انجمن نجات مازندران

رقص رهایی یا انحطاط اخلاقی – قسمت دوم

گردهمایی جمعی از جداشدگان استان مازندران * به دنبال توضیحات دوستان و آوردن فاکت هایی از طرف آنان آقای صمد نظری ضمن توضیحات کوتاهی اظهار داشت:
همانطوری که خودتان شاهد بودید و به برخی از فاکت های آن اشاره نمودید، بعد از بند جیم و بحث طلاق، بی بند و باری اخلاقی در مناسبات زیاد شده بود که حتی این مسائل به سطح مسئولین و فرماندهان لشکرها نیز کشیده شده بود که در همین رابطه نمونه محمدعلی حدادی (با نام مستعار کمال) فرمانده لشکر 26 از همین موارد است. او با یکی از زنان لشکر خود رابطه نامشروع برقرار نمود که دو تن از فرماندهان یگانش نیز در جریان این عمل بودند. بعد از لو رفتن موضوع کمال دستگیر و ناپدید شد و بنابر گفته کسانی که در انفرادی زندان دبس سازمان اسیر بودند کمال در آنجا دست به خودکشی زد. البته دو فرمانده یگان او نیز بدلیل اینکه اطلاعات این موضوع را به بالاتر گزارش نکردند خلع رده گردیدند.
* آقای نوروز توکلی که چندین سال در مناسبات سازمان در عراق بوده است و بعد از سرنگونی صدام از این مناسبات جدا شده و به ایران آمده است در مورد فساد اخلاقی در داخل مناسبات اشرف چنین می گوید: مسائل اخلاقی در اشرف به حدی رسیده بود که در سال 1380 علی رقم اینکه تلاش می گردید که این گونه مسائل را از بچه ها کتمان کنند، شخص مریم رجوی بدلیل وخامت اوضاع در قرارگاههای مختلف سازمان، نشستی با نیروهای مستقر در بصره و عماره در قرارگاه باقرزاده برگزار کرد و در آن نشست گفت: « ما رابطه مشروع مرد با زن را حرام کردیم اما شما رابطه نامشروع مرد با مرد را برقرار کردید »
این صحبت های مریم نشانگر این بود که چقدر مسائل اخلاقی و همجنس بازی در مناسبات سازمان گسترش پیدا کرده است که موضوع را بصورت جمعی بیان می کرد و خطر مطلع شدن عمومی از این بحث را به جان خرید.
* آقای عبدالله افغان جدا شده دیگر از مناسبات فرقه که سالیان در نشست های زیادی از انقلاب ایدئولوژیک رجوی در اشرف شرکت نموده بود درباره موارد دیگری از مسائل اخلاقی در اشرف اظهار داشت:
بعد از وخامت اوضاع در قرارگاه و راه اندازی غسل هفتگی، افراد می بایست هر هفته موارد زیادی از مسائل جنسی را نوشته و در جمع قرائت نمایند که مواردی از برخی ها شنیدم که نمی توانم در اینجا بیان کنم.
اما یکی از مواردی که از سربازان آمریکایی در هنگامی که در کمپ آنها بودم شنیدم این بود که یکی از سربازان برای ما تعریف کرد که امروز سه زن مجاهدین را برای سقط جنین به بیمارستانی در بغداد بردیم.
* در ادامه آقای صالحی با اشاره به بحث غسل هفتگی اظهار داشت:
بحث غسل هفتگی از چند جنبه حائز اهمیت است. اولا این بحث را رجوی آورد تا افراد در جمع مجبور به گفتن مسائلی بشوند که حریم و حرمت ها را می شکند و در نتیجه او بتواند از همه افراد اتو داشته باشد.
دوما این بحث نشان می داد که در سازمان چقدر ذهن افراد درگیر مسائل غریزی و جنسی شده است. افرادی که آمده بودند برای سازمان بجنگند حال بیشتر وقتشان را درگیری با مسائل درونی و غریزی پر کرده بود.
یکی دیگر از نمونه هایی که من شاهد آن بودم مربوط به سال 72 است. ما را که در سطح فرمانده دسته بودیم برای نشست به قرارگاه باقرزاده بردند. بعد از 2 روز فرمانده محور 3 (زنی با نام مستعار سادات) به باقرزاده آمد و فرماندهان دسته را صدا زد و با انتقاد شدید از ما گفت که چرا مواظب دور و بر خود نیستید. او ادامه داد که یکی از مردان بنام م – ح را بنگالی کردیم چون مشکل اخلاقی داشت.
* در ادامه بحث آقای نظری با اشاره به اینکه مسئله اخلاقی نه تنها در سطوح پایین سازمان بوده بلکه در سطوح فرماندهان زن و مرد نیز مطرح بود و هر از گاهی علی رقم حساسیت های سازمان، در بین مسئولین بالای سازمان نیز اتفاق می افتاد وی در این رابطه اظهار داشت:
بنابر گفته یکی از جدا شدگان که متاسفانه در این نشست بدلیل مشغله کاری نتوانست حضور یابد، یکی از نگهبانان مقر بعد از اتمام پست متوجه می شود که چراغ اتاق فرمانده قرارگاه اشرف (پری بخشایی) روشن است وی برای چک به سمت اتاق رفته و از پنجره به درون نگاه می کند و متوجه می شود که فرمانده قرارگاه در حال تماشای یک فیلم مستهجن از ماهواره است. این در شرایطی بود که سایر اعضا نه تنها از تماشای تلویزیون عادی محروم بودند بلکه حتی تماشای مسابقات فوتبال ممنوع بود و یا غیر مستقیم پخش می شد که مبادا صحنه ناجوری در آن بوده و افراد تحریک شوند.
* آقای محمد فرحی یکی دیگر از اعضای جدا شده که سالیان در اشرف بوده است و فشارهای زیادی را در جریان بحث های انقلاب بر او وارد نمودند در مورد وجود مسائل اخلاقی در مناسبات سازمان که ناشی از بحث انقلاب طلاق بود چنین توضیح داد:
در سال 69 که بحث انقلاب عمومی تر شد مسائل و مشکلات زیادی در لشکرها شاهد بودیم. مثلا فردی بنام مهران که از خارج کشور به عراق آمده بود و در قرارگاه 900 سازماندهی شده بود، رابطه نامشروعی با دو زن برقرار کرد که آن موقع منجر به اخراجش شد.
نمونه دیگر مربوط به تیپ محمود قائمشهر است که فردی به نام مسعود با دخترهای جوانی که از خارج کشور به عراق می آمدند رابطه برقرار می کرد.
مورد بعدی را از یکی از افراد دیگر شنیده ام که می گفت در قسمت فرهنگی قرارگاه و زیر دست یک خانم کار می کردم. یک روز برای کاری به اتاق کار مسئولم مراجعه کردم ولی متوجه شدم که درب قفل است. بعد از مدتی در زدن و انتظار، خواستم از آنجا بروم و هنوز چند قدم دور نشده بودم که درب باز شد و مردی که مضطرب به نظر می رسید از اتاق مسئولم خارج گردید.
* پس از صحبت های حاضرین مسئول نشست جمع بندی کوتاهی از صحبت های آنها کرده و گفت:
موضوع این است که این فاکت ها را نباید به صورت فردی دید. همه زنان و مردان سازمان در عراق قربانی افکار فرقه ای و جاه طلبانه رجوی شدند.
افرادی که روزی با صداقت و اعتقادات مذهبی قصد خدمت داشتند با انحراف رهبریشان به جایی کشیده شدند که خود شاهد آن بودید.
حرام نمودن روابط زن و مرد که بر اساس آیات قرآنی و سنت پیامبر حلال شده بود و در واقع حرام کردن حلال خدا توسط رجوی دین فروش، به نام دین باعث این انحرافات و معضلات کثیف در مناسبات سازمان شد.
با امید به اینکه با فرو ریختن قعله اشرف، افکار ارتجاعی و فاسد رجوی نیز ویران و خاکستر گردد.

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا