دربارۀ فراخوان شورای ملی مقاومت مجاهدین

دبیرخانۀ شورای ملی مقاومت چهار روز بعد از پیام خانم رجوی به مناسبت 22 بهمن اطلاعیه ای صادر نمود که در آن به سخنان خانم رجوی اشاره شده است. این اطلاعیه با تکرار سخنان رئیس جمهور برگزیدۀ خود، به نکاتی اشاره کرده که جای سوآل زیادی را ایجاد می کند.

ابتدا دبیرخانۀ این شورا فراموش می کند که برداشتن مارک تروریستی از روی سازمان توسط اتحادیۀ اروپا نه به خاطر نزدیک شدن به ایشان و پذیرش ماهوی این فرقه، بلکه به خاطر سیاستهایی است که این کشورها به خاطر منافع مادی و اقتصادی خود در هر برهۀ زمانی اتخاذ می کنند و نیازی هم به استدلال منطقی ندارند. از همان نوع سیاستهایی که یک روز در قبال جنگ ایران و عراق، یک روز در قبال جنگ آمریکا و عراق و یا در قبال مردم فلسطین و اسرائیل و هر کشور دیگری اتخاذ کرده اند. البته شاید شورا که مسئول آن مدتهاست مخفی شده و حتی یک لحظه هم جرأت نشان دادن چهرۀ خود از پس دوربین را ندارد، به این مسئله واقف باشد ولی شرایط ایجاب می کند که اینگونه تیری در تاریکی بیندازد تا شاید حداقل هواداران خود را بفریبد که گویا اتحادیۀ اروپا مسیر نزدیکی و به رسمیت شمردن شورای ملی مقاومت فرقۀ رجوی را طی می کند.

اما سوآلاتی اینجا مطرح میشود در این رابطه که:

1. سیاست استمالتی که نزدیک به دو دهه است از آن نام می برید و غرب را از آن پرهیز می دارید کدام است، چون تا آنجا که به مردم ایران بر می گردد سالهاست با تحریمهای کشورهای غربی مواجه شده و هر روز بیش از پیش تحت فشار و محدودیتهای اقتصادی قرار گرفته اند و تنها کسی که این وسط زیان جدی متحمل نشده سران رژیم هستند و در نتیجه تحریمها فقط مردمی را تحت فشار قرار داده که شما مدعی آزادی آنها هستید و مدام برایشان اشک تمساح می ریزید؟

2. راستی مقصود شما از تحریم همه جانبه کدام است؟ آیا شما به خواب رفته اید و یا آگاهانه خواهان تحت فشار گذاشتن مردمی هستید که به قول خودتان 80 درصد آنان زیر خط فقر قرار دارند و بسیاری از آنان نان شب هم برای خوردن ندارند؟ آیا تحریم یک ملت شما را به خواسته تان که رسیدن به قدرت است نزدیک می کند؟ آیا صدام حسین با تحریم سقوط کرد که شما می خواهید دولت ایران را با تحریم از پا درآورید؟ و آیا اساساً تحریم کشور بزرگی مثل ایران کارآیی جدی جز تحت فشار قرار گرفتن قشر محروم و فقیر خواهد داشت؟

3. در اینصورت شما هم آوا با کدام کشور و دولتی اینهمه اصرار به تحریم و حملۀ نظامی به ایران دارید؟ آیا جز اسرائیل و جز منفورترین و جنگ افروزترین حزب سیاسی آمریکا مصّر بر جنگ هستند؟

4. آیا سیاست غیر مماشات گرایانه که از آن دم می زنید، معنای حملۀ نظامی به ایران را دارد که اینگونه از غرب گدایی می کنید و بارها هم در نشستهای داخلی خودتان در اشرف به ما می گفتید که خواهان آن هستید و منتظرید تا آمریکا به ایران حمله کند و شما تلفات ندهید! و مفت به حکومت برسید؟ یا نکند شما اینرا نفی می کنید که چنین سخنانی را به ما گفته اید؟

5. اگر چنین است که منتظر حملۀ نظامی غرب به ایران هستید (که با توجه به حضورم در اشرف بعد از اشغال عراق و شرکت در نشستهای سیاسی شما، مطمئن هستم که همین را می خواهید) تصور می کنید مردم ایران اجازه می دهند بیگانه به کشورشان حمله کند و سکوت پیشه کنند به این بهانه که مخالف سرسخت این حکومت هستند؟

6. آقایان شورایی، آیا تصور نمی کنید حملۀ نیروهای خارجی به ایران تمامی بود و نبود ملت ایران را به نابودی خواهد کشاند و میلیونها کشته و آواره به جای خواهد نهاد و تمامی دستاورد مردم در انقلاب 22 بهمن (که یک قلم آن حرکت به سوی استقلال و برون رفت از وابستگی بود) را به نابودی می کشاند؟

7. آیا سازمان مجاهدین (منظور فرقۀ امروز آقای رجوی است) نبود که در زمان شاه او را به وابستگی امپرالیزم متهم می کرد و به همین علت با او به مبارزه برخاست؟

8. آقایان شورایی، آیا در همین پیام و در بخشی که در زیر آورده ام، خانم رجوی به تمامی گذشتۀ سازمان مجاهدین و بنیانگذاران آن لگد نزده اند؟

«بیچاره عناصر حقیر و ذلیلی که درهم دهانی و هم جبهه گی بالفعل با آخوندهای ضدبشر، یاوه های "ضد استکباری" رژیم را رله می کنند»

راستی منظور ایشان از یاوه های ضد استکباری کدام است؟ و از کی دفاع از مردمی که تحت بمباران همه جانبه قرار دارند و از کی هشدار برای وابسته نشدن به بیگانگان (که بنیانگذاران سازمان در همین راستا با شاه به مبارزه برخاستند) یاوه های ضد استکباری نام دارد؟

آیا از خانم رئیس جمهور خود نمی پرسید شما که قرار بود ضد استکبار نباشید چرا وارد سازمانی شدید که ترانۀ "سرکوچه کمینه" و "رزم جاودان" و "نبرد با آمریکا" (ترانه هایی که علیه آمریکا و امپریالیزم جهانخوار سروده شده بود) را به میلیشیاهای خود می آموخت؟

مگر در سالهای 58-59 از ما نمی خواستید که ترانۀ سرکوچه کمینه (که بعد از ترور مستشاران نظامی آمریکا سروده شده بود) را از حفظ کنیم؟

مگر در سالهای 65-69 در قرارگاههای شما چه در کردستان و چه در بقیۀ شهرهای عراق ترانه های ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی هنگام صبحگاه پخش نمی شد و همه آنرا می خواندند؟

پس از کی من و دیگر دوستان من که شما و سیاستهای ضد ایرانی شما و دگردیسی ضد انقلابی! شما را مورد انتقاد قرار می دهیم ضد استکبار شده ایم؟

آیا از خانم رئیس جمهور نباید بپرسید که چرا در سالهای 73 به بعد آقای رجوی انقلاب ایدئولوژیک شما را یک انقلاب ضد بورژوازی می نامید و امروز شما جداشدگان خود را متهم به یاوه های ضد استکباری می کنید؟

آقایان شورایی (که البته اکثر شما عضو فرقۀ رجوی هستید) آیا نمی خواهید چشمان خود بگشایید و از خانم رجوی و شیر خفتۀ ایشان بپرسید: چرا خجالت می کشید بگویید یاوه های ضد امپریالیستی و گفته اید یاوه های ضد استکباری؟ از چه می ترسیدید؟ از اینکه اعضای خودتان نیز متناقض شوند که حنیف نژاد و سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان هم ضد امپریالیست بودند چرا به اینها مارک ضد امپریالیستی می زنید؟

اما دوران ریاکاری و چاپلوسی و فریب گذشته است و مردم ایران دیگر به خوبی دوست و دشمن را شناخته و مسیر مبارزۀ خود را برای آزادی و عدالت یافته اند و همانطور که آقای رجوی هم در سال 1380 اعلام کردند حتی دانشجویان نیز ارزش و اهمیتی برای فرقۀ شما قائل نیستند و البته از دید آقای رجوی مشتی دانشجوی سوسول هستند که باید آنها را کنار دیوار گذاشت! پس شما نیز بهتر است در این رابطه خیالتان راحت باشد که نه کشورهای غربی منافع خود را در این می بینند که شما را جایگزین این رژیم نمایند و نه مردم ایران برای شما فرش قرمز پهن خواهند کرد و یا اجازه خواهند داد بیگانگان دوباره بر کشورشان مسلط شوند و قوانین خودشان را به آن دیکته کنند. آنها به خوبی دشمنان داخلی و خارجی را شناخته اند و تصمیم گرفته اند خود با اندیشه و دستان قدرتمند خود راه آزادی و عدالت را هموار کنند و خواهند کرد و هرکجا هم نیاز باشد رو در روی بیگانگان و مزدورانشان به قیمت جان خواهند ایستاد.

حامد صرافپور

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.