عملیات انتحاری در تبیین جهان مسعود رجوی

گفتگوهای خانم بتول سلطانی عضو جدا شده شورای رهبری سازمان مجاهدین پیرامون عملیات انتحاری حاوی نکات حائز اهمیت و قابل تاملی است که بازخوانی و ریشه یابی آنها در آموزه های ایدئولوژیکی – سیاسی سازمان مجاهدین خلق و به خصوص دیدگاه های تئوریک مسعود رجوی، به فهم پدیدار شناسانه این جریان فرقه ای – تروریستی کمک های شایانی می کند. قصد داریم با واکاوی بخشی از این موضوعات به تبیین و درک همه جانبه تری از این آموزه ها دست یابیم. در اولین گام به ریشه یابی یکی از تئوری های قدیمی سازمان تحت عنوان تئوری عبور از مرگ می پردازیم که بطور مشخص در انواع عملیات انتحاری از جمله انفجارهای انتحاری (نظیر ترور ائمه جمعه در ایران)، خودسوزی های بظاهر اعتراضی (شبیه اقدامات 17 ژوئن 2003)، تشکیل سپرهای انسانی (نظیر آنچه در قرارگاه اشرف در مردادماه سال جاری تشکیل و به مرگ شماری از اعضای سازمان منجر شد) یا حتی اعتصاب غذاهای دستوری و تشکیلاتی که در نهایت می تواند به مرگ افرادی منتهی شود (چنانچه مریم رجوی و سازمان مجاهدین در جریان اعتصاب غذاهای روزهای اخیر مقامات و نهادهای حقوق بشری را به چنین فرجامی تهدید می کردند)، و یا اشکال تجربه ناشده دیگری که تجلی پیدا می کنند. دقیقا در راستای تبیین ریشه ای چنین گرایشات بیمارگونه ای اهمیت و توجه دادن به اظهارات خانم سلطانی مورد تاکید قرار می گیرد. ایشان در بخشی از اظهارات خود درباره ضرورت این رویکرد و به نقل قول از رهبری سازمان می گوید: "رویکرد خشونت طلبانه در مجاهدین نه برخاسته از تمایلات فردی که بیشتر نتیجه نگاه رجوی به جهان، هستی، مبارزه، تکامل و این جور مباحث پایه ای است. استنباط من این است که رجوی از دل این نگرش به این نتیجه کلی و استراتژیک رسیده است، که وقتی انسان بتواند از جان خودش بگذرد قادر است به هر هدفی ولو دوردسترس ترین آن دست پیدا می کند. بعد روی همین اصل و اعتقاد و روی همین زمینه های فکری خط و خطوط و مشی سیاسی اش را سوار می کند. یعنی اگر این تفکر، هر نوع استراتژی را در مبارزه پیشه کند، ذات و ماهیت اش روی کنش خشونت آمیز و انگیزش خشونت تنظیم شده است. به همین دلیل می رود روی فاز کشتن، به کشتن دادن، خودزنی و اصلا مرگ و مردن برای او می شود یک امر کاملا بدیهی اما در عین حال کاملا حیاتی و یک اهرم پیش برنده که بود و نبود او را رقم می زند." (1) این نتیجه گیری اگر ظاهرا برآمده از پراتیک و تنظیم رابطه سازمان و رجوی با ملاء های اجتماعی و فرضی است، اما در بازخوانی مبانی ایدئولوژیکی – سیاسی مجاهدین و بطور مشخص تر در تبیینی که مسعود رجوی از هستی دارد، می توان ردپای این آموزه ها را بصورت تئوریک جستجو و ردیابی کرد. دستاوردهای که با عنوان تئوری عبور از مرگ سال ها پیش بنیانگزاران سازمان طرح و در ادامه مسعود رجوی این ایده را در حوزه اکولوژی و حیات شناسی دنبال و بعضا به نتایج وحشتناکی منجر شده، که در این مختصر تلاش می شود بخش هایی از این استنتاج ها را از زبان و قلم رجوی مرور کنیم. صورت مسئله اصلی از اینجا شروع می شود که رجوی برای تبیین جامعه و قوانین حاکم بر آن قوانینی جدا از قوانین اکولوژیکی و عام حاکم بر سایر پدیده ها متصور نیست. مشکل رجوی در تبیین جامعه و شرایط اجتماعی و تاریخی از جایی آغاز می شود که بطور جزمی و دگماتیستی بر این باور است که: "ما جهش و انقلاب را به عنوان یک اصل عام و فراگیر چه در دنیای عینی، چه در صحنه طبیعت و چه در صحنه اجتماع قبول داریم." (2) به زعم او مفهوم جهش یا انقلاب یا باز به قول او تغییرات کیفی در جهان جز از مسیر نفی و نابودی کهنه به نو و با توسل به حذف که مترادف خشونت تعبیر شده، امکان ناپذیر می نماید. تعمیم این قاعده به مناسبات اجتماعی فرایندی است که رجوی دنبال می کند. به زعم او تکامل نه مفهومی انتزاعی که از متن درگیری، خشونت، قربانی و شکنجه به مثابه یک سنت اجتناب ناپذیر بیرون می آید. "سنت آفرینش این است که « نو » از میان درگیری، از میان قربانی و شکنجه پیروز بشود. حل این تضادها متعارض شده، به قربانی احتیاج دارد، چرا که تکامل همیشه با جهش و انقلاب همراه بوده است." (3) رجوی معتقد است این قاعده را از دل طبیعت استخراج و به مناسبات اجتماعی و تاریخی انسان تعمیم داده است: " طبیعت – مادربزرگ ما – خود انقلابی است، رفرمیست نیست، او هم گام به گام حرکت نمی کند. با این سیاست موافق نیست." (4) به چنین سیاقی رجوی شرط هر گونه تحول و تکامل در جامعه و تاریخ را یکسره در گرو قربانی شدن – قربانی گرفتن -حذف کردن با ابزار و محوریت خشونت مورد تاکید قرار می دهد و به این ترتیب امکان هر گونه راه حل عقلانی و تفاهم امیز و دمکراتیک را در درون مناسبات اجتماعی یکسره نفی و آن را به این دلیل که برخلاف قانونمندی های بیولوژیکی حاکم بر جهان است، رد می کند. او مبنای این تخاصمات و خشونت محوری در جوامع انسانی را بر اصل ناخرسندی و نارضایتی از وضع موجود یا همان ملاء اجتماعی بنا می کند و می گوید: "دینامیزم تکامل، ناخرسندی و نارضایتی است." (5) و به موازات آن ایجاد هر گونه تعادل بین فرد – گروه – سازمان و… با ملاء پیرامون و به قول او تن دادن به هنجارهای اجتماعی و دمکراتیک را معادل مرگ و نیستی و نابودی و در نقطه تقابل با تکامل تلقی می کند و می گوید: "تن دادن به وضع موجود و نشوریدن قاطع و استوار بر علیه شرایط و به تعادل رسیدن باعث مرگ است." (6) به زعم رجوی ناخرسندی (که می توان آن را به وضوح کنش ضدمدنی تعبیر کرد) محصول و برآیند بر هم زدن نقطه تعادل فرد – گروه و سازمان با ملاء پیرامونی یعنی جامعه است. از این نقطه است که فرد برای هر گونه اقدام ضدمدنی و ضد اجتماعی و در تقابل با نرم های اجتماعی آمادگی پیدا می کند. رجوی با مثالی ساده به فهم این قاعده و تعمیم آن به مناسبات اجتماعی – انقلابی کمک می کند: "فی المثل: سرما و گرسنگی نمی گذارند آدم بخوابد. چه وقت می توانید بخوابید؟ وقتی که از حداقل حرارت و سیری لازم برخوردار باشید تا با محیط به تعادل برسید. خواب فقط این مواقع به سراغ آدم می آید، این است که این تعادل های خواب گونه- که ما محکومش می کنیم- این رضایت نفس ها و از خود راضی بودن ها (از خود و از محیط و از شرایط)، یعنی آغاز سقوط، یعنی آغاز پرتاب شدن از جاده تکامل. چون دیگر در تکامل استمرار نداریم، چون دیگر ایستا هستیم، چون دیگر حرکت نداریم. چون که تکامل مان (چه یک فرد، چه یک سازمان، چه یک جامعه و چه یک دولت)، به انتها رسیده است." (7) رجوی در نهایت مکانیزم این همسویی با قوانین تکامل را درجه و کیفیت ناخرسندی یا به تعبیر عینی تر میزان آمادگی فرد – گروه یا سازمان در تقابل و نافرمانی با ملاء اجتماعی اش می داند. به صراحت اذعان می دارد پذیرش شکنجه، قربانی دادن و قربانی گرفتن نقطه کانونی این آمادگی است. چرا هر گونه حرکت رو به جلو و تکاملی و تبدیل نو به کهنه لاجرم از چنین مسیری باید عبور کند. در غیر این صورت در چرخه تکامل نابود خواهد شد: "سنت آفرینش این است که « نو » از میان درگیری، از میان قربانی و شکنجه پیروز بشود. تا شایستگی و اصلحیت خودش را در نبرد اضداد، به اثبات برساند. به این ترتیب صلاحیت بقاء احراز کند، نه یک صلاحیت واهی و مجازی، بل معتبر و حقیقی. والا توفان انتخاب اصلح، درو و محوش خواهد کرد." (8) در همین رابطه به زعم او انواع خشونت اعمالی ها بر روی دیگران و بر روی خود از جمله شکنجه شدن، اقدامات انتحاری از هر نوع چه با هدف نابودی هدف های بیرونی و چه به قصد ارعاب ملاء اجتماعی و تسلیم نمودن آنها در شکل خودسوزی و خودزنی ها، و چه مقاومت در برابر ساختارهای مدنی با هر ابزار و امکان، اشکال متفاوتی از این آمادگی را نشان می دهند. رجوی این آمادگی را در جهت وضعیت مغلوبه به غالب اینگونه ماده و عینی می کند: "برای همین دست ما برای این که در مقابل شرایط مقاومت می کنیم بسیار باز است. به عنوان مثال حل مسئله شکنجه. شکنجه البته چیز سخت و دردناکی است ولی آیا نمی توان با آن تطابق یافت؟ از آزمایش داویدنکوف صحبت کردیم. آن آزمایش چه چیزهایی را روشن می کرد؟ کدام دستگاه تحت سیطره دستگاه دیگر بود؟ در انسان با صحبت هایی که کردیم، دیدیم که سیستم علائم ثانوی- و نه غرایز- بود که حکم می راند. حل مسئله شکنجه هم، در همین کادر است. یک انقلابی، قادر است شکنجه بشود، تحمل کند و آن چیزی را که از او می خواهند، نگوید. یک چیز را می خواهم بگویم و آن توانی است که در تک تک مان نهفته است، به شرط این که متظاهرش بکنیم." (9) توان مورد اشاره رجوی در غایت امر آمادگی و مهیا شدن برای عبور از مرگ است. به تعبیری بر هم زدن نقطه تعادل میان فرد و زندگی و در عوض جایگزین کردن مرگ تحت هر شرایطی و با نوعیت و چشم اندازی که بتواند در بر هم زدن نظم اجتماعی موثر افتد، در اینجا مرگ محوری یا کارکردی تحمیلی و در جهت نابودی دشمنان تعریف شده دارد، یا در شکل خودزنی با هدف و راستای ناگزیر کردن و تسلیم کردن ملاء اجتماعی به نیروی به اصطلاح انقلابی. شرط مشترک و پیش برنده در این دو جبهه ظاهرا متفاوت آمادگی برای مردن است، شرط مبنایی و محوری که قبل از ورود هر فرد به تشکیلات باید برای سازمان از سال ها پیش احراز شده باشد. در مناسبات اولیه سازمان این رویکرد با عنوان تئوری عبور از مرگ و بعدها در تفاسیر تازه تر رجوی از این اصل عبور یکسره و تمام و کمال از خویشتن وجودی فرد و تسلم بی قید و شرط به رهبری تغییر یافته است. منابع
1- سایت بنیاد خانواده سحر، گفتگوهای خانم سلطانی درباره عملیات انتحاری، قسمت 29.
2- کتاب تبیین جهان. جلد 8. سلسله سخنرانی های مسعود رجوی در دانشگاه صنعتی شریف. انتشارات سازمان مجاهدین خلق. تهران دیماه 1359.
3- همان.
4- همان، جلد 3.
5- کتاب تبیین جهان. جلد 8، سلسله سخنرانی های مسعود رجوی در دانشگاه شریف. انتشارات سازمان مجاهدین خلق سال 1359 تهران.
6- کتاب تبیین جهان. جلد 8، سلسله سخنرانی های مسعود رجوی در دانشگاه شریف. انتشارات سازمان مجاهدین خلق سال 1359 تهران.
7- کتاب تبیین جهان. جلد 8، سلسله سخنرانی های مسعود رجوی در دانشگاه شریف. انتشارات سازمان مجاهدین خلق سال 1359 تهران.
8- کتاب تبیین جهان. جلد 3، سلسله سخنرانی های مسعود رجوی در دانشگاه شریف. انتشارات سازمان مجاهدین خلق سال 1359 تهران.
9- همان، جلد 8.

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن