راه حل چهارم

قصه ما به این جا رسید که استراتژی شکاف زی مجاهدین بازهم به شکست انجامید و با انتشار گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا به جامعه بین الملل، راه را برای حمله آمریکا به ایران بستند و راه حل سوم خانم رجوی (رویا رویی نظامی با جمهوری اسلامی) را نقش بر آب نمودند. لذا برای اینکه مجاهدین سرگرمی خود را حفظ کنند و عمر را به بطالت نگذرانند من راه حل چهارم را برای خانم و آقای رجوی طرح ریزی کرده و پیشنهاد می کنم.
این گزارش در عین حال ثابت کرد که سازمان مجاهدین لا اقل از سال 2003 تا بحال هیچ اطلاعات موثق و سری از دستگاههای دولتی ایران ندارد و بسیاری از ادعاها و داشتن عناصر نفوذی شان در دستگاههای دولتی ایران پوچ و بی اساس بوده است.
فحاشی سیاسی، مشاجره انقلابی! و سیاست از این ستون به ان ستون فرج است، راه حل چهارم آقای رجوی برای ادامه حیات در شرایط کنونی خواهد بود.
از آنجائیکه بچه شیطون های اطراف مجاهدین مانند صدام و بوش و دیگ چنی و لابی های اسرائیلی یکی پس از دیگری راهی دیارهای معلوم و نامعلوم می گردند، نگرانیهای ما در رابطه با ایزوله شدن مجاهدین از هر زمان دیگر بیشتر می گردد.
پیشنهاد من بعنوان عضو جدا شده مجاهدین به سینه چاکان جنگ طلب، اینست که تلاش نمائید در لیست تروریستی باقی بمانید. زیرا که شما در دل ملت ایران و حتی بسیاری از کشورهای اروپائی جائی ندارید، شاید حداقل ماندنتان در لیست مورد توجه قدرتمندان منطقه ای و عاشقان تجاوز به خاک ایران قرار گیرد و سرکار گذاشته شوید و بدین شکل از تنهائی هم نجات پیدا کنید.
بهرحال آقای رجوی! شما در چند سالی که در لیست تروریستی قرار داشته اید و اسم و رسمی به هم زده اید و مورد توجه بن لادن و دیگر گروه های تروریستی همکار و همفکر قرار گرفته اید، حیف است اینهمه انرژی گذاشته شده را روی راه حل سوم به هدر بدهید، بهتر است آن را به راه حل چهارم ارتقاء دهید تا پیشرفت و تکامل را مردم با چشم خویش در پروسه عملیاتی! شما ببینند.
دخیل بستن به اقای بوش و از وی درخواست نشان دادن قاطعیت در مقابل جمهوری اسلامی را میتوان دردیپلماسی از این ستون به آن ستون فرج است مورد بررسی قرار داد. بقول یکی از هموطنان راستی این چه مقاومتی است که بعد از 27 سال از بوش می خواهد که در مقابل آخوندها قاطعیت نشان دهد تا آنان راهشان را پیدا کنند
بی تردید تاکنون هموطنان و نیروهای اپوزیسیون رژیم جمهوری اسلامی با راه حل چهارم پیشنهادی، بطور غیررسمی آشنائی پیدا نموده اند و به نوعی لطف آقای رجوی شامل حالشان شده است.
به عنوان شروع عملیات! راه حل چهارم چند تعریف پایه ای را خدمت شما عرض می کنم تا در صورت برداشت مساوی از این تعریف بتوانم در رکابتان قلم بزنم. اگر سیاست را به معنی تنظیم رابطه قبول داشته باشید و اعتقاد به نجات مردم و همزیستی مسالمت آمیز و عدالت اجتماعی و آزادی، داشته باشید می بایست به جای سرمایه گذاری برروی بوش و لابی های اسرائیلی، بتوانید برروی آزاداندیشان و مبارزین شناخته شده کشورمان مانند شیرین عبادی و گنجی و عمادالدین باقی و سحابی و زرافشان و… حساب باز کنید.
آقایان معتقد به فرهنگ شیعه، به خوبی می دانند که امام رضا در شرایط ویژه ای بخاطر منافع مردم ولیعهدی مامون را پذیرفت. امام حسن مجتبی با یزید وارد مذاکره شد تا از حداقل امکانات موجود برای پیش بردن هدفش استفاده نماید.
ماندلا، گاندی و عرفات نیز بارها علیرغم اشراف به ضد مردمی بودن حکومتهای وقت، با آنان وارد مذاکره گردیدند و هرگز آن را مماشات، سازش و سربرآستین دشمن سائیدن و میانه بازی، ننامیدند. آنها برای منافع خلقشان از پرستیژهای باسمه ای دست ساز فرقه ای، گذشتند و گاها نیز خود را سوزاندند تا به خلق خود خدمت کنند. دیدگاه سیاه و سفید فرقه ای با ما یا برما تاریخ مصرفش تمام شده است. دیگر نمی توان مسافران راهی ایران را جاسوس و خائن معرفی نمود و نمی شود با فحاشی سیاسی، اندیشمندان و روشنفکران را مرعوب نمود.
27 سال عکس یادگاری با وزیران و وکیلان و نمایندگان کشورها فقط توانست به انزوا و طرد شما از جامعه بین الملل بیشتر کمک کند و برای مردم ایران دردی را دوا نکرد و نخواهد نمود.
از این ستون به آن ستون فرج است ولی این بار هر چه باشد این فرج همان راه بردهای حقوق بشری و تنظیم رابطه با آحاد مردم ایران و گفتمان با آزاد اندیشان ایرانی در داخل و خارج ایران خواهد بود.

مسعود جابانی
11.12.2007

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا