نگاهی کلی تر به علم شنگه هابیلیان

آقایانی که اینچنین از دیدار خانم هشترودی با نمایندگان کانون هابیلیان، ترسیده، رنجیده و دردشان گرفته است و اینگونه در رابطه با ملاقاتی که از کم و کیف آن اطلاعی ندارند و بر اساس خبری که از جانب هابیلیان منتشر گردید، بدون آن که از ایشان توضیحی بخواهند و یا اجازه دهند وی جریان ملاقاتش را بازگو کند، به خوبی نشان دادند که از همان روز اول با جمهوری اسلامی و مردم ایران چه دعوایی داشته اند و تا چه اندازه به دمکراسی قائل هستند.

… اما جای سئوال دارد، آنان که خیلی از بالا بالاها که دست عوام الناس به آن نمی رسد، به مسائل نگاه کلی می اندازند، چرا هابیلیان را فقط یک ان جی او می دانند که دعویش، رعایت نشدن دمکراسی درون روابط گروه تروریستی مجاهدین است؟

چرا این واقعیت شفاف و روشن را نمی بینند که فرزندان کسانی که پدرانشان به دست جوخه های ترور "شورای ملی مقاومت" و " مجاهدین خلق " و " ارتش آزادیبخش " به قتل رسیده اند، اکنون بزرگ شده اند و ابتدایی ترین حق خود و خانواده خود را طلب می کنند؟

کسانی که در دعوای اسلام خواهی یا دمکرات نمایی نقشی نداشته اند و در آن زمان بزرگترینشان 14 – 15 سال سن داشته اند؟

آقایانی که اینقدر مسائل را توطئه آمیز می بینند که بوی جنگ روانی در تهران را از قلب استراحتگاهشان در فرانسه استشمام می کنند، ممکن است تشریح بفرمایند که آیا ابتدا تروریسم بود و آن موجد جنگ روانی گردید، یا جنگ روانی علیه ملت ایران بود که آنان را به ورطه تروریسمی کشاند که امروز حتی از یادآوری آن ابا دارند؟

و گر نه سخن گفتن در باره حادث یا قدیم بودن جاه طلبیهای ارضاء نشده که در خیال، رؤیای به دست آوردن سه شبه حاکمیت را می پروراند نخواهد توانست درد جانکاه جدا شدن خانم هشترودی را درمان کند و بیش از لافی در غربت نیست!

وانگهی نکند که 12000 مقتول، از پیر و جوان و زن و کودک یکساله تا حکومتی و کاسب و پاسدار و مکانیک و بنگاهی، همه گوشه هایی از یک جنگ روانی و از جمله ایرادات اختراعی علیه مجاهدین است و نکند این بار نیز مانند همیشه که مردم ایران به نادانی و عدم درک رفتار به غایت انقلابی آقایان می شوند،بیهوده گمان می برند که این افراد به خون خویش غلطیده اند؟!

جهت اطلاع آقایان نان به نرخ روز خور مجاهد و شورایی که یک روز علم شنگه مبارزه ضد امپریالیتسی براه می انداختند و یک روز فریاد واسلام انقلابی شان گوش فلک را کر کرده بود و روزی را هم مانند امروز خط سرخ برای یکدیگر رسم می کنید و از بچه های بی پناه مردم،که سالها است از پول خون آنها ارتزاق می کنید، سپر دفاع برای سیاستها و نظامیان آمریکا در عراق ساخته اید، باید گفته شود که در صافی صداقت هابیلیان همین بس که آمار و ارقام جنایاتتان که روزی بر حسب جنگ روانی 180 هزار کشته و 200 هزار زخمی و میلیاردها تومان خسارت اعلام کرده بودید، به آمار واقعی کشتار و قتل عام 12 هزار تن تقلیل داد.

آری علم شنگه هابیلیان در یک نگاه کلی، بیان مظلومیت 12 هزار انسان است که قربانی جاه طلبیتهای ارضاء نشده چند جوان ماجراجو شدند و اکنون هنگام آن است که تاوان آن را پس دهند و از نگاه ما هیچ تاوانی برتر و بهتر از برچیده شدن بساط چنین تشکیلات جنایتکار و رهایی افراد در بند آن نیست و از همین رو است که به خانم هشترودی خیر مقدم گفتیم.

کانون هابیلیان، بیست و هشتم ژانویه 2007

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن