اعضاء جداشده از فرقه رجوی

بازرگان خطاب به رجوی گفت: من زنم را دوست دارم

بازرگان خطاب به رجوی گفت: من زنم را دوست دارم
مجاهدین دبلیو اس، اول اکتبر 2007
قسمت یکصدوسی گفتگوی رادیو صدای ایران با سعید شاهسوندی در ادامه بررسی تاریخچه سازمان مجاهدین و دنباله مباحث مربوط به انقلاب ایدئولوژیک حاوی نکات جالب و قابل تعمقی بود. در ابتدای گفتگو حسین مهری ضمن تبریک به جهت شروع به کار سایت اختصاصی سعید شاهسوندی در این خصوص توضیحاتی خواست. وی اظهار داشت، تمامی گفتگوهای او با رادیو صدای ایران بزودی و با تجدید نظر و اضافه کردن مطالبی منعکس خواهد شد. شاهسوندی از نحوه درج و انعکاس گفتگوهای او در بعضی سایت ها گلایه و تاکید کرد، بعضی سایت ها با دیدگاه های خودشان اقدام به تیتر زدن برای گفتگوها کرده اند که مورد تائید من نیست. حسین مهری سپس به درخواست شنونده ای از ایران از شاهسوندی خواست نامه شخصی اش به رجوی درباره انقلاب ایدئولوژیک خودش را برای شنوندگان بخواند. شاهسوندی ضمن تائید چنین نامه ای به مسعود رجوی اذعان کرد:
درست است چنین نامه ای را من نیز همراه با سایر اعضای سازمان برای رجوی نوشتم و طی آن تاکید کردم که به درستی به نقش رجوی در سازمان اشراف نداشته و تردیدهایی نسبت به او داشته ام که با انقلاب کردن آنها فرو ریخته و در ادامه به پای بوسی رجوی نیز رفتم که البته ایشان از این کار امنتاع نکردند و این یکی از عوامل شک و تردید و تناقض برای من شد که به تدریج رشد کرد و به ابهامات بنیادی رسید.
شاهسوندی تاکید کرد در آن ایام همسر و حتی مادر بزرگ من نیز در این رابطه نامه و پیام های صوتی برای رجوی نوشتند. وی با اشاره به سوء استفاده های رجوی از این نامه ها در زمان جدایی شماری از اعضای سازمان تاکید کرد:
این نامه ها در واقع مکاتبات شخصی ما به رجوی بود که ایشان به تناوب از محتوای آنها سوء استفاده کرد. اما نامه مورد نظر را به همراه چندین سند مکتوب دیگر از جمله خاطرات مربوط به کردستان در سه نسخه نزد سه نفر به امانت گذاشته و به عملیات فروغ رفتم. یکی از این افراد دکتر ممکن از اعضای مستعفی شورای ملی مقاومت بود که متاسفانه در اسناد نزد ایشان نامه مورد نظر نبود. دیگری همسرم بود که کلیه مطالب را در جریان مسائل بعد از دستگیری من و رفتنش به آلمان گم کرد. و سومین نفر دوست قدیمی و جداشده ای است که علیرغم ترک مجاهدین به دلیل متهم کردن من به همکاری با جمهوری اسلامی از استرداد آنها به من خودداری می کند.
شاهسوندی در مواجهه با این سوال که چگونه آدمی در مرتبت و کیفیت فکری و تشکیلاتی او حاضر شده پابوسی مسعود رجوی را تحمل بکند و تن به انقلاب ایدئولوژیک او بدهد گفت:
این سوال خود ما در آن ایام نیز بود. ما اعتراف می کردیم آدم های زرنگ و باهوشی هستیم. اما مسئله اصلی زرنگ بودن و یا نبودن نیست، مشکل سیستم و سازمانی است که خود را پیش از هر چیز نماینده یک سازمان می داند تا یک فرد. مسئله این بود که یک فرد خود را نماینده یک جریان جمعی جا زده بود. اتفاقی که در سال 1354 هم افتاده بود و شهرام مدعی شده بود سازمان به این نتیجه رسیده که مارکسیست شوند، در حالیکه تنها شهرام مارکسیست شده بود و نه کل سازمان.
شاهسوندی تاکید کرد در حال حاضر نیز هستند کسانی که به لحاظ ضریب هوشی خیلی از من بالاتر هستند اما علیرغم اینکه من متوسط الهوش هستم از آنها زودتر فهمیده ام. شاهسوندی با اشاره به رده های اعطایی در جریان انقلاب ایدئولوژیک و لغو آنها در جریان فاز دوم انقلاب تحت عنوان استثمار رده تاکید کرد:
امضا و نامه های رده بالای سازمان برای رده های پائین این توهم را بوجود آورد که پس باید مسئله جدی باشد در حالیکه رجوی به استناد همین امضاها خودش را پیش برد و در فاز بعدی یعنی استثمار رده، همه آنان را خلع رده کرد و به این وسیله زمینه هر گونه اعتراض را مسدود کرد.
وی به محاکمه علی زرکش به عنوان مقدمه این کودتای درون تشکیلاتی اشاره کرد. شاهسوندی سپس به اهداف تاسیس نهادهای مختلف در سازمان اشاره و تاکید کرد، این نهادها یعنی دفتر سیاسی، کمیته مرکزی، معاونین کمیته مرکزی، کادر مرکزی و مرکزیت اجرایی و حذف دفتر سیاسی در راستای الگوبرداری از حزب کمونیست شوروی ایجاد شد. تشکیل هئیت اجرایی در واقع عنوان دو پهلویی بود که برای تعدیل ماهیت چپ گرای سازمان در نزد غربی ها تاسیس شد. اما در عمل این هئیت اجرایی هیچ کاره بود و اینگونه توجیه می شد که این هیئت چنانچه از اسمش بر می آید مسئول اجرایی است و فرمان اجرا از سوی رهبری صادر می شود. به همین استناد هم مجاهدین در مقابل کسانی که ادعا می کردند عضو هئیت اجرایی بوده اند، وانمود می کردند که اساسا چنین نهادی در مجاهدین وجود خارجی ندارد. جالب ترین بخش این قسمت گفتگو مربوط به ملاقات شاهسوندی با مهندس بازرگان بود. شاهسوندی در این رابطه گفت:
در 21 شهریور ماه 1364 مهندس بازرگان برای ایراد یک سخنرانی در موضوع قرآن به آلمان آمده بود. من پس از انجام کارهای روزانه ام به محل اقامتم در پاریس رفتم و از سوی رجوی پیامی دریافت کردم. رجوی مرا مامور کرد تا با مهندس بازرگان در محل سخنرانی اش ملاقات کنم. او ضمن دادن خط و خطوط برخورد با بازرگان نامه ای به همراه لیست اعدامیان در ایران را به من داد تا پس از گفتگو با بازرگان به او بدهم. من به اتفاق نادره افشاری، و شوهر فهیمه اروانی که در آن زمان مطرح نبود و دو تن دیگر از اعضای سازمان شبانه روانه آلمان شدیم. رجوی تاکید کرده بود سمت و سوی گفتگو با بازرگان باید به گونه ای باشد که او را ناگزیر کنی چهار موضع بگیرد. یا از من تعریف کند یا بد گویی کند. یا از جمهوری اسلامی تعریف کند و یا از آن بدگویی کند. تعبیر او از بازرگان این بود که او وسط ایستاده و باید حد وسطی را از او بگیری و کارش را یکسره بکنی.
شاهسوندی ادامه می دهد که موضع بازرگان در برخورد با من کاملا احترام انگیز اما از هر گونه موضع گیری و سمت و سو دادن به حرف هایش امتناع کرد. در پایان من نامه رجوی را به بازرگان دادم. متن نامه رجوی تاکید داشت، برای آخرین بار از موضع نصیحت و خیرخواهی از شما می خواهم در این سن و سال، ذره بی انتهای خود را با پیوستن به مجاهدین اثبات کنید. شخصا پیشنهاد می کنم به ایران باز نگردید و اینجانب تمامی هزینه های شما و افراد خانواده تان را تا آخر تقبل می کنم. شاهسوندی در خصوص واکنش بازرگان در قبال نامه رجوی می گوید:
بازرگان لبخندی زد و گفت سلام مرا به رجوی و ابریشم چی برسانید و بگوید من همسرم را دوست دارم.
شاهسوندی تاکید می کند پاسخ بازرگان رجوی را سخت عصبانی کرد و در جبران و تلافی موضع گیری او اقدام به نشر و انتشار کتابی با عنوان مروری بر کارنامه خیانت بار بازرگان نمود. او تصریح می کند رجوی از فرط عصبانیت شخصا به تلویزیون مجاهدین رفت و علنا بازرگان را مورد هتاکی و اتهام و توهین قرار داد. وی تاکید کرد مواضع نرم و تعدیل شده این روزهای مجاهدین در قبال بازرگان نیز در راستای سیاست های کاسبکارانه و منفعت طلبانه است. به دلیل اتمام زمان گفتگو قرائت متن کامل نامه رجوی به مهندس بازرگان به بخش بعدی گفتگو محول شد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا