مارهای سمی اوورسوراوواز…!

مردم و دولت فرانسه خواهان یک رابطه بسیار خوب با مردم ایران هستند(کوشنر). وقایع انتخابات ریاست جمهوری ایران نشان داد که هیچ نیروی جایگزینی در بیرون مرزهای ایران وجود ندارد.تمامی شواهد حاکی از آن است که هر گونه تغییری برای ایران از داخل ایران و بدست مردم ایران رقم خواهد خورد. اما برخی از نیروهای سیاسی ایرانی که در 30 سال گذشته به فرانسه پناهنده شده و از حقوق و مالیات دهندگان آنان ارتزاق می کنند،هیچ جایگاهی در بین مردم ایران ندارند.مردم ایران آنان را به چشم تروریست ها و فرقه های خطرناک نگاه میکنند.چرا که کارنامه 30 ساله آنان چیزی جز بمب گذاری،انفجار،عملیات انتحاری،ترور و مشارکت در ایجاد فرقه های خطرناک نیست! بیش از 16000 عمل تروریستی موفق در خاک ایران، کارنامه پربار سازمان مجاهدین خلق و تشکل سیاسی آن بنام "شورای ملی مقاومت " در 30 سال گذشته است. افکار و اعمال مجاهدین در طی سال های گذشته بارها از طرف مجامع حقوق بشری و بین المللی محکوم و طرد شده است.چرا که آنان همانند مردمی که در جامعه زندگی میکنند خواهان صلح،همزیستی مسالمت آمیز و دموکراسی نیستند! آنان دارای تشکیلاتی توتالیتر و سکت هستند.تشکیلاتی بسا خطرناک که با سوء استفاده از ابزارهای دموکراسی غرب، تلاش میکنند چهره ای آراسته –همراه با فریب از خود نشان دهند. نمونه های بارز چنین رفتاری را می توان در 17 ژوئن 2003 فرانسه و سایر کشورهای اروپایی مشاهده کرد.خودسوزی های تشکیلاتی که به دستور مریم و مسعود رجوی در خیابان های پاریس اتفاق افتاد نشان از یک ارگانیزم خطرناک برای همزیستی با شهروندان فرانسوی است. نیروهای پلیس فرانسه در حمله به محل اقامت خانم رجوی "اوورسوراوواز" بیش از 8 میلیون دلار پول نقد را که در نزد ایشان نگهداری میشد، کشف و ضبط کردند.خانم رجوی و سازمان مجاهدین خلق منابع آن را تا کنون مخفی نگهداشته و هرگز نگفتند که این همه پول نقد چه کارآیی برای آنها داشته است؟ سئوال مردم فرانسه و ساکنان والدوواز این است که چه کسانی می توانند این حجم پول نقد پنهانی در خاک فرانسه داشته باشند؟چرا آنها پول خود را از چشم مردم فرانسه پنهان کرده اند؟این پول ها از کجا آمده و آنها با این میزان پول نقد پنهانی می خواستند چکار کنند!؟ واقعیت این است که کسی از تشکیلات سکت آنان نمی تواند سردربیاورد.آنان از آزادی های اجتماعی حرف می زنند ولی زنانشان در اوور و خیابان های پاریس روسری بسر می کنند.چرا که آنان حق انتخاب پوشش ندارند.روسری یک پوشش اجباری در فرقه رجوی است.یک زن مجاهد حق دوست داشتن یک مرد را نداشته و نمی تواند یک زندگی مشترک تشکیل دهد.بدستور رجوی حق ازدواج و تشکیل خانواده ممنوع است. آیا شما یک مجاهد خلق را دیده اید که خانواده ای داشته و به سینما یا تفریح بپردازد؟ آنان به اجبار رهبرانشان از داشتن امتیازات اجتماعی محرومند.آنان حق خرید و فروش و اموال شخصی ندارند.آنان حق مسافرت،دیدار،نامه نگاری و تماس با خانواده خود در ایران را ندارند.
بالعکس آزادند تا خود را در قعله اوورسوراوواز محبوس کنند.آزادند به هر کسی بجز آنان بتازند و سیاه نمایی کنند.آزادند سایر ایرانیان و پناهندگان دگراندیش را مورد تهدید و آزار قرار دهند.آزادند تا از رهبری آقا و خانم رجوی تعریف و تمجید کرده و دیگران را فحش باران کنند. براستی آنان از کجا آمده و چرا اینچنین فریبکار و خطرناک در بین ما زندگی میکنند؟چگونه می شود کسانی را بنام مردم ایران پذیرفته و سکونت داد در حالیکه هیچ ارتباط و پایگاهی در بین مردم ایران ندارند.برخلاف تبلیغات و ادعای دروغین آقا و خانم رجوی، مردم ایران آنان را نمی خواهند.آنان ابزاری نمایشی بوده و شانس برنده شدن در ایران را بیش از 25 سال است که از دست داده اند.
آیا می توان چنین اسب هایی را تیمار کرده و رویشان شرط بندی کرد؟ آقای برنارد کوشنر آنان را همچنان یک فرقه تروریستی خطرناک دانسته و خواهان ارتباط با مردم و گروه های سیاسی داخل ایران است. سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت همچنان در لیست تروریستی دولت آمریکا قرار دارد. آیا می دانید چنین جماعتی در کجا زندگی میکنند؟مقر اصلی آنان در اوورسوراوواز است.جایی که حصار ها و سیم خاردارهایش نشان از جدایی افکار و اعمال آنان با مردم فرانسه دارد. مردم والدوواز می پرسند؛چرا باید چنین مارهای سمی را در چند قدمی خود پرورش داده،آزادی و زندگی خود را به مخاطره بیافکنیم!؟ آنان در 30 سال گذشته چه نفعی بجز ترور و ایجاد وحشت برای مردم فرانسه و ایران داشته اند؟ حضور مجاهدین در خاک فرانسه، سوء استفاده از دموکراسی و خیانت به آزادی است! محمد علوی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.