اسیران اشرف

حسین رحیمی رفت، تا دیر نشده دیگران را دریابیم

حسین رحیمی (مهرداد) برادر بیژن رحیمی (خسرو اطلاعات) از اوایل دهه 1350 به سیاست علاقه مند شد و طولی نکشید تا با سازمان مجاهدین آن زمان و بخصوص تفکرات حنیف نژاد آشنا شد. حسین بعد از پیروزی انقلاب با توجه به سابقه فکری و خانوادگی به مجاهدین خلق پیوست و کمی بعد از فرار مسعود رجوی به پاریس از طریق مرز ترکیه خارج و به فرانسه منتقل گردید. حسین که انگشتان پای خود را در اثر سرما زدگی در کوه قبل از انقلاب از دست داده بود پس از ورود به پاریس بعنوان نفر دفتر مسعود رجوی مشغول به کار شد و از آن زمان تا سال 2001(و ابتلا به سرطان) در شغل های مختلف از جمله "حفاظت نزدیک"، "آشپزی"، "رانندگی"، "مسئول خرید"، "مسئول آشپزخانه رهبری"، "سلمانی رهبری" و "رفت و روب" و "نظافت" و "دم کرن چای ساعت سه صبح" و "خشک کردن رهبری با حوله وسط نصفه شب" و "بنایی" و "لوله کشی" و… در "خانه رهبری" به همراه نفر دیگر این مجموعه "شهرزاد صدر حاج سید جوادی" به رجوی خدمت کرد. یکی از دیگر مسئولیت های "مهرداد" همراهی "فیروزه بنی صدر" (زمانی که وی همسر مسعود رجوی بود) بود. وی به گفته خودش بعد از فرار فیروزه از دست رجوی و "همردیف شدن" مریم، به "نوکر دومی رئیس دفتر مریم رجوی!!" ارتفاع یافت. حسین رحیمی بنابر گفته نفرات نزدیک به رجوی، در سالهای بعد از ابتلاء به سرطان بارها خواستار بازگشت به فرانسه گردید تا بتواند به مداوای خود بپردازد ولی رجوی با توجه به سابقه حسین رحیمی در سالهای آخر و شک در مورد احتمال فرار وی در صورت خروج از اشرف، تا زمان مرگ حسین رحیمی با این خواسته موافقت ننمود. رجوی در ضمن در این سالها انبوهی اعترافات ویدئویی و دست نوشته و اعتراف از "مهرداد" را برای روز مبادا ذخیره کرد. حسین رحیمی از زمان ورود به فرانسه در اوایل انقلاب بعنوان نفر مجاهدین و با امضای صالح رجوی،برادر مسعود رجوی، و دوستان صهیونیستشان در سیستم های امنیتی فرانسه، از دفتر مرکزی پرفکتور سرجی پنتواز پاریس پناهندگی سیاسی گرفته بود و انتقالش به فرانسه فقط نیاز به یک بلیط داشت. طبعا حسین در صورت اجازه خروج از اشرف می توانست در فرانسه از بالاترین سطح رسیدگی های پزشکی برخوردار گردد. حسین رحیمی نزدیک به ده سال در کمپ اشرف عراق در بیابانهای استان دیالی با سرطان دست و پنجه نرم کرد و بالاخره جان به جان آفرین تسلیم کرد. حسین رحیمی در روزهای آخر عمرش ناظر بود که چگونه سازمان مجاهدین خلق پیروی حنیف نژاد (که وی از قبل از انقلاب به آن دل بسته بود) اکنون تحت رهبری "جان بولتون"، "خوزه ماریا ازنار"، "دیوید امیس"، "استراون استیونسون" و دیگر سینه چاکان صهیونیسم و راست ترین جناح های اسرائیل کاناوالی در پشتیبانی از بمباران مردم ایران برگزار کرد و در آن با کافی ندانستن تحریم مردم ایران خواستار بمباران گسترده ایرانیان برای متوقف کردن برنامه غنی سازی هسته ای شد. رئیس جمهور خود خوانده فرقه، مزدوری که دستش به قتل بیش از شانزده هزار ایرانی و بیش از بیست و پنج هزار عراقی و انبوهی اروپایی و امریکایی آلوده است، طبق معمول مرگ حسین را در اطلاعیه ای به خودش و همپالگی هایش تسلیت گفت. مریم عضدانلو (رجوی) اما نگفت که چرا حسین رحیمی ده سال در بازداشتگاه بدنام اشرف با سرطان دست و پنجه نرم کرد ولی اجازه رفتن به بیمارستانی در پاریس (جایی که در آنجا پناهنده بود) را نداشت. حسین رحیمی رفت. بکوشیم تا دیر نشده آنهایی که هنوز زنده هستند را از زندگی طاقت فرسا در بازداشتگاه بدنام اشرف نجات دهیم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا