همیشه فکر می کنم از دیگران برترم و بعد هم نتیجه می گیرم که بی دلیل نیست. • وقتی خواهر لیلا گفت چرا محفل می زنی؟ عصبانی شدم و فکر کردم مگر با پرتو حرف زدن محفل زدن است؟ اما واقعا فهمیدم که محفل زدن ؛ باعث طولانی شدن عمر رژیم می شود. • چند روز است به فکر پدر و مادرم فرورفته ام ؛ احتمالا تا حالا از دنیا رفته اند
طبق برنامه پادگان اشرف، در اورسورواز راس ساعت 30/6 صبح از خواب بیدار می شوم ؛ ولی اینکه بدانم صبح دل انگیزی است یا نه ؛ اساسا جزو دستورکار من نیست لذا به آن فکر نمی کنم و مستقیما به اتاق کار خودم برای مبارزه با رژیم می روم. صبر می کنم تا خواهر ژیلا هم برای مبارزه به سنگر من بیاید تا اجازه داشته باشم سری به اینترنت بزنم. او خلاف ضابطه و با تاخیر می آید و زمانی را باید اختصاص دهم تا انتقاد از خودش را بنویسد. از روی اینترنت سایتهای مزدوران وزارت اطلاعات رژیم را مرور می کنیم تا برای مبارزه خوراک لازم را پیدا کنیم ناگهان صفحه یاهو باز می شود و تصویر زنی را می بینم و مرا دچار لحظه جنسی می کند ؛ نتیجتا مبارزه را تعطیل می کنم و گزارش غسل خود را می نویسم و مجددا و با اراده یک مجاهد مسئولیت پذیر به میدان جنگ با رژیم می روم ؛ احساس می کنم امروز رژیم ساقط می شود و اصلا تعهد دو ساله ای که داده ام زود تر از موعد خودش شکوفا می شود چون دیشب تمامی اخبار فرانسه مربوط به حمله امریکا به ایران بود و این می تواند نوید بخش پیروزی مجاهدین باشد ؛ اگر پنتاگون راضی می شد بجای سرباز به نیروهای خود لقب مجاهد دهد و آنها را خواهر و یا برادر مجاهد بخواند، بخشی از انرژی ما که صرف تطابق ایدئولوژیک می گردید، رها می شد. مبارزه تا ظهر ادامه پیدا می کند و تمامی اراجیف مزدوران را جمعبندی کرده ایم تا دستور برسد که چگونه به آنها تهاجم کنیم آیا از شیوه فیاپ جلو برویم ویا از سلاح فحش بهره برداری کنیم و یا از تاکتیک جدیدمان برای درگیر کردن پاسیو شده ها با بریده ها استفاده نمائیم. بعدازظهر است و بی تابی من برای استراحت کوتاه در حد فاصل مبارزه ظهر و عصر شروع شده اما بیاد بی قراران اشرف امروز استراحت نمی کنم و برای سرنگونی رژیم به اتاق کارم می روم. رمز پایداری مجاهدین به " شب " برمی گردد، آنوقتی که "عملیات" شروع می شود ؛ عملیاتی علیه خودت با افتخار و شرف آغاز می شود ؛ تقدس آن به جاری بودنش است و گناهان را در حوض شستن و به دار خواهر آویزان کردن ؛ سرمشقی بر تمامی مجاهدان حقیقی است ؛ پرونده ای برای غسل کردن ساخته ام تا در امر مبارزه کم نیاورم ؛ وقتی در حوض می روم یقین دارم که رژیم را متزلزل کرده ام و یاد آن سفر کرده همیشه بیدار می افتم که می گفت هرروز و هرشب شورایعالی امنیت ملی رژیم برای تعیین تکلیف مجاهدین جلسه می گذارد و این اهمیت مبارزات شماها را می رساند که درجریان عملیات جاری متبلور می شود. تا دیماه سال آینده باید صبر کنیم تا کار چندین و چند ساله ای که برایش زحمت کشیده ایم به بار بنشیند و حمله ای صورت پذیرد تا مجاهدین به نقطه اوج تکامل تاریخی خود برسند.
گزارش نشست حوض:
• ناگهان و برای یک لحظه، گناهی بزرگ مرتکب شدم ؛ شک کردم که آیا پیروز می شویم یا نه؟
• احساس کردم خواهر منیژه با تکبر به من نگاه کرد.
• وقتی خواهر ژیلا صحبت می کرد دچار لحظه شدم.
• همیشه فکر می کنم از دیگران برترم و بعد هم نتیجه می گیرم که بی دلیل نیست.
• وقتی خواهر لیلا گفت چرا محفل می زنی؟ عصبانی شدم و فکر کردم مگر با پرتو حرف زدن محفل زدن است؟ اما واقعا فهمیدم که محفل زدن ؛ باعث طولانی شدن عمر رژیم می شود.
• چند روز است به فکر پدر و مادرم فرورفته ام ؛ احتمالا تا حالا از دنیا رفته اند – چه فکرهای احمقانه ای می کنم.
• وقتی به فکر می افتم که چرا برادر ما را در چنین شرایطی تنها گذاشته ؛ یادم می افتد که رژیم در من رشد کرده که ذهنم مشغول این چیزها می شه ؛ سریع از این فضا بیرون می زنم.
• مدتها است به فکر فرزندم افتاده ام ؛ قاعدتا باید چهار سال دیگر از دانشگاه فارغ التحصیل شود، درست در همین نقطه به خودم انتقاد کردم که چرا فکر بلند مدت کرده ام، ما تعهد دو ساله داده ایم و هر تاریخی خارج از آن نباید برایمان معنایی داشته باشد.
ساعت ده شب شده وباید براساس تعهد ایدئولوژیکی که دارم بی شکاف و با مسئولیت پذیری تمام ؛ گزارشی به مسئولم بدهم:
6 ساعت خواب + 12 ساعت مبارزه با مزدوران اطلاعات + 3 ساعت غسل + 3 ساعت حوض + 3 ساعت عملیات جاری + 2 ساعت قربون صدقه خواهر و برادر رفتن = 29 ساعت مبارزه با رژیم در 24 ساعت (کور شود هرآنکس که نتواند دید)
داود – تهران
18/7/1386
برچسب ها
اندر باب سانسور روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق
شکنجه گران سازمان شکنجه گران سازمان تروریستی مجاهدین را، گریزی از چنگال عدالت نیست
فرصت طلبی مجاهدین در فضای مجازی
با سلام دوستان امیدوارم حالتان خوب باشد امروز هم با یک مطلب درباره شبکه اجتماعی در خدمتتان هستم . می خواهم داستانی را که اکثریت ما امروزه درگیر آن هستیم برای شما باز گو کنم. همگی ما پتانسل آسیب پذیری را در همه جا از جمله رانندگی گرفته تا بقیه برخوردهای اجتماعی روزمره داریم . […]
روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق
در هفته ای که گذشت، موضوع حمله به خانم مرضیه حسینی خبرنگار ایران اینترنشنال پیش آمد. جدا از حملات افراطی اما از نظرم در خشم عمومی جامعه همیشه یک حرف حقی وجود داره که باید آنرا شنید و نباید آن خشم را فقط به یک گروه خاص تقلیل داد. البته خود ایشان بهتر از بسیاری […]
شکنجه گران سازمان تروریستی مجاهدین را، گریزی از چنگال عدالت نیست
در دادنامه به تاریخ بیست و پنجم اسفندماه 1399، اسامی تعدادی از متهمان به شکنجه و سرکوب در سازمان تروریستی مجاهدین خلق قید شده است، اما این لیست ناقص است و البته پیوستهایی دارد که به مرور جریان پرونده تکمیل تر شده است، در این دادنامه اولیه اسامی جمعی از شکنجه گران و سرکردگان خائن […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
