سوسن قجر عضدانلو و همسرش کیستند؟

مریم رجوی از وقتی پایش را داخل مناسبات فرقه ای گذاشت خودش را یک تافته جدا بافته می دانست و بعد از اینکه ملکه دربار رجوی هم شد، بیشتر عنان از کف داد.

در فرقه رجوی تمام شرایط سخت و داعیه انقلابی گری، میلیشیا و چریک نیمه وقت متعلق به رزمندگان و طبقه پایین این فرقه بود و این مقررات به هیچ وجه شامل خاندان رجوی و خاندان قجر عضدانلو نمی شد.

سوسن عضدانلو و مریم قجر شباهت زیادی با هم دارند و در خوی اشرافی گری و قاجاری گوی سبقت را از هم می ربایند.  محسن عضدانلو و سوسن تاب و توان سختی و حتی ژست عضویت و انقلابی را هم نداشتند ولی  پز آن را هنوز هم دوست دارند. سوسن به همراه شوهرش فریدون لدنی و فرزندانش نیما و نوید در فرانسه زندگی می کردند. آنها در سال ۱۳۶۷ به دنبال فراخوان فرقه برای عملیات “فروغ” (مرصاد)  به خاطر اینکه از غافله عقب نمانند و در حالی که فکر می کردند چند روزه  به تهران و تاج و تخت می رسند سراسیمه خود را به عراق و کمپ اشرف رساندند و بلافاصله عضو و رزمنده شدند. البته در هنگام عملیات، سوسن عضدانلو جرئت نکرد پایش را از قرارگاه بیرون بگذارد اما شوهرش در گردان های نظامی سازماندهی شد و او را به عملیات فرستادند که مجروح شد. بعد از شکست سخت فرقه در عملیات غروب جاویدان، سوسن عضدانلو به شدت سرخورده و شوهر مجروح شده اش روحیه باخته تر شده بود.

سوسن قجر عضدانلو
سوسن قجر عضدانلو

او مدتی در بخش های مدرسه و قسمت پشتیبانی کار کرد ولی به زودی مشخص شد که آنها تاب و توان نظامی گری و سختی های کمپ را ندارند و حسابی بریده اند. آنها در کمتر از سه ماه از عراق خارج شدند. سوسن عضدانلو در ظاهر به بهانه مداوای همسرش درخواست خروج داد. مریم رجوی هم  که به خاطر خواهرش به شدت پریشان و نگران شده بود و با شکست در عملیات نیز خود را در نزد آنها آبرو باخته می دید به بهانه مداوای همسرش به سرعت آنها را روانه اروپا کرد.

آنها مجدد به فرانسه برگشتند. با اینکه  همه جدا شدگان سازمان لقب بریده و مزدور و نکشیدن مبارزه را می گیرند ولی سوسن و جناب لدنی با  افتخار عضو شورای ملی مقاومت شدند و سابقه مشعشع بریدن سوسن عضدانلو و همسرش را تا آنجا که می توانستند از سایرین مخفی می کردند.

در این سال ها سوسن عضدانلو به همراه  فریدون لدنی لقب بلند پایه! عضویت در شورای به اصطلاح ملی مقاومت را یدک می کشید و او حتی حجاب موقتش را هم کنار گذاشته و غرق در عیش و نوش و پول های باد آورده شد. وی تا زمانی که فرقه در عراق بود با هزینه های فراوان  به عراق مسافرت نموده و در جلسات شورا بدون حجاب شرکت می کرد.

در سال ۱۳۷۶ به دنبال جذب نیرو و کشاندن نیروهای جدید، نوید لدنی پسر بزرگتر سوسن عضدانلو، و تعداد بسیار زیادی از فرزندان اعضای سازمان  با تصور دیدار خانواده و سیر و سیاحت و موقتی بودن آموزش های رزمی شش ماهه به منطقه عراق اعزام شدند.

علیرغم امتیازات فوق العاده و رسیدگی های خاص به قشر جدید سازمان که میلیشیا خوانده می شدند اغلب آنها از رفتن به عراق پشیمان شدند و تا کنون بیش از هفتاد درصد پسران از فرقه جدا شدند. دو سال نشده نوید لدنی هم بنای ناسازگاری گذاشت و درخواست کرد که به اروپا و نزد پدر و مادر و زندگی راحت و اشرافی اش برگردد.

مشخص بود که مبارزه! و  کمپ اشرف و خاک و خلش و سختی های کشور عراق برای اعضای خانواده رجوی ها نیست و با گروه خونی آنها جور در نمی آید.

برای حفظ آبرو چند سالی او را با انواع  وعده و وعیدهای مختلف متقاعد به ماندن کردند و در سال ۱۳۸۳-۱۳۸۲  سوسن عضدانلو در سفری اختصاصی به طور ویژه برای دیدار پسرش به عراق رفت و یک هفته ای نزد او ماند. سوسن با بردن امکانات ویژه برایش، به او قول مساعدت و حل و فصل تهیه پاسپورت و خروجش از عراق را داد که سرانجام در اولین سری خروجی ها از عراق، نوید لدنی هم از فرقه خارج شد.

سوسن عضدانلو و همسرش که از سال ۱۳۷۲ اعضای ویژه  شورای ساختگی ملی مقاومت مریم قجر شدند به زندگی راحت و اشرافی خود برگشتند و به مانند سایر اعضا شورا ماهانه چندین هزار دلار حقوق  و پول مفت از سازمان مجاهدین خلق دریافت می کنند که البته  به احتمال زیاد خاندان رجوی از مزایا و حقوق و اعتبارات ویژه تری برخوردارند که می توانند به طور اختصاصی دارای بهترین امکانات و زندگی مرفهی در خارج کشور باشند.

خانواده مریم قجر
خانواده مریم قجر

ناگفته نماند تمام هزینه های زندگی لوکس و اشرافی خانواده و اقوام مریم قجر از جمله برادر و خواهر و بستگان آنها به عهده فرقه است و به خرج  فرقه خانه، ویلا ماشین و سایر امکانات زندگی آنها در چهار دهه اخیر تهیه شده است.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا