رجوی و شوی مسخره دیگری در اشرف

رجوی در یک اقدام مسخره دیگر سعی کرد با برگزاری نشستی در اشرف برای افراد بریده خودش این گونه جا بیندازد که اکنون فاز پایانی است و همه باید خودشان را برای جنگ آماده کنند و شرایط فعلی برای سرنگونی آماده است.
. رجوی که اکنون به این رسیده که دیگر زمان فروپاشی اشرف نزدیک است سعی دارد با  شارژ کردن نیروهایش کاری کند که آنها در برابر اعمال قانونی دولت عراق مقاومت کرده و کار را بجایی بکشانند که دولت عراق مجبور به استفاده از زور شده و نفرات پایین کشته یا زخمی شوند تا او از این امر استفاده تبلیغاتی کرده و مثل همیشه مظلوم نمایی کند.کسانی که با رجوی خبیث حرف می زدند همان حرفهای تکراری چندین سال گذشته را تکرار می کردند که «بله اکنون زمان سرنگونی است، ما خودمان را برای سرنگونی آماده کردیم، ما همه کیفا یک مدار قد کشیدیم، ما همه از انقلاب مریم یاد گرفتیم که چگونه در مقابل سختی ها مقاومت کنیم و این بار ما به مرحله دیگری از انقلاب مریم رسیدیم، ما برای بار دیگر با مسعود پیمان می بندیم که تا آخر در کنار وی و مریم باشیم. ما در کنار مسعود برای جنگ آخر باقی می مانیم و آماده سرنگونی هستیم….»
باید از این نیروهای نا آگاه سئوال کرد وقتی رجوی فریبکار به هیچ کدامتان اطمینانی ندارد و شما حتی برای چند دقیقه دیدار با خانواده هایتان اجازه بیرون آمدن از اشرف را ندارید، چگونه و با کدام جنگ و با کدام سلاح می خواهید حکومت ایران را سرنگون کنید. شاید رجوی به فکر این است که کسان دیگری این کار را بکنند و از این سفره آماده استفاده کند و شاید هم بخواهد به عنوان مزدور ارتش آمریکا و تحت امر آن ارتش به ایران حمله کند.!!!
بعد از شنیدن این شعارها این سئوال به ذهن می زند که اگر واقعا دم از انقلاب مریم می زنید و برای هزارمین بار تعهد می دهید پس چرا رجوی ستمگر به هیچ کدامتان اجازه ملاقات یک ساعته با خانواده اش را نمی دهد؟
چرا کسی نمی تواند آزادانه و به صورت تکی در قرارگاه رفت و آمد کند و حتما باید بعد از گذراندن چند مرحله تشکیلاتی و گرفتن اوکی از چند مسئول تازه آن هم بصورت حداقل دو نفره امکان تردد داخل اشرف را داشته باشد؟
شمایی که دم از انقلاب مریم می زنید چرا اجازه یک تماس تلفنی با خانواده خود را ندارید؟
وقتی رجوی جنایت کار دم از جنگ و سرنگونی می زند کسی از شما نیست که سوال کند کدام جنگ و با چه سلاحی؟
وقتی سازمانی استراتژی خودش را روی اما و اگرهای فرضی بنا می کند یعنی اگر فلانی بیاید و اگر مردم کاری بکنند و اگر ارتش آمریکا به ایران حمله کند و یا بین ایران و آمریکا جنگ شود و هزاران اما و اگرهای دیگر که رجوی طی این سالیان از آن استفاده کرده چیزی جز فریب و نگهداشتن نیروهای نا آگاه خودش نبوده است.
نیروهای نا آگاه فرقه باید بدانند که رجوی باز هم بعد از شکست در مقابل ایستادگی خانواده ها به رسم همیشگی به دجال گری پرداخته و با ردیف کردن یک مشت اراجیف سعی دارد نیروهای ناآگاه و وارفته خودش را سرپا نگه داشته و بتواند از این بی خبران قربانی بگیرد تا وی و همسر فراریش از آن در جهت مطامع شخصی شان استفاده کنند.
رجوی دجال با سرهم کردن یک مشت دروغ سعی دارد باز هم به نیروهای وارفته خودش این اطمینان را بدهد که بله سرنگونی نزدیک است مبادا پای شما در امر مبارزه شل شود و وی را تنها بگذارند. رجوی که اکنون به این رسیده که دیگر زمان فروپاشی اشرف نزدیک است سعی دارد با شارژ کردن نیروهایش کاری کند که آنها در برابر اعمال قانونی دولت عراق مقاومت کرده و کار را بجایی بکشانند که دولت عراق مجبور به استفاده از زور شده و نفرات پایین کشته یا زخمی شوند تا او از این امر استفاده تبلیغاتی کرده و مثل همیشه مظلوم نمایی کند.
باید گفت این شوی مسخره دیگر رنگ و بویی برای نفرات سازمان ندارد چرا که اکنون برای ما کاملا روشن است که بعد از چند ساعت دوباره همین نفرات مسئله دار شده و دیگر به فکر تعهد هایی که با فریب و اجبار رجوی از آنان می گیرد نیستند و به دنبال این هستند که چگونه از اشرف رهایی یابند. همه نفراتی که صحبت می کردند تقریبا همان چند نفری هستند که همیشه در نشست های او مجیز گویی کرده و برای خوش خدمتی و کاسه لیسی به تعریف و تمجید می پرداختند.
تکرار حرف همیشگی که «بله ما به چیزهای جدیدی از انقلاب مریم رسیدیم» و آخرش هم مشخص نشد این چیز جدید انقلاب مریم چه می باشد که این وارفتگان در هر نشستی به آن دستاویز می کنند.
البته برای آنهایی که از فرقه جدا شدند علت مجیزگویی این افراد کاملا روشن است چرا که با این موضع گیری در این نشست ها می خواهند خودشان را از زیر تیغ انتقادات خلاص کنند.
در پایان باید گفت رجوی دجال از انجام این گونه نشست ها طرفی نخواهد بست زمان فروپاشی اشرف و آزاد شدن نیروهای اسیر فرا رسیده است.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.