مرزهای مرئی و نامرئی القاعده با سازمان مجاهدین خلق – فرقه رجوی

                                                                                                                                                                                                                   /Storage/Image/News/analysis_2.jpg  

با مقایسه ساختاری و محتوایی سازمان مجاهدین خلق با سازمان القاعده شباهت های فوق العاده ای می توان یافت. اهمیت این شباهت ها نه صرفا از جهات صوری و ظاهری بازخوردها و پی آمدهای این عملیات، که در نحوه توجیه و تئوریزه کردن آنها است. دلیل عمده این شباهت آبشخور یکسان تئوریکی این دو سازمان و تاسی نعل به نعل آنان از آموزه های تئوریسین های تروریستی است. اگر چه امروزه این آموزه ها به لحاظ تغییر نگرش به جهان و راه حل ها اساسا منسوخ و مورد مذمت واقع شده، اما نباید این مهم را فراموش کرد که حداقل تا دو سه دهه گذشته این آموزه ها صرفنظر از مرزهای جغرافیایی به عنوان مهمترین راه کارهای انقلابی مورد استناد و الگوبرداری در تمام کشورهای جهان سوم و در حال توسعه بوده اند. چنانچه مجاهدین عمده مبانی جنگ چریکی و دکترین مسلحانه خود را به لحاظ کمی و کیفی از روی دست همین تئوریسین ها کپی برداری کرده اند. قبل از هر رویکرد به تبیین و آثار کمی و کیفی عملیات تروریستی، الزاما باید مکانیزم های درونی این رفتار را در فرد و به تبع آن جاری شدن در روح جمعی یک تشکیلات تروریستی بررسی کرد. این به ما امکان می دهد در نهایت شباهت ها را نه صرفا در اشکال این عملیات که مشخصا برآمده از نوع تلقی و دیدگاه های هستی شناسانه مورد ارزیابی دهیم. با لحاظ این فاکتورها در می یابیم که دفع و کنترل سازمان هایی از نوع القاعده در مقایسه با مجاهدین به مراتب امکان پذیرتر و محتمل تر به نظر می رسد. یکی از دلایل عمده این ادعا خصلت انطباق پذیری و آداپتاسیون سازمان هایی از نوع مجاهدین با مناسبات جهانی و در عین حال نگره های پراگماتیستی و منفعت جویانه ای است که به دلیل تاسی از آموزه ها و متدلوژی منحصر، بیش از سایر جریان های تروریستی قادر به حفظ خود در شرایط سخت و دشوار می باشند.

مشکل اساسی اینجاست که مجاهدین خلق با عده ای آدم ماجراجو و آنارشیست به مفهوم خاص و یا گروهی بیمار روانی که اقدامات اینگونه پاسخ به مطالبات درونی و مالیخولیایی آنان را می دهد، کاملا متفاوت است. این گروه حتی در مقایسه با افراد شورشی که اقداماتشان بیش از هر چیز برآمده از یک روح اشباع شده از ناملایمات و مظالم فرهنگی، قومی، اقتصادی و… است نیز متفاوت است. مشکل این گروه ها در این است که اقداماتشان را بیش از هر چیز به نوعی تکلیف و قانونمندی مشروط می کنند. نقطه تمایز این دو گونه رفتارها و ابعاد و دامنه جزمیت آنان را دقیقا در این راستا باید جستجو کرد. و جالب اینجاست که مجاهدین دقیقا بر این مرزبندی ها تاکید و اصرار دارند. یکی از اعضای سازمان در مقایسه میان این ماجراجویان شورشی و به اصطلاح انقلابی دقیقا بر همین تمایزها تاکید و می گوید:

"شورشی یک عاصی بی سمت و سو بر علیه نظام موجود است ولی انقلابی عنصری است که می فهمد این عصیان را به چه سمتی باید هدایت کند." (1)

ویژگی یا تفاوت عمده این گروه در قیاس با گروه ها و سازمان های مرسوم تسلط پذیری خیره کننده آنها بر کنشمندی های بظاهر غیر ارادی و حتی بعضا به لحاظ روانی توجیه شده و پاسخ یافته است. این تفاوت ها دقیقا در راستای نگرش فلسفی و هستی شناسانه به جهان استخراج میشود. چنانچه در تبیین ریشه ای این مولفه ها باز از قول رهبری مجاهدین در تبیین جهان می خوانیم:

"بدون یک ایدئولوژی انقلابی نمی توان نهضت و سازمان و حتی فردی انقلابی داشت، چرا که ایدئولوژی به منزله چراغ، راهنما و راهگشای عمل ما است. بایستی تاکید بکنم که یکی از بارزترین وجوه و سیمای ممیزه حیات انسان، خصیصه و کاراکتر ایدئولوژیکی آن است. یعنی انسان تنها موجودی است که ایدئولوژیک زندگی می کند. یعنی می تواند به یک معنا که حرکت زندگی و مرگش بر طبق یک اعتقاد یک مرام و یک مسلکی باشد که به آن در همه حال پایبند بوده و خودش و عقیده و مرامی تطبییق داده و به عبارتی با آن عقیده و مرام یکی و یگانه بشود." (2)

در راستای چنین نگرشی است که مجاهدین خلق قادرند ضمن کنترل همین احساسات بدوی و سرکوب شده، آنها را در زمان مقتضی و لازم و آنگونه که کما و کیفا اراده می کنند سازماندهی، هدایت و عملی نمایند. اگر شورشیان گروهی افراد به تنگ آمده و سرخورده از راه حل های دمکراتیک و مدنی هستند، تروریست های ایدئولوژیک اما کسانی هستند که آگاهانه روش های مدنی را به سود هر چه قهرآمیز کردن چالش ها و بسته شدن مسیر گفتمان می بندند. شیوه برخورد و تئوریزه کردن شرایط جهانی و مناسبات آنها تماما مبتنی بر سیاه و سفید کردن مطلق و القاء این باور است که جهان را جز از این نگرش دو بعدی نمی توان فهم و تدبیر کرد. هم مجاهدین و هم سازمان القاعده بر اجتناب ناپذیر بودن این روش ها جهت حل منازعات فرضی شان تاکید دارند. اما تفاوت القاعده و مجاهدین در این است که القاعده عمدتا متاثر از شرایط شکل و پوسته ظاهری گرایشات ایدئولوژیک دست به اقدامات تروریستی میزند، مجاهدین اما این تعابیر و برداشت ها را از عمق نگاهشان به جهان هستی به متن ایدئولوژی شان تعمیم می دهند. متدلوژی مجاهدین قبل از اینکه صرفا مبتنی بر ایدئولوژی باشد برآیند یک نگاه علمی و شبه سیانتیستی به جهان پیرامون است. آنها مبارزه را نه مولود خواست و اراده انسان که در برآیند شناخت قانونمندی ها و مکانیزم حرکت تکاملی تاریخ تلقی می کنند. ابریشم چی در اهمیت درک این قانومندی ها و ضرورت اهتمام نسبت به آنها در راستای محقق شدن اهداف ایدئولوژیک می گوید:

"آن کسی می تواند در تغییر جامعه موفق تر باشد که درک واقع بینانه تری از قوانین کلی و عمومی حاکم بر حرکت جهان و حرکت جامعه و حرکت انسان، داشته باشد که در ساده ترین تعریف، اسم این ادراک همان ایدئولوژی است." (3)

در چنین نگرشی که کاتالیزورها و پارامترهای غیر قابل پیش بینی به منزله وجهی از قوانین مادی قابل محاسبه و ارزیابی و تاثیرگذار هستند، لاجرم حرکت در مسیر این قوانین و برخورد پراگماتیستی با آنها نیز وجهی از ضرورت تعامل و کنشمندی را مورد تاکید قرار می دهد. در وجه پراتیک و عملی تفاوت های بنیادی میان مجاهدین و القاعده دقیقا تفاوت های میان یک شورشی و یک عنصر ایدئولوژیک است. اینکه یک شورشی به صرف صورت اشکال با بیرون خود مرزبندی می کند و یک عنصر ایدئولوژیک به صرف درک ماهیت اشیاء. در این صورت اگر میان القاعده و مجاهدین تفاوتی باشد در میزان تسلط، کنترل و ساماندهی و سازماندهی رفتارها و اقدامات تروریستی است. در راستای چنین مولفه هایی است که تنظیم رابطه مجاهدین با اعضای خود پیش از اینکه متکی به فرامین شفاف و آشکار باشد متکی به آموزمند کردن ایدئولوژیک افراد است. شاید این ادعای مجاهدین که در جریان خودسوزی های ژوئن 2003 هیچ تعمد و التزام تشکیلاتی را انتقال نداده اند، در واقعیت امر درست باشد. اما بازخوانی آموزه های مجاهدین طی سالهای گذشته و طرح مقوله خودسوزی به عنوان یک راهکار که اتفاقا اولین بار از سوی رجوی مطرح می شود، بر وجه ایدئولوژیک و امر تشکیلاتی آن تاکید دارد. تلقی اخلاقی و غیر اخلاقی بودن این اقدامات دقیقا وجهی ایدئولوژیک و درونی دارد. انسانی اینچنین، مولود ایدئولوژی است. وانهاده ای که جز به فرمان و امر ایدئولوژی کاری نمی کند. برای او ایدئولوژی تداعی کننده آموخته ها و مرزهایی است که حتی بی حضور رهبران نیز می تواند در چشم انداز صحت و سقم آنها را داوری کند. از این رو که هدف های فرضی بواسطه تلقی مطلق گرایانه از حقیقت و غیرحقیقت، سیاه و سفید، این سوی جبهه یا آنسوی جبهه، کاملا قابل شناسه و مرزبندی هستند. رجوی در تاکید این معنی می گوید:

"هر کس می باید خودش بر اساس موازین در سرنخ ها و اصول مجتهد باشد." (4)

نیکابر نیز بر عنصر ایدئولوژی به عنوان مرز میان یک شورشی و عنصر ایدئولوژیک تاکید دارد. او در تبیین عنصر انقلابی یا ایدئولوژیک می نویسد:

"یک انقلابی فردی متعهد است. او منافع شخصی ندارد و نیز احساسات، دلبستگی ها، دارایی ها و حتی اسم خود را فراموش کرده است. از منظر او همه چیز تابع یک مصلحت، عقیده و اشتیاق واحد است…همه عواطف لطیف و ملایمی که از خویشاوندی، دوستی، عشق و قدرشناسی بر می خیزد باید توسط احساسات بی روح و مصمم انقلابی در وجود وی نابود شود. او شب و روز به یک فکر یک هدف – مبارزه سازش ناپذیر – را در سر داشته باشد و در تلاشی سخت و بیرحمانه برای رسیدن به هدف، باید آماده نابودی خویش شود و با دستان خود سبب نابودی همه کسانی گردد که او را از رسیدن به هدفش باز می دارند." (5)

به زبان دیگر سازمان القاعده از ایدئولوژی خود چنانچه رجوی نیز تاکید دارد درکی فرمالیستی دارد. به زعم مجاهدین، سازمان القاعده اگر چه در عمل به دلیل انتخاب نوع عملیات که مجاهدین به غافلگیرکننده تعبیر می کنند، پیش است اما قادر به درک ابعاد و تاثیرات آن و بالطبع نتیجه گیری از آن نیست. رجوی حتی بر تاثیرپذیری القاعده از انقلاب موسوم به ایدئولوژیک درونی مجاهدین اذعان می کند، با این حال به این مهم نیز اشاره دارد که به دلیل خصلت ارتجاعی این اقدامات انتفاع لازم از آن برده نمی شود. بررسی شباهت های ساختاری و اما تفاوت هایی که به آن اشاره رفت، از سویی بر استراتژیک بودن خطر مجاهدین در عرصه جهانی تاکید دارد و از سوی دیگر بر نفی این خوش باوری که مجاهدین قادرند از درون دچار تغییرات ساختاری و محتوایی گردند.

منابع

1- سخنرانی برادر مجاهد مهدی ابریشمچی درباره انقلاب ایدئولوژیک در درون سازمان مجاهدین خلق ایران. تهیه و تنظیم از: اتحادیه انجمن های دانشجویان مسلمان خارج از کشور. (هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران). تاریخ انتشار: آبان ماه 64.انتشارات طالقانی

2- تبیین جهان جلد دوم مفهوم و قوائد تکامل. ص 5

3- سخنرانی برادر مجاهد مهدی ابریشمچی درباره انقلاب ایدئولوژیک در درون سازمان مجاهدین خلق ایران. تهیه و تنظیم از: اتحادیه انجمن های دانشجویان مسلمان خارج از کشور. (هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران). تاریخ انتشار: آبان ماه 64.انتشارات طالقانی

4- تبیین جهان جلد دوم مفهوم و قوائد تکامل. ص 5 ص 7.

5- نیکابر، کتاب افراطی گری؛ مطالعه ای تاریخی و روانشناسانه. ا.هارنال،م،مولنار،وج. رویمج." ص 119.

بهار ایرانی، نهم سپتامبر 2007

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.