سخنرانی مریم رجوی در اورسوراواز «نشان دیگری از وقاحت و بی شرمی یک رهبر خونریز»
در این سخنرانی نمایشی و ننگین که مثل همیشه برای معدودی سیاستباز پیر و از کار افتاده آمریکایی و اروپایی برگزار شده بود، مریم رجوی بدون اشاره به علت نگهداری چنین نیروی سنگین به لحاظ تشکیلاتی در اشرف و بدون اینکه شرح دهد چرا با وجود آنهمه هشدارهای دولت عراق و جوامع بین المللی برای تخلیه اشرف باز هم نیروهایش را در دل آتش نگهداشته و به کشتن داده است
آماده سازی های مجاهدین خلق برای اعلام کشته های بیشتر
می توان با قاطعیت گفت که این افراد”مفقود شده” که همگی از وابستگان بسیار نزدیک به شخص رجوی هستند بخشی از یک برنامه دفاعی و نجات برای فراری دادن رجوی در صورت هر گونه حمله به کمپ بوده اند. افراد دیگر در این سناریو کسانی بوده اند که طبق برنامه می بایستی در مقابله با حمله کنندگان مقاومت کرده و وقت کافی برای رجوی و همراهانش ایجاد نمایند تا آنها بتوانند ار مسیرهای ساخته شده فرار کنند.
قتل عام سیاسی
سران سازمان برایشان دو مسئله مهم است، مسئله اول ماندن درعراق و کشته شدن حتی تمامی آنان، با این کار سران سازمان دو هدف را دنبال می کنند، یکی با ریخته شده خون بیشترراه اندازی تبلیغات بیشتر در سازمانهای حقوق بشری برایشان میسر می شود تا مظلوم نمائی کرده و خود را سرکوب شده نشان دهند، دوم اینکه کسی از تشکیلات خارج نمی شود تا در دنیای آزاد خصوصآ در اروپا دست به افشاگری بر علیه سازمان بزند و در یک کلام برایشان دردسرساز شود.
نمونه حقوق بشری که رجوی ها به آن معتقدند
رجوی ها که در مسائل مربوط به اشرف، لیبرتی و فرقه، مو را از ماست در زمینه حقوق بشری کشیده و با مظلوم نمایی ها و شارلاتان بازی های خویش می خواهند اینگونه وانمود کنند که حقوق بشر در مورد آنها رعایت نشده و بند به بند قوانین بین المللی را هر یک روز در میان در اطلاعیه های تکراری خود گوشزد می کنند، چگونه است که از قانون در امان بودن بیمارستان ها در حملات نظامی بی اطلاع هستند؟!
آیا مریم رجوی هنوز خواهان بازگشت افرادش به اشرف است؟
رویکرد” بازگشت به اشرف” اکنون شدیدا بحث برانگیز است. پروژه ی شهیدسازی در حوادث قرارگاه های مجاهدین خلق و استفاده از آن برای جلب حمایت مادی و معنوی و سیاسی جهانیان برای گروه مجاهدین یا دست کم جلب همدردی آن ها، سوخت بیشتری برا ی ماشین تبلیغاتی سازمان فراهم میکند. از بخت بد سران سازمان، این بار همه ی توجه جهان متوجه سوریه است!
دموکراسی و آزادی از دید رجویها
درحالیکه بالعکس، دموکراسی که فرقه رجوی آنرا نمایندگی می کند، تعبیر و تفسیر دیگری از آزادی بیان و دموکراسی است.استبداد محض است. مثلا لقب رئیس جمهور منتخب مقاومت مریم رجوی!! ایشان در کدام انتخابات فرقه به ریاست جمهوری خود خوانده منتصب شدند؟ توسط کدام نیروهای مقاومت؟
پیروزی جدید سازمان تبریک تبریک!
واقعیت اینست که این یک تصفیه خونین دیگر در فرقه رجوی بود! در هر جای دنیا در هر گروهی در هر ارتشی در هر نیرویی حتی تازه کار، کسی فرمانده هان ارشد را در معرض خطر مستقیم قرار نمیدهد! نیروهای عراقی بارها و بارها هشدار داده بودند که بایستی قرارگاه اشرف را تخلیه و تحویل دهید. حتی تهدید به برخورد نظامی کرده بودند و برای هر بچه ای پر واضح بود که این اتفاق در تقدیر است.
کشتار در پادگان اشرف و فراهم شدن خوراک تبلیغاتی
موضوع اشرف و سازمان مجاهدین خلق در عراق موضوع منافع کسانی است که به تنها چیزی که فکر نمیکنند جان اعضای فرقه رجوی و آلام خانواده های رنج دیده آنان است و البته رجوی هم به تنها چیزی که فکر نمیکند همین است. گویا این گروگان ها باید یک به یک قربانی جاه طلبی های رجوی و سیاست های استعماری شوند و خم به ابروی کسی هم نیاید. آیا سرنوشت پیروان امثال دیوید کوروش و جیم جونز در انتظار پیروان رجوی نیست؟
به دستور نخست وزیری عراق کمپ اشرف تخلیه کامل میشود
امروز باید ار سران این فرقه پرسید چرا و به چه دلیل دارید انسانها را در عراق به کشتن میدهید و مانع از خروج آنها میشوید؟ حال که دیگر تمامی امکاناتتان هم از بین رفت و نابود شد وهمه را دولت عراق مصادره کرد واز فردا به تاراج خواهد گذاشت، آیا هنوز هم ماندن در عراق را ترجیح میدهید. آیا هنوزمنتظر یک راه حل دیگری هستید؟ آیا منتظر این هستید تا مابقی نفرات در کمپ لیبرتی هم مثل این ۱۰۰ نفر کشته و زخمی و به اسارت در بیایند
آخرین وضعیت پادگان اشرف
هنوز نزدیک به پنجاه نفر دیگر از اعضاء مجاهدین خلق در پادگان اشرف به سر می بردند. آنها باید خیلی قبل تر بر اساس توافق نامه سازمان ملل و دولت عراق در سال ۲۰۱۱ میلادی به کمپ لیبرتی منتقل می شدند. اما رهبران فرقه با انتقال این افراد که عموما از فرماندهان و اعضاء ارشد بودند مخالفت کردند. دلیل این کار فروش اموال این گروه در داخل پادگان اشرف اعلام شد.
رجوی در بزنگاه ماندن یا رفتن
به نظر میرسد رجوی باید یکبار دیگر سوای این که تمام نیروهایش از این به بعد جانشان بیشتر از گذشته در خطر قرار خواهد گرفت، روی استراتژی خود تجدید نظر کلی را در نظر بگیرد. آیا نگهداشتن پر ریسک نیروها در عراق به قیمت سرنگونی، واقعی خواهد بود و یا صرفا یک توهم و سراب.
حرف دل خانواده ها و جداشدگان از فرقه رجوی
این خانواده ها می گویند درگذشته وقتی آنها می دیدند در کوچه و خیابان شهرشان توسط فرقه رجوی آدم کشی می شد – ترور و قتل عام می شد و بدتر از همه آنها در زمان جنگ توسط جاسوسی این فرقه – عراق بر سر مردم ایران توپ و موشک می زد این خانواده چون فرزندشان در تشکیلات تروریستی رجوی بوده خود را مجرم و محکوم و مدیون ایرانیان می دیدند و از خجالت و تناقض نمی توانستند خود را ایرانی و جز جامعه ایران بدانند