ماشین تبلیغاتی مجاهدین

فرقه رجوی و نخست وزیری مالکی

بعداز اشغال عراق توسط نیروهای چندملیتی مشکلات فرقه که تا آن موقع زیر چتر حمایتی حکومت بعثی_ صهیونیستی صدام اجازه همه نوع کاری را داشت و در سراسر عراق برای خود از امتیازات ویژه ای برخوردار بود شدت گرفت و حلقه این مشکلات هر روز تنگتر و تنگتر میشد.
اولین موضوعی که فرقه با آن روبرو بود ماندن در عراق و حفظ کمپ اشرف بود و بعد از آن با مشکلات حقوقی از طرف شکات پرونده های مختلف اهالی عراق در میان شیعیان و کردها مواجه بود. این مشکلات به همین موضوعات خلاصه نمیشد و بزودی موج خروج اعضاء این فرقه آغاز می شد و بر مشکلات این فرقه بیش از بیش می افزود.
خانواده های اعضای به اسارت گرفته شده در کمپ نیز به این دایره بزرگ از مشکلات اضافه میشد. و بعداز آن پرونده های مختلف مربوط به دخالت مختلف این فرقه در مسایل داخلی عراق و تفرقه افکنی های این فرقه در میان عراقیان و انواع و اقسام جنجال آفرینی ها شروع میشد و این مسئله بر مشکلات رو به افزایش این فرقه در عراق اضافه میکرد.
حضور مستمر در لیست های تروریستی کشورهای جهان بیش از هر موضوع دیگری از فرقه وقت و امکانات گرفت و اجازه هیچ تحرکی به این فرقه را نمی داد و فرقه مجبور بود ابتدا برای این مشکل چاره ای بیاندیشد و حس میکرد اگر این مشکل را حل نکند نمی تواند قدم های بعدی را بر دارد.
اینجا بود که انگلستان به کمک این فرقه آمد و این فرقه را از لیست تروریستی خودش خارج کرد و بعد از اتحادیه اروپا را وادار کرد که از همین الگو پیروی کنند و این مسئله کمک زیادی به فرقه کرد تا این فرقه را به فکر بیرون آمدن از لیست های آمریکا و عراق هم بکند.
در آمریکا کارش آنطور که فکر میکرد پیش نرفت و در کنار آن تمام مساعی خودش را بکار گرفت تا عراق را از دست ندهد در عراق یک مانع عمده در مقابل خودش میدید مانعی که به این راحتی نمی توانست از آن عبور کند. مالکی نخست وزیر عراق جدید بود و از جمله کسانی بود که به شدت با حضور عناصر بعثی در عراق مخالف بود و کمر به ریشه کنی این حزب از صحنه عراق کرده تا دیگر بار عراق به زیر یوق دیکتاتوری نرود. مالکی در این راه موفقیت های بسیاری را توانست بدست بیاورد اما یکی از متحدین آن حزب مخرب و شریک جرم صدام در عراق و منطقه فرقه هنوز در کمپ اشرف باقی مانده بود و هر روز دردسرهای جدیدی با کمک عناصر پنهان و پیدای بعثی در عراق بوجود می آورد و آرامش را از کشور بیرون برده بود.
هر روز یک توطئه جدید و یک مسئله جدید شکل میگرفت. و هر روز بین عناصر باقی مانده بعث و فرقه پیوندهای جدیدی بوجود می آمد. این پیوندها عمدتاً در اروپا و آمریکا برنامه ریزی می شد و شکل میگرفت و در عراق بصورت بحران های بیشتر بروز میکرد و تنش های بیشتری در این کشور بی ثبات بوجود می آورد.
این پیوندها در انتخابات اخیر عراق به اوج خودش رسید و از طرف فرقه روزی نبود که در تمام رسانه های آن فحش و ناسزایی نثار مالکی و تشکلش نشود. و برای فرقه مشخص بود باید مالکی را یک فرد غیر عراقی و وصله ناجور با شرایط عراق معرفی کند که دستش مدام به جانب ایران دراز است و در تمام مسایل داخلی و خارجی عراق از ایران دستور میگیرد و از خودش هیچ اراده ای ندارد. و در مقابل این باقیمانده های عناصر حزب بعث هستند که تمام فکر و ذهنشان پیشرفت عراق و عراقیان است.
جالب است بدانید تمام موضع گیری های این ائتلاف نانوشته بین فرقه و عناصر باقیمانده حزب بعث به نفع همدیگر و در حمایت از یکدیگر بوده و در تمام جهات با هم هماهنگ و هم هدف و همسو بوده و هیچ شکافی در آن دیده نمی شود.
سیل تهمت ها و ناسزاها که از طرف این فرقه مخوف نثار مالکی شد سرانجام به جایی راه نبرد و مالکی بار دیگر نخست وزیر شد و برای فرقه کوه دیگری از مشکلات حل ناشده باقی ماند. فرقه که تا اینجا خیلی روی حذف مالکی از هرم قدرت سرمایه گذاری کرده بود حال تمام این سرمایه گذاری ها را بر باد رفته می بیند. و حال باید بیشتر از قبل منتظر سیل بحران های جدیدتر باشد. در کنار این شکست باید از مایوس شدن این فرقه از خروج از لیست سیاه تروریستی آمریکا علیرغم رای دادگاه فدرال آمریکا نام برد. هرچه حامیان فرقه در سنا و کنگره به در کوفتند هیچ دربی برای فرقه در وزارت خارجه باز نشد.
و از همه مهمتر روی اخراج و دور نگهداشتن خانواده ها از مقابل درب اصلی کمپ اشرف و سایر دربها و برداشتن بلندگوها نیز شکست خوردند و ناکام برجا ماندند. معدود نمایندگانی که فرقه برای این مهم بسیج کرده بود نتوانستند کاری از پیش ببرند و خانواده ها همچنان در مقابل درب اشرف در انتظار نجات فرزندان خود مانده اند.
فرقه برای اعضای خود نیز هیچ توجیهی بر این شکست ها ندارد و دیر یا زود باید بساط خود را از اشرف جمع کند و برود.
حال در آستانه ماه محرم با استمداد از سالار شهیدان آرزوی نابودی رجوی خائن و جنایتکار و آزادی همه اسیران ذهنی و فکری در بند در اشرف را داریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا