گفتگو با آقای ناصر سید بابایی عضو سابق مجاهدین – قسمت چهارم

خودسوزی اعضاء مجاهدین، پیروزی وجدان تیره بخت آرش رضایی: فکر کنم خوب به یاد داشته باشید در نشستی موسوم به شرم که بعد از آزادی مریم و چند روز مانده به عید نوروز سال 1383 برگزار شد رهبران مجاهدین سعی داشتند علیرغم تحمیل خود سوزی های نابخردانه به عناصر تشکیلاتی در 17 ژوئن با انگیزه ی تحت فشار گذاشتن مسئولین قضایی و نیروهای ویژه ی ضد تروریستی فرانسه جهت آزادی مریم، همچنان کادرها و عناصر تشکیلاتی را در قرارگاه اشرف وامدار مریم و رهبری عقیدتی کنند و با ترتیب دادن نشست عمومی، افراد مستقر در قرارگاه اشرف را با شستشوی مغزی و تحت القائات سیستماتیک در وضعیت ذهنی و روانی قرار دهند که احساس شرم کنند که چرا برای مریم و آزادی او آنگونه که باید جانفشانی نکردند و به تعبیر و توصیفی ژرف و عمیق نقش " بردگان مدرن " را به خوبی ایفاء ننمودند. در این رابطه چه نظری دارید؟ ناصر سید بابایی: بله خوب به یاد دارم این نشست آخرین نشستی بود که من قبل از خروج از اشرف و بازگشت به میهن عزیزمان ایران بالاجبار در آن شرکت داشتم با عنوان نشست شرم.
نشست شرم همانطور که آرش جان اشاره کردید بعد از گذشت 8 ماه از آزادی مریم و درست 8 روز مانده به عید نوروز 83 برگزار شد. هدف از این نشست این بود تا به ما بگویند شما مسئولیت خودتان را در قبال مریم و آزادی او به خوبی انجام ندادید!! و اینکه چرا نفرات در موقع دستگیری مریم شرم نکردند و شرمنده نشدند که وی دستگیر شده است!! این دیگر شاهکار سران سازمان بود. به نظرم موضوع نشست یکی از افتضاحات تاریخی سازمان است که در کلیه ی سطوح برگزار کردند. ولی آنقدر مفتضح و خنده دار بود که سر انجام من به دیوانگی اعضاء و سران سازمان پی بردم.
آخه بحث های نشست شرم خیلی مضحک و تعجب آور بود. مثلا از من و سایر نیروها می خواستند در نشست جمعی و بعد از آزادی مریم که هشت ماه می گذشت به خاطر دستگیر شدن مریم شرم کنیم. حال اینکه: اولا شوهرش مسعود او را به فرانسه فرستاده بود پس باید او یعنی مسعود شرم می کرد.
ثانیا من مریم را به فرانسه نفرستادم که شرمنده اش بشوم.
ثالثا مریم در بحبوحه درگیری و شرایط بحرانی که نیروهای سازمان در عراق قرار داشتند به جای پایداری و روحیه دادن به نیروها به فرانسه فرار کرد، پلیس او را دستگیر می کند. خوب این موضوع چه ربطی به من و سایر نفرات قرارگاه اشرف داشت؟ مریم می خواست به فرانسه نرود و دستگیر نشود.
رابعا شرم کلمه ی است که در تعریف برای موقعی و حالتی بکار می رود کسی عمل زشتی را انجام بدهد و در قبال عمل زشتی که انجام داده است اظهار ندامت و پشیمانی کرده و از خود شرم داشته باشد و این حالت را علنی نشان دهد. مصداق این کلمه یعنی شرم خود مریم بود که یک عمل زشت را انجام داده و از عراق در بحبوحه ی جنگ و بمباران نیروهای سازمان بخاطر ترس از مردن و برای نجات جانش با دهها میلیون دلار که ثمره ی تلاش چندین هزار نفر بود از عراق در رفت آن هم به صورتی که خیلی شرم آور بود یعنی باتغییر چهره بصورت یک زن فاحشه از مرز اردن یا سوریه خارج و وارد فرانسه می شود و بعد با آن همه پولی که با خود همراه داشت در بهترین هتل ها اقامت می کند تا به فرانسه برسد و در فرانسه با آن پول ها می خواهد چه کاری برای خلق قهرمان انجام بدهد؟ ایشان یعنی مریم باید شرمنده ی خود، شرمنده ی خلق قهرمان و شرمنده ی تمام اعمال خودش و دیگران باشد. شرمنده 3500 نفری که اکنون در عراق به خاطر وی دارند عذاب می کشند و در واقع دچار مرگ تدریجی شدند در حالی که او در اروپا خوش می گذراند و با سیاستمداران و پارلمانترهای بیگانه و ضد ایرانی لاس میزند. تنظیم از آرش رضایی
محل گفتگو: دفتر انجمن نجات آذربایجانغربی

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن