اطلاعیه انجمن ایران باستان در رابطه با آزادی شهاب حسینی
ما جدا شدگان و رها شدگان که تمام هست نیست ما طی دهه ها اسارت در اینفرقه توسط سیاستهای غلط و قدرت طلبی محض رهبران اینفرقه نابود شده است و خود سالیان در ان زندان مخوف (اشرف) بوده ایم حالا معنای آزادی خود و شهاب را بخوبی درک و احساس میکنیم
فعالیت های شبکه جاسوسی مجاهدین در آلمان
نوع دیگر جاسوسی مجاهدین در مورد ایرانیان آزاده بکار گیری افراد و خبرچین های سازمان درقالب روابط خانوادگی می باشد که این نوع هواداران که در حقیقت آنتن ویا خبر چین های سازمان می باشند درقالب روابط خانوادگی و مهمانی و پیک نیک به افراد مختلف نزدیک شده و مسایل خانوادگی آنان را بطور ریز برای سازمان گزارش می نمایند.
حیات یا ممات سازمان مجاهدین بعد از ۲۹ سال مزدوری
امروز که بعد از 29 سال مسیر طی شده را نگاه می کنیم، تاریخ این گروه برای همگان روشن شده ولی این طور به نظر می رسد که برای رهبران این فرقه هنوز یک سری مسائل مبهم است. به همین خاطر نیاز دانستم که اشاره ای داشته باشم به سو استفاده از جنگ ایران و عراق به عنوان ستون پنجم که باعث شد در زیر پرچم حزب بعث عراق برای خود محلی برای زندان نیروهای خود ایجاد کند که بازوی نظامی شورای ملی مقاومت باشد.
مجاهدین خلق در انکار
نگاه داشتن اعضاء در انزوا به رهبران اجازه می دهد که از مکانیسم انکار به عنوان وسیله شستشوی مغزی اعضاء استفاده کنند. از آنجایی که اعضای مجاهدین تنهـــــا در معرض اخبار محدود و فیلتر شده از سوی سران یا رسانه های خود سازمان قرار دارند، سران کمپ به سادگی قادر به تکذیب واقعیت های جهان بیرون و حوادث درحال رخداد، هستند و در عوض اکاذیب ساخته و پرداخته دستگاه تبلیغاتی خود را به ذهن افراد القاء می کند.
جنگ فرمانداران دروغین سراوان در اشرف
عبدالقادر که خواب فرماندار شدن را نمی دید از اینکه یکشبه به چنین مقام مهمی انتخاب شده در خلوت خود سراز پا نمی شناخت.فردا صبح عبدالقادر در سالن غذا خوری پذیرش در حالیکه تعدادی از همشهریهای بلوچش به دورش حلقه زده بودن با آب وتاب تعریف می کرد که از طرف برادر رضا مرادی به فرمانداری سراوان منصوب شده.در همین لحظه صدای نادر بلند شد که می گفت بیخود من فرماندار سراوان هستم ودیشب در نشست برادرسعید نقاش خودش به من گفت که بعد از پیروزی انقلاب فرماندارسراوان می شوم
دروغ گویی و فریب کاری رهبران سازمان مجاهدین
قبل از شروع جنگ رجوی دست بانو مریم و ستاد فرماندهی را گرفته و به فرانسه گریخته است!آری ستاد فرماندهی که بایستی در جنگ کنار نیروها باشد در فرانسه جا خوش کرده بود و ما که جگر گوشه مریم قجر بودیم! در پراکندگی و در آن بیابان برهوت عراق با کم بود صنفی و جیره بندی آب شرب و زیر بمباران هواپیماهای آمریکایی در خاک غلط می خوردیم. بانو مریم در قصر مجلل و امن خود در فرانسه زندگی نکبت بار خود را ادامه میداد و گاه گاهی برای ما پیام می فرستاد
خشونت و حسرت بدلی مجاهدین ایدئولوژیک است
گویا مجاهدین در مقابله با رها شدگان از این فرقه آنقدر احساس خفت و سرخوردگی میکنند که به هیچ طریق نمیتوانند جلوی خودشان را گرفته و چهره واقعی تاثیرات مغز شویی فرقه ای را نشان ندهند؛قبل تر دوست عزیزم محمد حسین سبحانی و بعد محمد کرمی و حالا برای چندمین بار به من حمله ور شدند ؛ من نسبت به حمله کنندگانم سرسوزنی احساس خشم و تنفر نداشته و ندارم وهرچه هست احساس ترحم است و بس.
روز مادر، روز فاطمه زهرا (س)، کمپ عراق جدید (سابقا اشرف)
فرزندان مارا با فریب ودروغ به این اسارتگاه کشیده اند حکومتی که این فریبکاران آن را دیکتاتوری مینامند به احترام مادر، اجازه دیدار مادران آمریکایی با فرزندان خود را که بجرم جاسوسی دستگیر شده اند داده و از آنان پذیرایی نمود، حال پاسخ سرکرده های اسارتگاه اشرف و حامیان آنان به شما خانواده هایی که ماه هاست درانتظار دیدار فرزندانتان در مقابل این اسارتگاه لحظه شماری میکنید چه بوده است، چرا طرفداران حقوق بشر ساکت اند.
خانم مریم رجوی بیانیه هایتان چقدر آب دارد؟
خانم مریم رجوی شوهرتان مسعود رجوی در جواب سؤالی در خصوص سرکوب کردهای عراقی، مسعود رجوی گفت ما نمی خواستیم آنها را سرکوب کنیم آنها راه ما را برای حمله به رژیم ایران بسته بودند و ما هم مجبور به برداشتن آنها از سر راه خود شدیم، این اعتراف نسنجیده بعدها از سیستم و استراتژی رجوی ها حذف شد
حامیان رجوی از کدام حقوق بشر حرف می زنند؟
آنچه ظاهرا در این میان فراموش شده توامان سرنوشت آن کسانی است که در برزخ رجوی هنوز گرفتار و دربندند و آن خانواده هایی که در اطراف قرارگاه اشرف و در گرمای طاقت فرسای بیابان های عراق روز و شب را تنها به امید دیدن و نجات فرزندان شان سپری می کنند. تصور اینکه گروهی پدر و مادر کهنسال و درمانده و پیر و فرتوت در چنان وضعیتی ماه ها در انتظار باشند، تصور دشوار و آزاردهنده ای است.
تهدید و توهین گماشتگان رجوی به آقای بهزاد علیشاهی
متأسفانه فرقۀ رجوی و به طور خاص خانم مریم عضدانلو که بشدت از افشاگریهای جداشدگان و تأثیر آن در تنفر عمومی مردم نسبت به خودشان گزیده شده و کینه به دل گرفته است، به هر وسیله ای متوسل می شود تا جداشده ها را سرکوب نماید. البته طی سالهای گذشته نمونه هایی از این موارد مشاهده شده که روز به روز شدت می گیرد.
بندبازی تبلیغاتی فرقه رجوی
کارشناسانی که در طی دهه های متمادی عملکرد فرقه تروریستی رجوی و عناصر وابسته به آن را زیر نظر گرفته و تحقیقات جامعی در مورد فرقه مذکور انجام داده اند و نتیجه آنرا هم بارها از تریبونهای مختلف و نشریات مختلف نوشتاری و الکترونیکی منتشر کرده اند بخوبی اذعان دارند که این فرقه فقط لفاظی میکند و همیشه در کمین اتفاقات سیاسی می نشیند تا از این اتفاقات به نفع خود استفاده کند.