فرقه رجوی و سیاست توجیه کشتار مردم مصر
ارگان تبلیغاتی و دروغ پرداز رجویها در بخش خبری روز پنجشنبه مورخه 27/5/92 خود تنها به انعکاس اخبار این سرکوب وحشیانه که از سوی خبرگزاریها به شبح مرگ بر مصر به چهارشنبه خونین معروف شده از سوی سخنگوی نظامی مصر اقدام نمود که این خود بار دیگراثبات گر این موضوع است که این فرقه کوچکترین اعتقادی به اصل دموکراسی و حق اعتراضهای مسالمت آمیزمردمی ندارد
فرقه رجوی ونبش قبر یک مرده سیاسی
خود آقای هزارخانی می داند که درطی چند دیداری که داشته همیشه تحت کنترل شدید مسئولین و مامورین امنیتی رجوی بوده و هیچگاه در یک مکان خلوت باهیچ یک از اعضا دیداری نداشته است و به هنگام بازدید وی با هریک ازاعضای به اصطلاح شورا تمامی اعضا ازدادن نوشته یا هدیه منع شده بودند.
فلاکت فرقه رجوی در قبال افشاگریهای هوادران سابق
فرقه رجوی که با افشاگری های پی درپی هواداران سابق روبرو است.این بار افشاگری های ایرج مصداقی آنقدر به نقطه مهمی برخورد کرده است، که پس از استعفاء روحانی و قصیم دنبال این است که به هر صورت چهره لجن مال شده رهبر فرقه (مسعود) را آب و جارویی کند.معلوم نیست معلوم الحال دیگری به نام صادق سیستانی را ازکدام سوراخ موشی بیرون آورده است که با یاد آوری خاطرات زندان، به اصطلاح جوابیه ای برای بی آبرویی رجوی دست و پا کرده است.
همه گوهران بی بدیل مریم برید گم شوید!
مسعود رجوی در آخرین روز های ماه مبارک رمضان با سوءاستفاده کردن از احساسات و عواطف نیروهای به جا مانده در عراق در شب قدر با ارسال یک شوی مشمئز کننده ویدئویی به همه نیروهایی که در عراق ودر لیبرتی محصور شده اند گفته که همه بروید گم شوید اگر برای من ۱۰۰۰ نفر بمانند کافی است و گفته که تا به امروزهرکس که پا از عراق بیرون گذاشته است بر ما بوده است و نه ازما وهمه وهمه مزدور و خائن از کار درآمده اند.
نقدی بر مصاحبه منوچهر هزارخانی (در دفاع از رهبری مجاهدین)
آیا پرسیدن این سوآلات که حق ما اعضای پیشین این فرقه می باشد انداختن بار تاریخ به دوش ایشان است؟ کدام بار تاریخ؟ او رهبر ما بوده است و باید خیانتها و جنایتهای خود را پاسخگو باشد. بار تاریخی ندارد بلکه بار ۳۲ سال گذشته است که ما همراه او بودیم و جان و جسم خود را در اختیار او گذاشتیم تا در راهی خرج کند که از نظر ما درست می آمد. راهی که عکس آنرا طی کرد و حالا آنرا خیانت می دانیم و او را پاسخگو می دانیم.
پیشرفت و ترقی ایران و ایرانی، خاری در چشم رجوی
جست و خیز ابلهانه فرقه رجوی شاید جای کمی تامل و درنگ داشته باشد. که، چرا باید این موضوعات آنقدر برایش مهم باشد که تمام تبلیغات خود را به این صورت روی منافع ملی ایران و ایرانی، که رسیدن به مراتب بالای علم و فناوری در همه جهات است، متمرکز نماید.مگر نه این است که، پیشرفت و ترقی علمی در ایران و رسیدن به علوم جدید روز دنیا، باعث پیشرفت و ترقی جایگاه ایران و ایرانی در کل جهان خواهد بود.
داستان همیاری مجاهدین خلق و سابقه امر
اولین برنامه همیاری در ماه اوت سال ۲۰۰۳ یعنی قریب به دو ماه پس از این دستگیریها بود. آنها می خواستند به این ترتیب نشان دهند که این «هموطنان هستند که به ما کمک مالی می کنند» رقم نجومی این کمکها هم واقعا مسخره است. آمار کمکهای مردمی هم مثل آمار شرکت کنندگان در جلسه ویلپنت است.
همیاری؛ کاسه گدایی مجاهدین
مجاهدین برای مشروعیت بخشیدن به جیره خواری خود و مواجب بگیری از آمریکا و برخی دول غربی، سالانه یک یا چند بار بنا به مقتضیات خود کاسه گدایی خویش را بنام همیاری بسمت مردم ایران دراز میکنند و هر ساله مردم ایران بجای کمک، پیشینه و پرونده خیانت بار آنها را در تخت سینه شان میگذارند و برای تبلیغشان پشیزی ارزش قائل نیستند.
چرا فرهنگ لمپنیزم درون سازمان مجاهدین خلق رایج شد و رشد کرد
این حرکات و عمل یعنی فحش دادن به نفرات که می خواست از فرقه جدا بشود به نشست های شخص مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو هم کشیده شد، به هیچ وجه آنها از این عمل ممانعت به عمل نیاوردند. در سال ۱۳۸۰ در نشست های طعمه عباس موسوی سوژه شده بود در مقابل مسعود رجوی و مریم قجر آن قدر وی را تحت فشار قرار دادندتا فحش بدهد شاخص انقلاب وی شده بود
گفتگوی با محمدرضا روحانی در مورد نتایج استعفا از شورای ملی مقاومت
یکی از نتایج استعفا تبدیل مرض بود به تمارض. برداشتن فیلمها و نوشتهها از یوتیوب. القاب و عناوین مبالغه آمیز، حقوقدان برجسته، مبارز قدیمی، مدافع مجاهدین، وکیل آزادیخواه و «شما که همیشه مدافع امنیت و حقوق و حفاظت اشرف بودهاید» از نامه ۱۲ اردیبهشت ۸۹ خانم رجوی خطاب به «جناب آقای روحانی عضو محترم شورای ملی مقاومت» را سلب کردند.
مسعود رجوی همچنان اعضای ناراضی را تهدید می کند
اخیرا موضوع جدایی افراد ناراضی از فرقه مجاهدین در کمپ های لیبرتی و آلبانی مسعود رجوی را در بن بست واقعی و همچنین به هم ریختگی روانی قرار داده است تا جاییکه مجبور به تهدید و دشنام و … اعضای ناراضی مستقر در لیبرتی و آلبانی کرده است. در همین ارتباط دوباره افراد را مجبور به توبه نامه نویسی کرده و با بدترین کلمات افراد ناراضی در درون فرقه را مورد حمله قرار داده است.
شورای ملی مقاومت! شورای ضد ایرانی
مسعود رجوی در سه دهه گذشته شورا را هر چه بیشتر یک دست کرده و با اعمال غیر دمکراتیک خود باعث شد که افرادی که به نوعی ادعای مستقل بودن می کردند و یا حتی در درون شورا به نوعی ساز مخالف سر می دادند و یا نظر منتقدانه ای داشتند از درون شورا حذف یا با برقراری مستمری برای افراد غیر مجاهد در درون شورا به نوعی آنان را سرسپرده و مجیز گوی سازمان مجاهدین و در راس آن مسعود و مریم رجوی کردند.