نگاهی کلی تر به علم شنگه هابیلیان
آقایانی که اینچنین از دیدار خانم هشترودی با نمایندگان کانون هابیلیان، ترسیده، رنجیده و دردشان گرفته است و اینگونه در رابطه با ملاقاتی که از کم و کیف آن اطلاعی ندارند و بر اساس خبری که از جانب هابیلیان منتشر گردید، بدون آن که از ایشان توضیحی بخواهند و یا اجازه دهند وی جریان ملاقاتش را بازگو کند، به خوبی نشان دادند که از همان روز اول با جمهوری اسلامی و مردم ایران چه دعوایی داشته اند و تا چه اندازه به دمکراسی قائل هستند.
تازهترین سند منتشر شده از کردکشی مجاهدین
سایت سیانان عربی در تاریخ 23 ژانویه 2007 جزییاتی از جلسهی 35 دادگاه انفال را از بغداد گزارش نموده که طی آن بهطور صریح به موضوع دستور”علی حسن المجید” به مجاهدین خلق برای تحت پیگرد و هدف قراردادن کردها در داخل خاک ایران اشاره گردیده است. در گزارش سیانان آمده است: « دادگاه عراقی ویژهی ماجرای انفال روز سهشنبه سی و پنجمین جلسهی خود را برگزار کرد و این دومین جلسهای است که بدون حضور رییسجمهور معدوم عراق، صدام حسین برگزار میگردد. وی در تاریخ 30 دسامبر گذشته به دار مجازات آویخته شد.
اعمال زور در پوش آرمان گرایی
در جای که اعمال زور، آرمان فردی تلقی می شود وفرد ارزشمندی خویش را با زورمندی اندازه می گیرد، و یا عملیات زورمندانه گروهی ممکن است آرمان فرهنگی ملتها یا گروههای اجتماعی جلو داده و مبارزه هدف می شود. تمامی تصورهایی که بنابر آنها بزرگترین رویداد زندگی یک مرد، مرگ در میدان جنگ شمرده می شود و تصور اینکه اعمال زور بیانگر شهامت و مردانگی و در خور تقدیر است و جنگ بزرگترین ترجمان حیات یک گروه میشود. البته این امکان وجود دارد که با وجود عدم انطباق این تصور با نیازهای خود انسان باز در راه تحقق آن کوشش کند.
منزلت هنرمند در دستگاه ارزشی سازمان مجاهدین
ظاهرا پاسخ کوتاه خانم الهه به مقاله شهره فرهودی (مقاله”و بدین سان است که کسی میمیرد و کسی می ماند” سایت کانون هنرمندان در تبعید وابسته به مجاهدین، درباره خروج خانم فریبا هشترودی) ایشان را سخت عصبانی و برآشفته کرده است. در این مقاله خانم فرهودی در یک فقره تصفیه حساب انقلابی با خانم فریبا هشترودی بی مناسبت و بی بهانه پای خانم الهه عضو جداشده شورای ملی مقاومت را پیش می کشد و به این بهانه خانم الهه را بی سواد و فاقد درک انقلابی معرفی می کند و اظهار تاسف می کند از این که از الهه توقعی نبوده اما از خانم هشترودی چرا و به همین دلیل هم تا توانسته ایشان را نوازش کرده است
نتیجهی تبلیغات وارونهی باند رجوی
45 روز از صدور رأی دادگاه بدوی اروپا برای رفع مسدودی اموال و حسابهای مجاهدین در اتحادیهی اروپا گذشت! حکمی که تاکنون با مناقشات زیادی از لحاظ میزان شمولیت در کشورهای عضو این اتحادیه و آثاری که میتواند در وضعیت سیاسی مجاهدین باقی بگذارد، توأم بوده است. مجاهدین تلاش کردند تا با بسترسازی بر مبنای این رأی، راهی برای تحمیل خود بر کشورهای اروپایی باز کنند و با تردستی، ارتباطی بین رأی صادره با لیست گروههای تروریستی برقرار سازند و از این رهگذر، بهزعم خود باعث تجدیدنظر در قرارگیری نام این گروه در لیست گروههای تروریستی اتحادیهی اروپا شوند.
دشمن ایران، جاده صاف کن های امریکا
این روزها دار و دسته رجوی آن چنان به خیانت و جاسوسی بر علیه ایران مشغولند که فرصت سر خاراندن و لحظه ای آرام وقرار ندارند. بی صبرانه به تحریک و فتنه انگیزی مشغولند تا زمینه تحریم وتهاجم امریکا به ایران را فراهم کنند، عجیب است، جماعتی که برای به خاک وخون کشیدن مردم ایران این همه عجله بخرج می دهند، خود را طرفدار، حامی و مدافع خلق ایران می نامند! بی آنکه بفهمند و واقعیت انحراف ودشمنی اشان را با مردم ایران بپذیرند و این حقیقت را قبول کنند که خودشان نوکر صهیونیسم و جاده صاف کن امپریالیسم تشریف دارند ودر رذالت وخیانتشان به میهن ومردم ایران جای شک و تردیدی نیست
آخرین تمهید باند رجوی برای فرار از اخراج
به موازات آنکه جرج بوش بهجای حل عوامل ریشهای بحران عراق، با گسترش سیاستهای جنگطلبانهاش، سعی دارد تا ایران را عامل ناکامی و شکستهای ارتش امریکا در عراق معرفی کند، گروههای تروریستی و ارهابیون از رهگذر این سیاست تلاش دارند تا به خواستههای خود دست یابند و کسانی که تا زمان حیات صدام خواهان خروج نیروهای امریکایی از عراق بودند، اکنون رسماً از سیاستهای جدید بوش مبنی بر ادامهی اشغالگری و خشونت و افزایش تعداد نظامیان امریکا در این کشور حمایت میکنند.
نفاق بوش، مجاهدین خلق
آیا کسانی که در قدرت هستند هیچ درسی از تاریخ نمیگیرند؟ آیا پرزیدنت بوش از همراه کردن غریزهی درونی خود با شر راضی است؟ آیا ایالات متحده میتواند بار دیگر بهواسطهی عبارت معروف”دشمنِ دشمنم، دوست من است” با آدمهای واقعاً بد معامله کند؟ همانگونه که قبلا گفته شد، دولت بوش قویاً معتقد است که”ایالات متحده با چالشی بزرگتر از چالش ایران مواجه نخواهد شد”. بنابراین دولت بوش با هدایت وزیر خارجهی وقت، دونالد رامسفلد، با سازمانی تروریستی وارد مذاکره شد که با اسامی متعددی خود را معرفی میکند
آنچه به پشیزی نمی ارزد
گروه تروریستی مجاهدین در برابر سخنان نرمخویانه و انساندوستانهی سخنگوی دولت عراق که خواستار گفتوگوی رو در رو و خصوصی با اعضای محصور در اردوگاه اشرف شده، بهشدت واکنش نشان داد و از زبان وکلای خود، وی را تهدید به شکایت و تحت تعقیب قرار دادن کرد. پیش از این نیز مجاهدین از طریق آقای”هانزلین”، بهقصد مرعوب ساختن سفیر عراق در ایران، وی را به پیگرد حقوقی اظهاراتش تهدید کرده بودند، اما هنگامی که وی این چنین مواضعی را بیاهمیت و فاقد وجاهت قانونی خواند و بر مواضع خود و دولت متبوعش پافشاری کرد، عملاً معلوم شد که اینگونه شاخ و شانه کشیدنها برای دولتمردان عراق کاملاً بیاعتبار و بیاهمیت بوده و هدف مجاهدین از طرح چنین تهدیداتی صرفاً شیوهای روانی برای مرعوب ساختن مسؤولین عراقی است که مابهازای خارجی ندارد و به پشیزی نمیارزد.
توضیحات آن سینگلتون و گوردون کورارا در مورد مجاهدین خلق
رادیو بی بی سی سرویس جهانی امروز در برنامه ای در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران و باقی مانده افراد گرفتار در بازداشتگاه اشرف برنامه ای تهیه نمود. خانم سینگلتون از ایران اینترلینک بعنوان کسی که وضعیت فرقه را از نزدیک مشاهده نموده و آقای گوردون کورارا خبرنگار مسائل امنیتی خبرگزاری بی بی سی بعنوان متخصص مسائل مربوط به تروریسم توضیحاتی در مورد تاریخچه، وضعیت داخلی و بین المللی این فرقه را ارائه دادند.
ضربه کاری بود و دردناک
ضربه آنچنان کاری بود و دردناک که به محمدرضا روحانی هم که چیزی جز مجیزگویی بلد نیست، جرأت داد تا از مجاهدین بهدلیل آنچه او”مماشات با هشترودی” خوانده انتقاد کند! شاید برخی”جنگ روانی” روز اول خزایی را باور کرده بودند:”کسی نبود و به اعتبار مجاهدین صاحب نام شد”. ولی اعترافات هزارخانی که بیرودربایستی ضربه را دردناک دانست، پرده از ریا و تزویر دار و دستهی رجوی برداشت. اما چرا آقایان و ایضاً خانمهای غیرمحترم اینگونه دست از دهان برداشته و چاک دهان را گشودهاند و هر ناشایستی را با ذکر سه نقطه به ایشان روا داشتهاند؟
آخرین ریزش نیرودر شورای ملی مقاومت
آرزوها و امیدهای همه این بود که شورای ملی مقاومت جوهر کلامی است که برای برون رفت از هر تضادی باید به آن متوسل شد. در بین ما ایرانیان مشکلاتی که وجود دارد، این است که چرا شوراها، تشکل ها و احزاب ما هر کدام بعد از رونق اولیه خیلی زود به رکود و کدورت و انحلال کشیده می شوند و پایان خوبی ندارند و تاثیر نامطلوبی در ذهن مردم از خود بجا می گذارند. چه در شوراهایی نظیر شوراهای شهر که چند هفته قبل انتخابات آن در ایران به نمایش گذاشته شد وچه در جریانهای مخالف رژیم حاکم.