فرقه گرایی مجاهدین

رجوی ها تا بی نهایت با زن، زندگی و آزادی دشمن هستند – قسمت دهم

زندگی برده وار و ربات گونه

در قسمت های قبلی به این که رجوی ها در مناسبات فرقه ای چگونه اعضا را از برخی ارکان زندگی یعنی خانه، خانواده، همسر و فرزند محروم نموده و رابطه دوستی بین اعضا را با مطرح کردن بحث “محفل” در عمل ممنوع کردند، اشاره کردم. همچنین توضیح دادم که رجوی ها چگونه با ضوابط و ترفند های گوناگون، کاری می کردند که اعضا به سمت دشمنی با هم بروند.

در این قسمت به این خواهم پرداخت که مناسبات فرقه رجوی به پایه ای ترین نیازهای اعضا برای تلطیف روحیه و تجدید قوای جسمی چگونه جواب می دهد. مواردی مانند “داشتن اوقات فراغت و نحوه گذراندن آن”، “مهمانی”، “تفریح”، “سفر” و . . . که در ساده ترین زندگی ها هم وجود دارد.

چهارم – رجوی اعلام کرد که خون و نفس اعضا متعلق به او و مریم است

شاید داشتن اوقات فراغت یا تفریحات ساده، رفتن به مهمانی یا آمدن مهمان به خانه و رفتن به سفر هر چند کوتاه و کم هزینه، از جمله کارهایی است که در جامعه یک روش معمول بوده و هر خانواده یا شخصی بر حسب شرایط مالی و مناسباتی که در اطراف خود دارند به آن می پردازند تا هم روحیه ها تلطیف شود و هم تجارب و نکات جدیدی در زندگی کسب گردد. اما موارد گفته شده در بالا در فرقه رجوی یا ممنوع است یا آن که به صورت محدود و فقط در زمانی که در راستای منافع رجوی ها باشد اجرا می شود که در هر صورت در نتیجه حاصل از آن برای اعضای فرقه، سختی و کار بیشتر (و نه تفریح) و از بین رفتن روحیه و خستگی مضاعف است.

قبل از آن که به این موارد بپردازم، لازم است در همین ابتدا این را بگویم که رجوی رسما و بارها و بارها به کلیه نیروهای سازمان اعم از مسئول یا عضو ساده، زن یا مرد، قدیمی یا جدید گفته است که او و مریم قجر مالک و صاحبت “خون و نفس” همه هستند.

بعد از انقلاب طلاق (موسوم به انقلاب ایدئولوژیک) رجوی چیزی را به نام “کسر رهایی” مطرح کرد. صورت این کسر عبارت بود از “خون” که به قول خودش متعلق به رهبر عقیدتی (یعنی خودش) بود. یعنی او باید تعیین می کرد اعضا بمیرند یا زنده باشند و این که کی و کجا بمیرند. در صورت مرگ و زندگی اعضا در اختیار او و تحت کنترل او بود. مخرج کسر عبارت بود از “نفس” که به گفته رجوی به معنای این بود که “نفس و زندگی” همه نیروهای فرقه در اختیار مریم قجر است و اوست که مشخص می کند هر عضو در لحظه چه کاری بکند و در واقع زندگی روزمره نیروها در اختیار و تحت کنترل مریم قجر بود. به این ترتیب رجوی ها خود را صاحب خون و نفس اعضا خوانده و بر این اساس اعضا را به بردگانی نوین تبدیل نمودند که از خود هیچ اختیاری ندارند. با این توضیح به موضوعات مرتبط با این بحث می پردازم.

مرگ و میر زنان در فرقه رجوی
زنان در فرقه رجوی

اوقات فراغت

در فرقه رجوی در هر یگان یک ستاد وجود داشت که یکی از کارهای آن برنامه ریزی برای 24 ساعت افراد بود. فرض کنید الان که آذر ماه است، این ستاد برای هر ساعت هر عضو تا اسفند را برنامه ریزی می کرد. یعنی باید مشخص باشد که فلان عضو ساعت 18 تا 20 روز 19 بهمن مشغول چه کاری باید باشد. هر چند بدلیل این که هدف از این برنامه ریزی پر کردن وقت اعضا و مشغول نگه داشتن آنان بود و نه انجام یک کار مهم، این برنامه ریزی ها معمولا به هم می ریخت اما در هر حال این برنامه ریزی وجود داشت تا مبادا حفره ای برای آزاد بودن وقت اعضا ایجاد نگردد.

همانگونه که در قسمت های پیشن گفتم، تا قبل از بازگشت مریم قجر از فرانسه به عراق در سال 1376، بعداز ظهر های پنجشنبه چند ساعتی به نام “در اختیار خود” وقت داشتیم که صرف رسیدگی به کارهایی مثل لباسشویی (در فرقه ماشین لباسشویی نبود و با دست لباس ها را می شستیم)، استحمام، دوخت و دوز، سلمانی و این قبیل کارها می شد.

مریم قجر بعد از بازگشت از فرانسه در یک نشست عمومی گفت که به فرماندهان تان دستور دادم تا ساعات در اختیار خود را حذف کنند و آنقدر از شما کار بکشند که شب مثل جنازه بیافتید و نتوانید فکر کنید چون افکار شما ضد انقلابی است. او در ادامه گفت که این تجربه نشست هایی بود که در پاریس با مسئولین شما داشتیم.

به این ترتیب تنها فرصت فراغتی که در اختیار اعضا بود نیز از آنها گرفته شد. یعنی اعضا در فرقه وقتی ندارند که در آن زمان بتوانند کارهایی همچون، مطالعه، تماشای فیلم، گوش کردن به موسیقی و کارهایی از این دست که در زندگی معمولی بسیار متداول است را انجام دهند. به دستور مریم قجر، از اعضا آنقدر کار کشیده می شد و شب هم با برنامه نگهبانی بیدار نگه داشته می شدند که دیگر کسی رغبت به انجام کار دیگری جز پیدا کردن فرصت برای کمی استراحت نداشت. هر چند خود این کارها هم از اساس در فرقه ممنوع بود یعنی کتابخانه، تلویزیون، رادیو، ضبط صوت یا اینترنتی در اختیار اعضا نبود که بتوانند از آن استفاده کنند. آنچه که همه جا به وفور وجود داشت، ممنوعیت و محدودیت بود. در انتهای این مبحث برنامه روزانه در فرقه را خواهم نوشت تا خوانندگان متوجه شوند که چگونه تمام وقت اعضا با کار، نشست و نگهبانی دادن پر می شد.

زنان در فرقه رجوی
زنان در فرقه رجوی

اما در روز جمعه که در همه جا روز تعطیل است در فرقه رجوی برنامه ها فشرده تر بود. در این روز یک ساعت زمان بیدار باش نسبت به ایام دیگر دیرتر اجرا می شد اما حجم کار در آن روز خیلی بیشتر از روزهای دیگر بود. طبق برنامه در این روز باید آسایشگاه ها، مجموعه های سرویس بهداشتی، راهروها، حیاط و خیابان های اطراف مقر به صورت اساسی نظافت می شدند. یعنی بلافاصله بعد از صبحانه تا زمان ناهار وقت مان با کار پر بود. بدلیل این که در آن روز یک ساعت خواب بیشتر شده بود، بلافاصله بعد از ناهار کارها تا عصر ادامه داشت. در بیشتر هفته ها عصر جمعه نشست سیاسی برگزار می شد که حدود یک ساعت و نیم تحلیل های غیر واقعی را به خورد مان می دادند یا آن که مطالب نشریه مجاهد را باید می خواندیم. بعضی هفته ها هم مسابقات ورزشی برگزار می شد که توضیح آن را در ادامه همین مبحث خواهم داد تا متوجه شوید که با این ترفند رجوی ها چه بلاهایی بر سر اعضا می آوردند. بلافاصله بعد از اتمام نشست سیاسی، جلسات نشست “غسل هفتگی” شروع می شد. این نشست برای این بود که اعضا فاکت های جنسی خود را در بین جمع بخوانند و به این ترتیب تحقیر شوند. شرکت در نشست غسل هفتگی اجباری بود و کلیه نفرات هم باید در همان روز فاکت های شان را می خواندند. این نشست تا زمان نماز و شام ادامه داشت. یعنی روز جمعه روز کار سنگین تر و تحقیر شدن در پیش جمع بود. بعد از شام هم نشست های تفتیش عقاید موسوم به “عملیات جاری” برگزار می شد که تا یک ربع قبل از خاموشی ادامه داشت. این روز خسته کننده به این ترتیب به پایان می رسید. البته برای کسانی که در ادامه این روز باید نگهبانی می دادند روز جمعه فاجعه بارتر بود.

ادامه دارد

صالحی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا