فرقه گرایی مجاهدین

احقاق حقوق زن، پاشنه آشیل یا نقطه ضعف مجاهدین خلق!

امر مهم زن و حقوق زنان ، گرچه باید به حق مورد توجه قرار بگیرد و در همه شئونات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در نظر آورده شود اما شاهد آن هستیم که توسط گروه های مختلف و در جهت منافع خود مورد بهره برداری قرار گرفته است تا دستاویزی باشد برای نیل به اهداف مشخص خود.

سازمان مجاهدین خلق، از جمله گروه های پیشرو در امر سوء استفاده از زن و احقاق حقوق او به شمار می رود. از استفاده زنان در خانه های تیمی اوایل انقلاب تا همین الان که تعداد زیادی از بانوان در استثمار کامل این فرقه روزگار می گذرانند. با این حال، سازمان مجاهدین در جریانات ماه های گذشته ایران، قافیه را به رقیبان خود باخت. چرا که شعار کلیدی این ناآرامی ها را احزاب تجزیه طلب کرد انتخاب کرده بودند و آن شعار که عبارت از ” زن، زندگی، آزادی” بود ، فرقه رجوی را قادر نساخت که به عرض اندام بیشتری از این نظر که شدیدترین جفا را در حق زنان تحت اسارتش کرده، داشته باشد.

فرقه منحط رجوی با لحاظ این نقطه ضعف بزرگ که پاشنه آشیل اش بود، در نوشته ای خواسته است که ثابت کند که اولا اوست که برای زنان ارزش بیشتر از دیگران قائل بوده و ثانیا اگر مشاهده میشود که باند رجوی در مقام کنترل کامل این جریانات از نظر ارتباط آنها با مسئله زن نبوده، دلایل دیگری داشته است!

در نوشته رسانه های رجوی که مورد توجه این یادداشت کوتاه قرار گرفته، آمده است که تا به امروز ۹ زن در موضع مسئول اولی این سازمان قرار داشته‌اند. در صحنهٔ سیاسی هم حضور خواهر مریم و نقش رهبری‌ کنندهٔ او در جنبش و هدایت کارزارهای بسیار مهم گواه این واقعیت است. بر نقش رهبری ایشان بسیاری از سیاستمداران و شخصیت‌های سیاسی تأکید کرده‌اند.

من و دیگر اعضای خانواده های گرفتار و جداشدگان از این مناسبات کثیف جاری در فرقه رجوی بارها به کنه این مسائل پرداخته و با مستندات کافی نوشته ایم که بالا کشیدن قلابی زنان برای سرکوب کردن مردان و توجیه منحل کردن کمیته مرکزی سازمان بوده تا بدین واسطه جلوی پیدا شدن هر مدعی مرد در برابر مسعود رجوی جاه طلب و مستبد گرفته شود.

چه بخواهیم و چه نه، واقعیت آنست که مردان سازمان موسوم به مجاهدین خلق اغلب، تجربه و سابقه و دانش سیاسی بیشتری نسبت به زنان داشتند – البته بشرطی که قبول کنیم چیزی بنام دانش سیاسی کم و بیش مقبول در درون مجاهدین وجود داشته – و لاجرم میتوانستند در برهه های مناسب ، حتی المقدور جلوی کیش شخصیت مسعود رجوی متوهم را بگیرند.

تجرد اجباری صدها زن در مناسبات مجاهدین خلق و تصاحب آنها توسط رهبر فرقه، از آثار شنیع دیگر خلع ید از مردان و بی پناه تر کردن زنان و از دیگر فواید این امر برای شخص رجوی بوده و مریم هم در این میان، بهره هایی مانند ریاست ثانویه بر این زنان و تحصیل قرب بیشتر در بارگاه مسعود رجوی برده است.

دیگر اینکه این مقاله نویس رجوی نگفته است که تنها و تنها دشمنانی از مردم ایران که در اینجا شخصیت سیاسی نامیده شده اند، بر نقش رهبری مریم تاکید کرده اند که من سخنان او را تکمیل کرده وبا اطمینان خاطر میگویم که اینها روسپی های سیاسی ای بیش نبوده و همگی در خدمت دستگاه سلطه گری آمریکا مشغول به انجام وظایف ضدبشری خود بوده و هستند و در مرحله کنونی روش از توبره و آخور خوردن را انتخاب کرده اند.

صحبت از خارج شدن باند رجوی از لیست تروریستی آمریکا و اروپا به میان آمده که در این مورد براحتی میتوان جواب داد که آمریکا و متحدانش خود بانی اصلی تروریسم بوده و بیشتر ، نهضت های رهائی بخش را تروریست مینامند و باند رجوی که دهه هاست به تروریسم خوب – تروریسمی که در خدمت اهداف اشغالگرانه ی اوست- تبدیل شده لازم نیآمد که در لیست تروریستی باشد و این امر هیچ مزیت مردمی برای مجاهدین استحاله یافته ندارد!

رضا اکبری نسب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا