استراتژی خشونت طلبانه

مجاهدین و تکامل چماقداری 3

مجاهدین و تکامل چماقداری 3
هادی شمس حائری، بیست و پنجم ژوئن 2007
مجاهدین در فرانسه بخاطر دستگیری مریم رجوی در 17 ژوئن 2004 و باز بودن این پرونده موقعیت بسیار لرزان و حساسی دارند و لذا به نظر نمی رسید که مجاهدین دست از پا خطا کنند وجرات کنند چتین بلوائی بوجود آورند. این اما اولین بار است که مجاهدین چنین بلوا ئی بپا کردند و شرکت کنندگان و پناهندگان ایرانی را با چاقو و پنجه بکس مورد ضرب و شتم قرار دادند. وقتی درگیری خونینی تا بدین حد در چنین موقعیتی اتفاق می افتد حاکی ازاین است که مجاهدین به بن بست رسیده و از کمترین ظرفیت و تحمل مخالف برخوردار شده اند.
مجاهدین در زمانی که به آن فاز سیاسی نام نهاده اند یادم می آید که رجوی خطاب به انحصار طلبان حکومتی می گفت شما همه تریبون ها و مراکز و منابع خبری را از رادیو و تلویزیون و منابر و مساجد و نماز جمعه در اختیار گرفته اید، حتی دیوار های خیابانها را هم با شعار پر کرده اید و هیچ مجال و محلی برای انعکاس نظریات و انتقادات مخالفین باقی نگذاشته اید
امروز اما مصداق کامل این انحصار طلبی و عدم تحمل مخالفین خود مجاهدین هستند که علاوه بر رادیو و تلویزیون سراسری و 24 ساعته و دهها سایت خبری و اجتماعات و تظاهرات خیابانی و بقول خودشان حضور در اکثر پارلمانهای کشور های اروپائی و ادعای الترناتیوی، جلسه ای که حداکثر مستمعین آن 30 یا 40 نفر بودند را تحمل نکردند و آن را به خاک و خون کشیدند.
مسعود رجوی زمانی در پادگان اشرف در نشست جمعی خطاب به نیروهای خود گفته بود که اگر ما به ته خط برسیم و همه عوامل علیه ما بکار افتد و قرار باشد که سر ما را زیرآب کنند آنوقت هر عملی برای ما مجاز است و هر یک از شما ها بدون دستور تشکیلاتی می توانید جدا شده ها را بسزای اعمالشان برسانید. بعد مثالی که آورد این بود که گفت زندانهای اروپا در مقابل زندان اوین هتل های 6 ستاره است. منظور از به سزای اعمال رساندن در فرهنگ فرقه یعنی مرگ.
اکنون به نظر میرسد آن دوران فرا رسیده و مجاهدین به ته خط رسیده اند و بدین جهت به سیم آخر زده اند. زیرا هیچ نیروی عاقلی حتی اگر مختصر فرصت و چشم انداز روشنی در مقابلش وجود داشته باشد حاضر نمی شود آن فرصت ها را بسوزانند.
مجاهدین چون در همه جا تشکیلاتی عمل می کنند ممکن نیست که بدون اجازه تشکیلاتی به اجتماعات حمله کنند و شرکت کنندگان را در خاک اروپا مورد ضرب و شتم قرار دهند. در سمیناری که به همین مناسبت چند سال پیش در پاریس تشکیل شده بود مجاهدین تعدادی نیرو برای بر هم زدن جلسه اعزام کرده بودند اما فقط فریاد می کشیدند و شعار می دادند و ضرب و جرحی در کار نبود زیرا دستور درگیری نداشتند و ما هم در اطلاعیه هایمان چنین چیزی را اعلام نکردیم که زدند و کشتند و بردند و… اما امسال خط عوض کرده اند.
مجاهدین می گویند که برگزارگنندگان سمینار پاریس، پناهندگان سیاسی ایرانی را لت و پار کردند و با پنجه بکس و چاقو به جان آنها افتادند. باید گفت اولا اعضای مجاهدین که شما نام آنها را پناهندگان گذاشته اید آنجا چکار می کردند؟ تا جائی که من دانم و به همه نیز ثابت شده است مجاهدین هرگزبرای استماع نظریات دیگران جز خودشان، به هیچ اجتماعی نمی روند و با کسی به بحث و مذاکره نمی نشینند چطور شده است پناهندگان ایرانی (بخوان مجاهدین) می خواستند در سمینار پاریس شرکت کنند و حرف های دیگران را گوش کنند؟ جز این است که برای برهم زدن آمده بودند؟.
و تازه مگر برگزار کنندگان و شرکت کنندگان سمینار افرادی غیر پناهنده بودند؟ ثانیا تعداد اندک 8-9 نفر که از عهده 50 نفر قلچماق بر نمی آید و نمی توانند آنها را مجروح و مضروب کنند. در جریان درگیری چهار نفر عضو فرقه دور یک نفر را محاصره کرده و زیر ضرب گرفته بودند حال چگونه می توان ادعادی مجاهدین را باور کرد 9 نفر بتوانند 50 نفر را مضروب و مجروح کنند؟
ثالثا اگر ما قصد درگیری داشتیم می توانستیم با خود 100 نفر آدم بیاوریم و حساب اوباش را برسیم. پس ما قصد درگیری نداشتیم و سودی هم از درگیری عاید ما نمی شود، سود ما در سخنرانی و افشاگری و قلم و بیان ماست یعنی همان چیزی که مجاهدین بشدت از آن وحشت دارند و به همین جهت عنان اختیار از دست دادند و سمینار را بهم زدند. هیچ برگزار کننده ای طالب بهم زدن جلسه خودش نیست و این ادعای مجاهدین که ما ایجاد درگیری کردیم مرغ پخته را هم بخنده می آورد. ما هرگز طالب خشونت و درگیری و ضرب و شتم نیستیم زیرا که ما منطق و استلال و حجت داریم، کسانی که حرفی برای گفتن ندارند به چماقداری روی می آورند و به همین جهت فشار روانی آنها را وادار به عکس العمل فزیکی می کند.
خود سوزی های مجاهدین در17 ژوئن 2004 در فرانسه بخاطر بازداشت رهبرشان مریم، ایرانی ها را ملتی وحشی معرفی کرد و آبرو و اعتبار ایرانی ها را خدشه دار نمود. در 17 ژوئن 2007 انجمن حمایت از پناهندگان فرانسه با برگزاری سمینار و بحث و گفتگو راجع به حقوق بشر و صلح جهانی و حمایت از پناهندگی قصد داشت از ایرانیان اعاده هیثیت کند و نشان دهد که ایرانی ها ملتی متمدن و صاحب فرهنگ و مداراگر و ضد خشونت هستند اما حمله چماقدارانه مجاهدین اعتبار و ارزش ایرانی ها را نزد مقامات پلیس و مراجع جهانی و مردم عادی که ناظر این صحنه ها بودند یکبار دیگر خدشه دار نمود.
اورسورواز لانه تروریسم
هنگامی که رجوی به فرانسه گریخت و در خانه برادرش سکنی گزید، این خانه محل سازماندهی و فرماندهی تروریسم در ایران از طریق خط تلفن بود و پس از آن که در ایران همه نیروها دستگیر و پایگاهها ضربه خورد و امید به پیروزی از دست رفت به لانه چماقداری تبدیل شد.
در بحبوبه حمله امریکا به عراق، مریم رجوی همراه 200 نفر اعضای بالای فرقه به فرانسه گریختند و در این خانه سکنی گزیدند.
دولت فرانسه یکبار این جمعت شرور را به گابن تبعید کرد و یکبار هم رئیس انها مریم رجوی را دستگیر و بازداشت نمود.اما هنوز این فرقه در کنار گوش کاخ الیزه به سازماندهی تروریسم و چماقداری و گسترش افکار فرقه ای و پراکندن تخم نفاق و کینه بین ایرانیان و توهم پراکنی و دادن آدرس های عوضی برای فراری دادن مزدوران واقعی رژِم مشغول است.
ما به عنوان کسانی که شناخت عمیقی از منلسبات این فرقه داریم و کسانی که همه شگرد های تبلیغاتی و صحنه سازی و شانتاژ گری این فرقه را می شناسیم و سالهاست که از خشونت و تروریسم فاصله گرفته ایم به دولت فرانسه و رئیس جمهور جدید این کشور هشدار می دهیم که خطر مجاهدین را دست کم نگیرند و اجازه ندهند که آنها از دمکراسی و آزادی فعالیت در فرانسه سوء استفاده کرده و به امیال تروریستی و فرقه ای خودشان جامه عمل بپوشانند وبه گسترش ارتباطات خود بپردازند.
فرقه هائی که به ته خط رسیده اند و مرگ سیاسی و تشکیلاتی خود را نزدیک می بینند بسیار خطرناک و غیر قابل کنترل می باشند لذا تا دیر نشده و محیط فراسه مورد تاخت و تاز تروریست های خوب( آنچناکه مقامات پنتاگون مدعی هستند) قرار نگرفته آنها را از کشور خود اخراج کنند.
کشورهای افریقائی یا کشور ها امریکای لاتین بخاطر دوری از اروپا و بقیه جهان کشور های مناسبی برای تبعید این گروه تروریستی می باشد.
ادامه دارد

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا