یکشنبه, ۳ اسفند , ۱۴۰۴
اسیر در زنجیر دروغ – قسمت هفتم 26 دی 1386

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت هفتم

لینک به متن کتاب مشاهدات اعضای جدا شده علی قشقاوی 39 ساله _ متولد بابل من خیلی کم سن و سال بودم که انقلاب شروع شد و فعالیت های سیاسی اوج گرفت.سازمان مجاهدین خلق ایران شعارهای زیبایی داشت و موفق شد عده ی زیادی را نیز با استفاده از همین شعارها جذب کند. سازمان با […]

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت ششم 18 دی 1386

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت ششم

لینک به متن کتاب مشاهدات اعضای جدا شده محسن عباسلو 28 ساله- متولد سیرجان من چند سال برای سازمان فعالیت کرده ام. وقتی در سپتامبر 2001 امریکا به افغانستان حمله کرد، مجاهدین خوشحال شدند و گفتند بعدش نوبت ایران است که مورد حمله ی آمریکایی ها قرار بگیرد. سازمان به همه ی نیروهایش در سراسر […]

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت پنجم 11 دی 1386

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت پنجم

لینک به متن کتاب مشاهدات اعضای جدا شده هادی شعبانی 44 ساله- متولد کرج من یک سال بعد از انقلاب با سازمان مجاهدین آشنا شدم. دبیرستان را به پایان رسانده دیپلم گرفتم و به سربازی رفتم. از سال 1363، رفته رفته ارتباطم با سازمان بیش تر شد تا این که در نهایت در سال 1364 […]

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت چهارم 04 دی 1386

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت چهارم

لینک به متن کتاب مشاهدات اعضای جدا شده محسن هاشمی 42 ساله سازمان در عراق، برنامه ی روزانه ی ما را طوری تنظیم می کرد که فرصت هیچ کاری را نداشته باشیم ،حتی مجال فکر کردن هم نمی یافتیم و این همان چیزی بود که سازمان می خواست. تنها زمان فراغت ما، شب ها در […]

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت سوم 27 آذر 1386

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت سوم

لینک به متن کتاب مشاهدات اعضای جدا شده هادی نگراوی 37 ساله با سازمان مجاهدین تا حدودی از طریق شبکه ی ماهواره ایشان آشنا شده بودم. از دموکراسی و آزادی و حقوق بشر می گفتند. در هتل، اعلامیه ای نصب کرده بودند و شماره تلفنشان را زیرش نوشته بودند. با آن ها تماس گرفتم و […]

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت دوم 17 آذر 1386

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت دوم

متدلوژی و گزارش شاهدان از سازمان مجاهدین خلق نویسنده : آنتوان گسلر لینک به متن کتاب اروپا به مثابه ی طعمه بیش تر کشورهای اروپایی با گروهی از مهاجرانی رو به رو هستند که به خیال زندگی بهتر جلای وطن می کنند. همین کشورها و ملت های به اصطلاح ثروتمند ابزاری شده است که سازمان […]

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت اول 12 آذر 1386

اسیر در زنجیر دروغ – قسمت اول

متدلوژی و گزارش شاهدان از سازمان مجاهدین خلق نویسنده : آنتوان گسلر لینک به متن کتاب پیش گفتار این کتاب حاوی مصاحبه هایی است راجع به سازمان مجاهدین خلق ایران که همگی برای اولین باراست که منتشر می شوند. این سازمان که امروزه به دست مسعود و مریم رجوی افتاده است ، کارش را به […]

معرفی کتاب برای قضاوت تاریخ 25 شهریور 1386

معرفی کتاب برای قضاوت تاریخ

از زمان ورود مسعود رجوی به خاک عراق (خرداد 1365) که سازمان مجاهدین خلق آن را پرواز تاریخساز تعبیر می کند، حداقل تا زمان سقوط صدام (فروردین 1380) روابط این دو متحد در هاله ای از ابهام بود. گو اینکه به استناد تحولات و تحرکات در جبهه های جنگ عراق و ایران کم و بیش می شد کیفیت و کمیت این رابطه را گمانه زنی کرد. اما با سقوط صدام و افشای اسناد تصویری و مکتوب ابعاد این همکاری غافلگیرکننده، باعث حیرت شد. این اسناد تصویری و صوتی برای اولین بار در تابستان سال 1383 توسط شماری از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق (انجمن اینترلینک) در کتابی با عنوان برای قضاوت در تاریخ منتشر گردید.

فرقه ها در میان ما 21 آبان 1385

فرقه ها در میان ما

به جرأت میتوانم بگویم که یکی از کتابهایی که مطالعه آن تأثیر فوق العاده ای بر من گذاشت و مرا عمیقا به فکر فرو برد کتاب” فرقه ها در میان ما Cults in our midst” تألیف” مارگارت تالر سینگر Margaret Thaler Singer” میباشد که ترجمه آن از نظرتان میگذرد. حین مطالعه این کتاب مصداق های جمله به جمله آن را میتوانستم در روش ها و عملکردهای سازمان مجاهدین خلق، که بیش از دو دهه از عمرم را با آن گذراندم، پیدا کنم. وقتی آنرا خواندم تصمیم گرفتم که بهر ترتیب شده آنرا ترجمه نمایم چون احساس کردم کتابی است که خیلی ها حتما باید آنرا بخوانند.

خلاصه ترجمه کتاب فرقه ها در میان ما 21 آبان 1385

خلاصه ترجمه کتاب فرقه ها در میان ما

کتاب فرقه ها در میان ما نوشته خانم مارگارت تالر سینگر به تازگی توسط آقای ابراهیم خدابنده ترجمه گردیده است.

کتاب شقایقهای زخمی 20 خرداد 1385

کتاب شقایقهای زخمی

نوشتن سخت بود، چرا این که می دیدم، دشنه ای حلقومی رامی فشارد و اگر دست روی دست بگذارم و ننویسم، عنقریب، دیگر چیزی از من و قلمم باقی نمی ماند و اگر روزی دوباره بتوانم بنویسم، نوشتن، فقط به خاطر” نوشتن” خواهد بود و نه به خاطر تکفیر آن دشنه ای که بر حلقومی نشست است. صادقانه اعتراف کنم؛ طی دوازده سال اخیر، هر آن چه نوشتم، که آن باز نوشتن برای من بسا سنگین تر از سنگینی زمینی بود که بر دوشم تحمل می کردم. همه نوشته هایم، مساوی است با” شقایق های زخمی” و باز هم؛ صادقانه تر اعتراف کنم؛ همه کتاب حاضر که طی سه ماه اخیر نوشتم و زان سبب بار رنج و محنتی که تحمل کرده ام، دقیقاً مساوی است با دو گفت و گوی آخر کتاب، آن جا که شقایق ها خود از زخم شان می گویند. در این را حاضر بودم، دهها مقاله و چندین کتاب بنویسم،ولیکن مسئولیت و انجام دو گفت و گوی آخر را نپذیرم و زخم های مزمن شقایق ها را نبینم و زخمنامه شان را نشنوم، اگر که داستان زندگی و پیکار ما، داستان رفاقت و یا عداوت” داس و شقایق” نبود!

زمزمه های زیر درختان زیزفون 26 آذر 1384

زمزمه های زیر درختان زیزفون

به مثابه زنی احساساتی که در سالهای مهر ورزی و با هم بودن، در سلسله فراموشی ناپذیر ایثار، وفاداری و فداکاری، بنام خدا و خلق و به عشق یکدیگر، در راه های پیچ در پیچ و پر فراز و نشیب، تو یکی از نزدیکترین شاهدینی! بقول خودت با آهنگ محزون نصیحتی دلسوزانه، چون پروانه یی میسوزم و دیگر بار بِِـگِرد آتش میرقصم و میچرخیم! یا زن پیچیده در پوشال احساسات، به تعبیر خودم! جذب شدن به آن سازمان،‌ آسان و حتی اجتناب ناپذیر بود. به یادواره شهدا که از آن نوید انسانیتی شگرف برمیخاست،‌ و هیجان انقلاب! که میلیونها ایرانی را به دگرگونی برد. دریغا در نیاز ترفیع انسانیت،‌ به تاریکی هولناک و حضیض ذلت هبوط کردیم،‌ در نیاز آب به سراب،‌و در هوای آزادی،‌ به زندانی غریب افتادیم!

blank
blank
blank