کمپ اشرف

مجاهدین بعد از بازداشتگاه اشرف

بر طبق اصول تشکیلاتی و اصل چسب تشکیلات براستی سازمان چه راهی را برای این محل که بقول رجوی بهشت سازمان بوده و بی دغدغه خاطر در آن به مغز شویی و فشار بر روح و روان اعضا میپرداخته پیدا خواهد کرد؟ بدون شک کار سختی است در این صورت رجوی تعدادی راه حل دارد اما هیچکدام ازکلیدهای این دسته کلید قادر به رفع بن بست نیست اما فکر نکنید رجوی و دار و دسته اش اشرف و افرادش برایشان ارزشی دارد خیر این تنها دکانی برای ادعاهای انها ست برای رجوی تنها مهم براه ماندن سیستم تبلیغاتی و ملعبه شدن و آلت دست قرار گرفتن توسط سازمانهای امنیتی این کشور و آن کشور است کاری که طی این سالها بر عکس ادعاهای سازمان مبنی بر استقلال است.

اما سازمان اگر از اشرف نخواهد بیرون رود ممکن است با قربانی کردن و خود سوزی عده ای جو شانتاژ ایجاد کند. و یا با دادن باجهای کلان و واسطه کردن عده ای از کانالهای خود در بین عراقی ها باز هم مدتی این امر را به تعویق بیندازد.اما اگر از اشرف بیرون برود و در محل دیگری زیر نظر صلیب سرخ سکنی گیرد و یا به صورت تعدادی در کمپ استقرار پیدا کنند و یا به صورت پراکنده در عراق حتی به صورت تیمی زندگی کنند در آن صورت ما با فروپاشی باقیمانده تشکیلات مواجه خواهیم بود. حال اینکه اگر فرض کنیم کشوری آنها را به صورت پناهنده قبول کند الزاما اجازه فعالیت سیاسی و حزبی نخواهد داد.

پس ظرف تشکیلات چه خواهد شد؟ معلوم نیست اما این ظرف بدرد نخوری که بدرد نمیخورد را به چه دلیل باید نگه داشت؟ این ظرف دارای سود سیاسی و یا نظامی نیست ارزش ایدئولوژیک هم ندارد ارمش هم که نیست با آن جنگ هم نمی شود کرد پس باید به راستی فهمید و به اعضا در بند فهماند که وقتی سازمان خود به زبان اشهد میگوید شهر اشرف یعنی آقا ما دیگر شهری شده ایم و خبری از سرنگونی نیست و در عراق ماندنی هستیم حالا گاهی اوقات در بین خودمان شعار میدهیم و ادعا میکنیم و بعد هم میرویم استراحت اما از ادعا دست بر نمیداریم اما برای نگهداری این چارچوب که سودش را سیستم تبلیغات میبرد باید به اینها گفت بله اشرف در دل کویر میدرخشد و ما روزی به ایران میرویم.

من به یاد داستانی افتادم فردی در زمینی خشک دانه ای کاشته بود و خدا خدا میکرد که این دانه بروید اب هم به آن نمی داد. دست آخر از خدا و خلق و زمین و زمان طلبکار شد که چرا خدایا رزق و روزی ما را نمیدهی؟ مگر دانه همه نمیروید و گندم زار انها رشد نمیکند.

باید به دارو دسته رجوی گفت شما که همه را از خانه و کاشانه خود جدا کرده اید ازدواج را حرام کرده اید روزنامه و مجله تلوزیون و ماهواره و حتی بیرون رفتن از اشرف را از سال1365 که تاسیس شده تا به حال ممنوع کرده اید که مبادا کسی فرار کند و تمام مانورها و دادو فریادها را در ان به گوش خودتان فرو کرده اید میخواهید این تلاش بیهوده شما ثمر دهد؟ سوال من این است که چطور؟

بیایید این بندگان خدا را رها کنید تا خودشان به حال و روز خود برسند البته لازم به ذکر است افشاگری دوستان ما در پاریس کوس رسوایی این شهر دروغین را بیش از پیش فاش ساخته است والا این همه به هر کس انگ و مارک نمیزدید راستی این وزارت اطلاعات چقدر در بین شما عضو گیری کرده؟ نکند یک روز بگویید رجوی و زنش هم اطلاعاتی بوده اند و سازمان خبر نداشته! البته ناگفته نماند که الان اطلاعاتی هستند اما ایجنت یک کشور دیگر غیر از کشور خودشان!

اصغر فرزین

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا