مسعود رجوی

فرار جمعی راه حل فرضی رجوی در جریان انتقال و جابجایی

با هر تحلیل و اتفاقی می توان از هم اکنون قرارگاه اشرف را تخلیه و مسئله جابجایی از اشرف به بغداد را قطعی دانست. مگر اینکه آن فاجعه انسانی مورد نظر رجوی حادث شود و تمامی ساکنین اشرف چنانچه در اظهارات عضو شورای رهبری (خانم بتول سلطانی) آمده تمامی ساکنین اشرف دست به دستور رجوی دست به انتحار جمعی بزنند. اما به نظر می رسد تا رجوی گزینه های عاقلانه تر و مقرون بصرفه تری داشته باشد، تن به آخرین گزینه فرقه ای یعنی خودکشی های جمعی نخواهد داد و ترجیح خواهد داد سرمایه ها و سپرهای انسانی خود را در موقعیت های مقرون بصرفه تری هزینه و خرج کند. وضعیت هایی که به هر حال با هر میزان و کمیت تلفاتی که بدهد، اما در نهایت خواهد توانست بخشی از نیروهای خود در عراق را کماکان به صورت متمرکز و سازماندهی شده برای تحولات و اتفاقات آتی به صورت بالقوه حفظ کند. اما اینکه رجوی از چه راه حل هایی استفاده خواهد کرد، موضوع این یادداشت است که به آن می پردازیم. با این حال از هم اکنون باید درباره وقوع آن فاجعه انسانی مورد تاکید رجوی و راه حل های پیشگیرانه آن تاکید و اصرار کرد. فاجعه ای که تماما در راستای عنادورزی و انتقام جویی رجوی از مقامات و دولت عراق صورت خواهد گرفت و اگر دوراندیشی های لازم به عمل نیاید، در صورت وقوع هزینه های سنگینی بر دولت و مردم عراق تحمیل خواهد کرد. عجالتا بر روی محورهای فرعی و راه حل های دیگر رجوی مکث می کنیم و بر اساس ارزیابی شرایط میزان انتفاع و بهره برداری و وقوع آن را مورد برسی قرار می دهیم. بر اساس آنچه مقامات عراقی عنوان می کنند قرار است ساکنین اشرف ابتدا به ساختمان های تعیین شده ای در بغداد جابجا شوند تا در زمان مقتضی آنها را به نقره السطان واقع در مرز عربستان منتقل کنند. آنچه به عنوان راه حل های احتمالی می توان مورد تاکید قرار داد، دقیقا می تواند در شکاف زمانی و مکانی اشرف تا بغداد وقوع یابد. به این صورت که اعضای سازمان از این فاصله و زمان برای فرار از کنترل نیروهای عراقی استفاده و به صورت دسته های مختلف هر کدام به وضعیت پراکندگی به نقطه های از قبل تعریف شده فرار کنند. از جهاتی زیادی این راه حل را می توان با موقعیت پراکندگی ساکنین اشرف در زمان حمله آمریکا به عراق تشبیه کرد. آنچه در آن مقطع مورد نظر رجوی بود خارج کردن نیروها از کنترل نیروهای آمریکایی با اهداف مشخص و از پیش تعیین شده بود. پراکنده شدن از مرکز اشرف و احتمالا ملحق شدن به نیروهای بعثی به قصد سازماندهی دوباره در عراق. این راه حل فرضی این امکان را به رجوی می داد تا از آسیب پذیری ضربه ای و متمرکز بر نیروهایش و یا در خوش بینانه ترین حالت قرار گرفتن در کنترل نیروهای ارتش آمریکا مصون بشوند. راه حل پراکندگی برآیند فشاری بود که شرایط جنگی بر مجاهدین تحمیل کرده بود و از طرفی رجوی هیچ راه حل مناسبی برای حفظ توامان تمرکز تشکیلاتی و فرار از مخاطرات احتمالی حضور آمریکا در عراق نداشت. رجوی می خواست تا حد ممکن از به دام افتادن نیروهای خود توسط ارتش آمریکا جلوگیری کند و در عین حال امکان استفاده از آنها را در موقعیت های پیش بینی ناشده و محتمل به صورت بالقوه حفظ کند. هر چند مسیر آن تحولات به گونه ای رقم خورد که رجوی توانست در نهایت هم جلو ادامه وضعیت پراکندگی و متلاشی شدن نیروهایش را بگیرد و هم در عین حال با چانه زنی و اغفال آمریکایی ها تا سال های نسبتا زیادی زیر چتر نیروهای آمریکایی تشکیلات را آنگونه که واقعا می خواست سازماندهی و اداره کند. آن پراکندگی در واقع محصول یک فرایند سازی پیش بینی شده بود و رجوی می خواست در صورتی که قادر به جمع آوری و سازماندهی دوباره نیروهایش در اشرف نباشد، آنها را به عنوان امکان بالقوه در خدمت نیروهای فراری بعثی صدام قرار دهد تا در مکان های امن موقتا بحران موجود را به سلامت پشت سر بگذارند. در وضعیت موجود می توان اوضاع سازمان را کم و بیش به دلیل ناگزیری از تخلیه اشرف و جابجا شدن به نقطه دیگری به نوعی شبیه وضعیت آنها در حمله آمریکا به عراق ارزیابی کرد. قدر مسلم اینکه در حال حاضر رجوی بر روی تشکلات حزب بعث عراق و باقیمانده های صدام در منطق تکریت نشین عراق حساب ویژه ای باز کرده است. مخالفت سازمان با اعدام صدام و جانبداری تلویحی و صریح از حزب بعث در واقع چراغ سبزی است که از سوی سازمان و از زمان سقوط صدام تا کنون و به صورت مدام برای بعثی ها روشن است. به نوعی مجاهدین می دانند نسبت به حزب بعث بدهی و دین زیادی بر گردن دارند. آنها ضمن حفظ مناسبات خود با بعثی های باقیمانده چنین فرایندی که در عراق به حمایت و کمک های بعث نیاز خواهند داشت، پیش بینی می کردند. به نظر می رسد زمان جابجایی ساکنین اشرف بهترین زمان ممکن برای فرار آنها از کنترل نیروهای عراقی و به دنبال آن پیوستن به بقایای سازمان بعث به عنوان بهترین گزینه برای ماندن در عراق باشد. اگر احتمال فرار ساکنین اشرف در حد فاصل اشرف تا هر نقطه فرضی را یکی از احتمالات و روش های تدافعی مجاهدین ارزیابی کنیم، بدون شک این وضعیت که می توان آن را نوعی پراکندگی سازماندهی شده تعبیر کرد، علی القاعده باید با حضور یک پشتوانه و حامی صورت بگیرد. برای رجوی هیچ نیرو و تشکیلاتی همچون حزب بعث و باقیمانده های آن نمی تواند چنین نقشی را بازی کند. بعثی ها دارای پایگاه های قابل اتکایی در منطقه تکریت هستند. تشکیلات و امکانات قابل توجهی در اختیار دارند که عمده آنها در ارتباط با سازمان القاعده تقویت و تجهیز می شود. عناصر نفوذی زیادی در حاکمیت دارند. اما در مقایسه با سازماندهی و توانمندی های سازمان در مدار پائین تری قرار دارند. مجاهدین اما قابلیت های منحصری دارند که هم خود و هم بعث و القاعده از آن مطلع هستند. مجاهدین فراموش نمی کنند حزب بعث چه دین بزرگی بر گردن آنها دارد، ضمن اینکه بعثی ها وفادارترین نیروهای صدام بوده و هستند و مجاهدین نیز کماکان با رویای روزهای خوش در کنار صدام بودن سیر می کنند. رجوی می داند در صورت تخلیه قرارگاه اشرف و در ادامه محبوس بودن تا تعیین تکلیف نهایی، استفاده از موقعیت فرار در جریان جابجایی و متعاقبا پیوستن به بعثی ها بهترین گزینه برای برون رفت از بحران موجود است. به این صورت که با تن دادن به پراکندگی موقت که با فرار در جریان جابجایی حاصل می شود، عملا اعضای خود را از کنترل نیروهای عراقی خارج و در پروسه ای پیش بینی و توجیه شده، آنها را در نقاط فرضی که می تواند محل تجمع و اسکان بقایای حزب بعث باشد، متمرکز و احیا کند. چنین فرضی که امکان وقوع آن هم میسر و هم کم هزینه تر از راه حل های دیگر به نظر می رسد، پی آمدها و نتایج کوتاه مدت و دراز مدتی برای رجوی در پی خواهد داشت. در این صورت رجوی سرنوشت خود و اعضای اش را به سرنوشت باقیمانده های حزب بعث و علی القاعده یک حامی خطرناک یعنی سازمان القاعده گره خواهد زد. رجوی می داند عملی شدن چنین راه حلی به طور استراتژیک چقدر از مشکلات بالفعل و بالقوه او خواهد کاست. هر چند مشکلات دیگری را جایگزین خواهد نمود، اما با وقوع چنین احتمالی ولو به صورت موقت می تواند به حامیان و متحدین خونی و ایدئولوژیک خود یک گام کاملا اساسی نزدیک شود. این بحث ها البته در حد گمانه و احتمالات است، اما اگر با هر میزان امکان محقق شدن پیدا کنند، مشکلات مقامات عراق با مجاهدین وارد مرحله بغرنج تری خواهد شد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا