آقای خزایی از کدام رهبری فرقه حرف می زنید؟
فرد معلوم الحالی به نام خزائی در کافه های نوردیک دست به قلم شده تا اندر مزایای رهبری رجوی زن باره و به اصطلاح مقاومت و بریدن از خانواده و فسیل شده های خارج از کشور و بین زمین و هوا قرار داشتن اعضای فرقه در عراق حرف بزند. البته سعی می کنیم به گوشه ای از اراجیف او بپردازیم تا کاملا معلوم شود که او تا کجا در دشمنی با مردم ایران با رجوی جنایتکار همکاسه می باشد. نویسنده مقاله به رسم همیشگی باز هم سری به گروه های مقاومت در زمان هیتلر زده و می خواهد با استفاده از نام آنان وجه ای برای رجوی جنایت کار بخرد و به همین سبب همیشه سعی می کند از نام آن مبارزان استفاده نماید.
چرا ساکنین لیبرتی در حضور خانواده ها صورت خود را می پوشانند؟
واضح و مبرهن است زیرا او خود می داند که به زودی از این قفس رهایی یافته و به دنیای آزاد پا می گذارد و زمانی که خود را آزاد دید مطمناً این صحنه ها را تماشا خواهد کرد، آنوقت است که با صورت پنهان دیگر شرمنده وجدان خود و خانواده اش نخواهد بود زیرا کسی او را نمی شناسد. ولی آیا انسان می تواند از خودش فرار کند و خودش را نفی کند؟ مسلما خیر، اگر صورتش باز باشد تصویرش انعکاس جهانی خواهد داشت چه از طریق ماهواره های کذایی خودشان و چه از طریق فیلم هایی که خانواده ها می گیرند. بالاخره تا ابد که آنجا نمی ماند او میداند که عمر سازمان رو به پایان است
این دیگران، چه کسی جز مسعود رجوی خودشیفته و دیکتاتور است؟!
آنها که بنوعی مانده وبه عراق واروپا رفتند، اگر به زندگی مستقل روی نیآورده ودرصفوف سازمان جای گرفتند، دچار اسارت فکری وذهنی رجوی شدند و او با انقلاب ایدئولوژیکی 7 بندی خود (تو بخوان حقه بازی هفتگانه) این بقایای مجاهدین را درخود ومریم جذب کرد، مفلوک وبیسواد وبندی اش نمود و لااقل درداخل تشکیلات آنها را به آدم آهنی های با مغز فسیل شده تبدیل کرد!
پاچه خواری ابریشمچی از مسعود رجوی
چند روز پیش مهدی ابریشمچی گماشته و چاپلوس رجوی در مصاحبه ای در سیمای رجوی به تعریف و تمجید از مسعود بر آمده بود. نکته اول را باید به این مردک هزار چهره و بی عاطفه گفت که تو هم در جرم و جنایت علیه مردم ایران دست کمی از رئیس خود یعنی همان مسعود نداری و در تمام جلسات و کارهای پشت پرده رجوی در خیانت کردن شریک هستی وهم چنین در شکنجه و فشارهای روحی بر افراد در بند و اسیر در تشکیلات.تو اگر غیرت داشتی که همسرت را دو دستی تقدیم رجوی شیاد نمی کردی.درست است در بده وبستان یکی دادی یکی بهترشو گرفتی الحق که رنگ و بویی از انسانیت نداری.
رجوی و ترس بزرگ از حضور خانواده ها
این تصاویر و خواسته مادران و پدران دردمند دل هر انسانی را آتش می زند اما افسوس از بی رحمی و سنگ دلی رجوی و فرقه ضاله اش چقدر ترس و واهمه از حضور سبز خانواده دارد و چه لرزه ای بر اندام رجوی خائن انداخته اند که حاضر نمی شود تن به این خواسته بر حق دهد آری رجوی جانی خوب می داند حضور خانواده ارکان پوسیده را از هم متلاشی می کند و خواب و خوراک را از سران این فرقه می رباید
کاظم مصطفوی وماه کنعانی اش، مسعود رجوی!
برای کاظم مصطفوی این ارزش ها که من نقدش کردم مهم نبوده ویاغیر قابل درک وبعدا فهمیده که با چه رهبر عظیم الشانی طرف حساب است:” اما واقعیت این است که هیچگاه نمیتوانستیم این ارزشهای والا و انسانی را تا حد یک مقوله مشخص ایدئولوژیک بالغ کنیم. و تنها بعد از سال64 و انقلابی که خواهر مریم پرچمداریش را بهعهده گرفت بود که ما نیز این سعادت را یافتیم که در مداری قرار بگیریم که «ماه کنعانی»مان را بیشتر و بهتر بشناسیم”.
فرزاد مددزاده و میانه روی فرقه ی رجوی!
مگر طلاق دادن وگرفتن اجباری همسران، یک کار میانه روانه نیست که باند رجوی انجامش داده تا اختلاف بین زن وشوهر را برای همیشه ازبین ببرد؟؟!! کشیدن کاربردگی ازاعضای سازمان و ندادن فرصت اندیشیدن به آنها، چیزی جز میانه روی هست؟! یعنی مخالفین نظر مددزاده میخواهند این افراد به کار فکری پرداخته و زودتر سکته کنند. درحالی که باکار جسمی ورزیده تر، سالمتر و البته برنزه تر هم میشوند وعمر طولانی بدست میآورند؟؟!!
سرانجام مسعود رجوی با خانواده قربانیان در لیبرتی عراق چه خواهد کرد؟
این فشار بحدی بود که در طول سال دو پسرخاله ایی که همانجا داشتم که در چند صد متری خودم بودند ولی اجازه دیدن آنها را نداشتم و هر کدام می ترسیدیم که بگوییم می خواهیم دوست، همشهری یا فامیل خودمان را ببینیم. در واقع احساس وعاطفه در درون هر کسی مرده بود، یا بهتر بگویم ذره ذره میکشتند. گاها حتی افرادی بودند سال ها در یک فاصله ۲۰۰ الی ۳۰۰ متری از یکدیگر بودند، ولی نمی توانستند همدیگر را ببینند.
سفرنامه رنج و دلتنگی
فریادهای گوشخراش همراهان به آسمان بلند می شود هر کس عزیزی را صدا می زند. ای آسمان دستانم را بگیر و مرا بالا ببر، با باور از دیوار های سیمانی فاصله تا شاید پس از ۱۳ سال دوری و دلتنگی برادران رشید و زیبایم را ببینم. ای آسمان فریاد هایم را به گوش خدا برسان و بگو که من بالیدن و مرد شدن برادرانم را ندیدم و سران کثیف فرقه ی رجوی سالهای عمر و جوانی برادرانم را ربودند.
حمایت جدا شدگان فرقۀ رجوی در اروپا از تحصن خانواده های دردمند جلوی لیبرتی
رجوی یک شخص کاملا زبون وترسو و بزدل است که نه به فکر جان اسیران است و نه به فکر ایران و ایرانی. او در یک توهم ابلهانه بسر می برد وگمان می کند که با گروگان گرفتن بچه های شما می تواند چند صباحی بیشتر با در آوردن ادا و شکلک های میمونی مزدش را از اربابان عربش یعنی همان شیخ های مرتجع و هم چنیین جناح های جنگ طلب آمریکایی و لابیهای اسرائیلی اش وصول کند.
رجوی قصد کسب موقعیت حکومت بر کدام مردم را دارد؟
فرقه مجاهدین با این همه خیانت ها، جنایت ها، ترورها، مزدوری ها، جاسوسی ها و صدها اقدام بی شرمانه و پست دیگری که انجام داد و بخصوص سهم مهمش در ایجاد ابهامات علیه برنامه صلح آمیز هسته ای و متعاقب آن تشدید تحریم های ظالمانه علیه دولت و ملت ایران، امروز چگونه ادعای دفاع از خلق را دارد؟ آیا مگر نه اینکه خلق، همین ملت مورد هجوم وحشیانه ی رجوی هستند؟
خانواده های اسیران مقابل کمپ لیبرتی، وجدانهای بیدار بشری را به کمک فرا می خوانند
حضورخانواده های اسیران دربند درکنارکمپ لیبرتی وبیخ گوش رجوی درشرایطی صورت می گیرد که تلاش و فعالیت آنها برای رهایی عزیزان اسیرشان شکل و انسجام تازه ای بخود گرفته ودر قالب کمپین های رهایی درفاز و مدار بالاتری آزادی اسیران فرقه را درشکل راهبردی دردستورکارخود قرارداده اند.خانواده های اسیران با جمعبندی وکسب تجارب گذشته عزم خودرا جزم کرده اند تا به هرصورت با نمایندگان کمیساریا درعراق بخصوص با مسئول آن خانم جین هول لوت دیدارنمایند.