچسب که می خواهد آلوده کند و فراتر از آن آشکارا این جماعت را به جرم خیانت به مجاهدین به چوبه های دار در خیابانهای ایران حواله دهد.(بارها از سوی مجاهدین و از طریق همین رسانه سیمای آزادی احکام این افراد صادر شده و به استناد برخوردی که اعضای مقاومت اروپا با خائنین داشتند، مجاهدین هم آز آنجا که خود را ورسیون بی بدیل مقاومت اروپا معرفی می کنند، خود را محق می دانند، کسانی که به هر دلیل از انها جداشده را به عنوان خائن به جوخه های اعدام بسپارند.) اما آنچه در این مقاله برای من بیشتر حائز اهمیت بود اینکه نویسنده بسیاری را متهم کرده بود که به مجاهدین در خصوص تبعات انقلاب ایدئولوژیک در جامعه و از جمله طلاق و نابودی خانواده دروغ نسبت داده اند و مجاهدین قائل به متلاشی کردن خانواده در کلان جامعه نیستند. من ابتدا از متن مقاله در این مورد مشخص نقل قول می کنم و بعد در کمال احترام از نویسنده محترم می خواهم در صورتی که سوء تعبیر و فهمی از جانب حقیر مشاهد می نمایند، حتما توضیح بدهند.

"تلاش برای القاء دروغهای شاخداری مثل اگر مجاهدین بیایند مردم را هم مجبور می کنند که مثل خودشان خانواده را کنار بگذارند و طلاق بگیرند …." (1)

من فرض را برای این می گذارم که احتمالا ایشان اطلاع چندانی از اهداف جهان وطنی، مکانیزم های انقلاب ایدئولوژیک و چشم اندازهای فرضی آن ندارند و مثل خیلی از مسائل بدیهی مسئولین قرارگاه اشرف ایشان و بقیه اشرف نشینان را به واسطه منافع فرضی در بی خبری نگه داشته اند و بعضا حتی اجازه نداده اند پیام های مریم رجوی هم به تمام و کمال به آنها برسد، و این فرض را هم متصور می شوم که حتی ایشان مقدمه آقای حسن نایب آقا بر کتاب معروف اریک فروم را نه خوانده و نه حتی دیده باشند، در چنین شرایطی قطع به یقین ایشان کتاب انقلاب ایدئولوژیک آقای بیژن نیابتی را هم نخوانده اند. بنابراین ناگزیرم برای اثبات این ادعا که فی الواقع مسئله طلاق و تلاشی خانواده برای مجاهدین در کلیت و برای همه جوامع یک امر حیاتی و کاملا استراتژیک است، ایشان را به منابع در دسترس و موجود برای فهم و باور این معنی حواله دهم. یکی از این منابع که بطور تلویحی مسئله هژمونی زنان و انقلاب ایدئولوژیک و لاجرم مکانیزم آن یعنی طلاق و نابودی خانواده را مورد تاکید قرار داده و رهبران جهان را دعوت به پذیرش این دستاورد تاریخ ساز یعنی انقلاب ایدئولوژیک می کند، پیام مریم رجوی به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن است که خطاب به رهبران جهان می نویسد:

"جنبش ما دریافت که کنار زدن موانعی که بر سر راه دمکراسی و آزادی پدید آمده دیگر با انگیزه ها و دینامیزم مبارزات قرن گذشته امکان پذیر نیست. اوضاع سیاسی و بین المللی چنان تنگنایی ایجاد کرده بود که نه فقط پیشروی، بلکه حتی استمرار بقای جنبش مقاومت نیازمند مبارزه حادتر و پر قیمت تری است. جنبش مقاومت دریافت که باید سقف آرمان و اندیشه خود را بالاتر ببرد. از این رو نقش رهبری کننده زنان را ضروری دید. این پاسخ کارساز به مسئله تغییر دمکراتیک در ایران بود. این پاسخ منشاء دگرگونی فرهنگی بزرگی در صفوف مقاومت ما شد. اگر بخواهم این پروسه را به صورت فشرده به شما گزارش کنم، این است که تاریخچه پیشرفت زنان و بر عهده گرفتن مواضع کلیدی توسط آنان، درست همان تاریخچه حاد شدن مبارزه ما با استبداد مذهبی و بنیادگرایان حاکم بر ایران است." (تاکید روی جملات از نگارنده است) (2)

بدیهی است این صغری و کبری برای تاکید بر اهمیت انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین است. و بر این معنی دلالت دارد که با حفظ مولفه های پیشین اساسا امر مبارزه بیشتر به تلف کردن زمان و بازی سیاسی شباهت داشته است. کمااینکه در ادامه همین پیام به وضوح به انقلاب ایدئولوژیک اشاره و بر ضرورت الگوسازی آن برای همه جوامع تاکید نموده و می نویسد:

"این (انقلاب ایدئولوژیک) همان عنصری است که ضروری همه جوامع از جمله پیشرفته ترین آنهاست تا بتوانند به سطح قابل قبولی از دمکراسی و توسعه دست یابند." (3)

در بخش دیگری از این پیام خطاب به رهبران جهان، پیشنهاد می کند مناسبات انقلاب ایدئولوژیک را به یک رفتار عمومی به مثابه استراتژی اندیشه جهان وطنی تبدیل کنند. در این رابطه می خوانیم:

"این مناسبات گام بلندی است در تعالی مناسبات اجتماعی که چنانچه به رفتار عمومی تبدیل شود، دنیایی از انرژی – همراه با یگانگی و همبستگی خواهرانه و برادرانه به وجود می آورد." (4)

امیدوارم توقع نداشته باشیم مریم رجوی مشخصا بر موضوع تلاشی و اضمحلال خانواده و مشخص تر طلاق های اجباری به مثابه شاه راه محقق شدن این انفجار و اندیشه جهان وطنی اشاره مشخص نمایند. در همین راستا در کتاب آقای نیابتی موسوم به "نگاهی دیگر به انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان مجاهدین خلق، اندکی از درون، اندکی از برون" بطور مشخص تر به مسئله نابودی خانواده به عنوان مرکز و کانون فتنه ارزشهای سنتی و کهنه اشاره و در همین راستا حذف و نابودی خانواده را شرط اولی برای محقق شدن اندیشه جهانی مجاهدین معرفی می کند. در همین راستا او قرارگاه اشرف را به مثابه چاشنه انفجاری برای جامعه جهانی معرفی می کند و با اطلاق جامعه کوچک به آن، نوید جهانی شدن می دهد. در این رابطه از متن کتاب می خوانیم:

"اینانند (افراد قرارگاه اشرف) که بایستی بسوزند و بمیرند و دوباره متولد شوند. همین ها نیز هستند که قرار است پس از متحول کردن خود، تبدیل به خرج اولیه انفجار اجتماعی شده و موج انفجار را به خرج اصلی یعنی جامعه ایرانی منتقل کنند." (5)

نکته جالب تر اینکه نیابتی به صراحت مناسبات خانوادگی موجود را در کلیت خود مناسبات حیوانی و ارتجاعی توصیف می کند که برای متحول شدن و انسانی شدن الزاما باید به محتوای انقلاب ایدئولوژیک گردن بگذارند تا بتواند وارد دنیا و مناسبات انسانی شوند. از جملات زیر می توان جز این معنی استنباط کرد:

"این جامعه کوچک بایستی که طلایه دار گذار انسان طراز مکتب مجاهدین از دروازه دنیای کهن به اجتماع انسانها باشد. تا پیش از این هر چه هست اجتماع انسانی نیست، دنیای حیوانی است. ماقبل تاریخ است." (6)

در همین راستا نیابتی اصرار دارد این معنی را القاء کند که طلاق و حذف خانواده از مناسبات درونی مجاهدین در کوتاه مدت معطوف به افراد قرارگاه اشرف است که اما در چشم انداز باید به کلیت جامعه تعمیم یابد. در این رابطه می خوانیم:

"بنابراین انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین پاسخ مشخص رهبری سازمان به معضلات مرحله ای خود مجاهدین و آمادگی برای ورود به مراحل پیچیده بعدی بوده و مخاطب های آن نیز در کوتاه مدت (تاکید روی کوتاه مدت از متن کتاب است) نه مردم ایران که نیروهای خود مجاهدین بودند." (7)

و اشاره اخر اینکه اساسا مجاهدین بر این معنی قائل هستند که بدون این تغییر بنیادی در ساختارهای اجتماعی، محقق شدن آرمانهایشان در هر اشل و اندازه امکان پذیر نیست. در این رابطه هم می خوانیم:

"بدون یک دگرگونی بنیادی در سیستم ارزشی حاکم بر جامعه انسانی (که قبلا شکل و محتوای آن را توضیح دادیم)، هیچ انقلابی موفق به دستیابی به اهداف و آرمانهای خود در پهنه اجتماعی نخواهد شد." (8)

با نقل قولی از حسن نایب آقا به بحث خاتمه می دهم با این امید که حداقل این ابهام زدوده شود که چه کسانی واقعا به مردم دروغ می گویند.

"من در مقدمه کتاب هنر گوش کردن و هنر بودن اثر اریش فروم به ماهیت این گونه احساسات و عواطف خانوادگی اشاره کرده ام، فروم خود در این کتاب ها و نیز در کتاب های هنر عشق ورزیدن، گریز از آزادی، و دل آدمی و گرایش به خیر و شر این نوع تلقی واپسگرایانه و ارتجاعی از خانواده را اصطبل خانواده نام نهاده و این نوع روابط عاطفی را ناشی از ناهنجاری های سادیستی – مازوخیستی توصیف کرده است و آن را یکی از منشاءهای شرارت انسان معرفی کرده است." (9)

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، سیزدهم ژوئن 2007

 

منابع

1- سایت ایران افشاگر. مِتامورفوسیس یک خائن, یا پیسی فاز انحلال؟ به قلم آقا یا خانم ب. فراهانی.

2- پیام مریم رجوی به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن در سال 2006.

3- همان.

4- همان.

5- نگاهی دوباره به انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین، اندکی ازدرون، اندکی از برون" نوشته بیژن نیابتی. انتشارات خاوران خارج از کشور. ص 47.

6- همان. ص 109.

7- همان. ص 24.

8- همان. ص 29.

9- روزنامه اینترنتی مجاهد شماره 792، ص 12.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.