سه شنبه, ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵
نامه شماره هفت ابراهیم خدابنده مرداد ۱۳۸۵ 09 مهر 1385

نامه شماره هفت ابراهیم خدابنده مرداد ۱۳۸۵

نامه شماره 7 به دکتر مسعود بنی صدرمرداد 1385 مسعود جان سلام،ششمین نامه ات به دستم رسید. نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و آنرا بلند برای هم اتاقی هایم نخوانم و هنگام خواندن نامه هم البته صدایم کاملا میلرزید. تمامی نامه گویی از دل و ضمیر خودم برخواسته بود و انگار یک نفر توانسته بود […]

کودکان جنگجو (قسمت دوم) 09 مهر 1385

کودکان جنگجو (قسمت دوم)

کودکان جنگجو (قسمت دوم)نشنال پست کانادا، سی ام سپتامبر 2006از دست دادن پسرریچموند هیل- محمد محمدی، بیقرار و افسرده، با این که خیلی جوان است مانند کسی به نظر میرسد که سختیهای زیادی را پشت سر گذاشته. پنج سال در یک اردوگاه چریکی در عراق با هر کسی همین کار را میکند.در 16 سالگی، محمد […]

پاسخ به نامه شماره هفت ابراهیم خدابنده شهریور ۱۳۸۵ 09 مهر 1385

پاسخ به نامه شماره هفت ابراهیم خدابنده شهریور ۱۳۸۵

ابراهیم عزیز سلامبشکر خدا بالاخره آتش بس در جنگ بین حزب الله و اسرائیل برقرار شد و به نظر میرسد که فعلا برقرار است. درباره یدالله نوشته بودی، بفکر فرو رفتم که براستی چند نفر از یدالله ها در سازمان بافی مانده اند؟ شاید نه چندان، و آنها که مانده اند در چه حال و […]

ابعاد دیگری از چهره ‎ی سیاه باند رجوی 09 مهر 1385

ابعاد دیگری از چهره ‎ی سیاه باند رجوی

ابعاد دیگری از چهره ‎ی سیاه باند رجوی ایران‎دیدبانسال‎ها است که اعضای گروه تروریستی مجاهدین، بنا بر رهنمود رهبران این گروه با استفاده از فضاهای موجود در کشورهای غربی و با روش‎های شیادانه، امکاناتی را برای رفع نیازهای این گروه تعبیه کرده و می‎کنند که برخلاف قوانین این کشورها و موازین اخلاقی و انسانی است […]

نامه شماره هشت ابراهیم خدابنده شهریور ۱۳۸۵ 09 مهر 1385

نامه شماره هشت ابراهیم خدابنده شهریور ۱۳۸۵

نامه شماره 8 به دکتر مسعود بنی صدر5 شهریور 85 مسعود جان سلامهفتمین نامه ترا دریافت کردم و طبق معمول خیلی خوشحال شدم. باید اذعان نمایم که از محتوای نامه ات خیلی استفاده کردم و مرا کاملا به فکر فرو برد. ابتدا میخواهم به سراغ پاراگراف آخر نامه ات بروم که خواسته بودی نامه ها […]

پیکار در ژنو 09 مهر 1385

پیکار در ژنو

پیکار در ژنو مهدی خوشحال شهر زیبا و ساحلی ژنو در هفته های اخیر شاهد پیکار دو گروه از ایرانیان بود. ژنو در اصل یک شهر آرام و مرکز امنیت در جهان است، بدین سبب که به خاطر داشتن فرهنگ و تمدن دیرینه، ثروت های زیادی از ملل جهان را در خود جای داده و […]

پاسخ به نامه شماره هشت ابراهیم خدابنده شهریور ۱۳۸۵ 09 مهر 1385

پاسخ به نامه شماره هشت ابراهیم خدابنده شهریور ۱۳۸۵

ابراهیم عزیز سلام:چند روز قبل صدای گرم و دوستانه ترا از دور شنیدم و از شنیدن آن همانند سالیان بسیار دور که روزانه یکدیگر را در محل تجمع دانشگاه میدیدیم، خیلی خوشحال شدم.طبعا از دوران عضویت در درون سازمان اسمی نمیبرم چرا که در درون سازمان افراد با یکدیگر آشنای غریبه هستند. آشنا هستند چرا […]

نامه شماره یک ابراهیم خدابنده اردیبهشت ۱۳۸۵ 09 مهر 1385

نامه شماره یک ابراهیم خدابنده اردیبهشت ۱۳۸۵

به: دکتر مسعود بنی صدرانگلستان، لندناز: ابراهیم خدابندهایران – تهران تاریخ: اردیبهشت 1385 مسعود جان سلام، امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشی. اخیرا نسخه فارسی کتاب خاطراتت به دستم رسید که شروع به خواندن مجدد آن کردم. حدود دو سال پیش نسخه انگلیسی آنرا توانستم بدست آورده و مطالعه کنم. به نظرم رسید بد […]

نامه شماره نهم ابراهیم خدابنده شهریور ۱۳۸۵ 09 مهر 1385

نامه شماره نهم ابراهیم خدابنده شهریور ۱۳۸۵

نامه شماره 9 به دکتر مسعود بنی صدریکشنبه 26 شهریور 1385 مسعود جان سلامنامه شماره 8 تو را روز یکشنبه 19 شهریور 1385 دریافت کردم و مثل همیشه خیلی خوشحال شدم و بلافاصله آنرا چند بار خواندم. اول میخواهم به سراغ قسمت آخر نامه ات بروم که نوشته بودی وارد بحث هایی شدی که مناسب […]

پاسخ به نامه شماره یک ابراهیم خدابنده اردیبهشت ۱۳۸۵ 09 مهر 1385

پاسخ به نامه شماره یک ابراهیم خدابنده اردیبهشت ۱۳۸۵

دوست مهربان: ابراهیم عزیز:سلام، فکر میکنم آخرین باری که بعنوان یک دوست با تو صحبت کردم حدود بیست و چهار سال قبل بود. نمیدانم آنرا به یاد میآوری یا نه؟ داستان را به طور مفصل در اصل کتاب نوشته ام. تو به همراه موسی نامی به خانه ما آمده بودی تا جریان سعادتی را حل […]

پاسخ به نامه شماره نهم ابراهیم خدابنده مهر ۱۳۸۵ 09 مهر 1385

پاسخ به نامه شماره نهم ابراهیم خدابنده مهر ۱۳۸۵

دوست عزیز، ابراهیمنامه شماره نه تو را امروز دریافت کردم و همچون همیشه از دریافت آن بسیار خوشحال شدم. قبل از هر چیز باید بگویم از متن آن کمی متعجب شدم ، چرا که بیش از هر چیز منتظرنظرات تو درباره مطالب مطرح شده در نامه گذشته ام بودم، در حالیکه تو در این نامه […]

نامه شماره دو ابراهیم خدابنده. اردیبهشت ۱۳۸۵ 09 مهر 1385

نامه شماره دو ابراهیم خدابنده. اردیبهشت ۱۳۸۵

تهران – 27 اردیبهشت 1385 مسعود جان سلامامیدوارم خوب و خوش و سالم باشی. نامه ات به دستم رسید که بی اندازه خوشحال شدم. فکر نمیکردم به این زودی جوابی دریافت کنم. نامه ات را چندین بار خواندم و از ته دل آرزو کردم که بزودی زود از نزدیک ببینمت و با هم حسابی صحبت […]

blank
blank
blank