کنفرانس خبری اعضاء جدا شده از مجاهدین در پاریس و سکوت مجاهدین
اما پیشاپیش دبیرخانه شورای ملی مقاومت از قول اعضاءو مسئول شورا در اطلاعیه ای که به تاریخ 30 مارس 2008 (یعنی 6 روز قبل از برگزاری کنفرانس خبری) در سایت همبستگی ملی (سایت رسمی و وابسته شورای ملی مقاومت و مجاهدین) انتشار یافت،مجموعه ای از اطلاعات غلط را روی رسانه های خود قرار داد که موجب سرافکندگی بیشر شورایی ها و سازمان مجاهدین شد.
اینجا اشرف است، غروبکده آرمان هزاران انسان آزادیخواه
در آنسوی اشرف انسانیت را نابود کرده اند در کمال شقاوت و بی رحمی. فرزندان را وادار می سازند تا به والدین اهانت نمایند و والدین را مجبور می سازند تا عطوفت مادری و محبت پدری را زیر پا نهند و نمایشی از زشتی ها را خلق نمایند بدین شکل نیت پلید رهبر سفاک را عریان نمایند.
مفهوم شرایط عینی در پیام نوروزی رجوی
تبیین این بخش از پیام رجوی را به زبان اختصاصی و ایدئولوژیکی مجاهدین می توان معادل این مفاهیم تلقی کرد. شرایط عینی را به مثابه آمادگی برای سرنگونی یا همان نقطه کیفی انفجار و در ادامه خیز دمکراتیک را معادل محقق شدن تغییر کیفی یعنی سرنگونی تعبیر و تفسیر کرد. اما اینکه این ادعا تا چه میزان بر زمینه های عینی و مبتنی است، دقیقا همان پاشنه آشیل ای است که مجاهدین بیش از دو دهه کماکان بر سر اثبات درستی و علمی بودن آن در تئوری بافی چانه می زنند ولی عملا مقهور واقعیت زمخت بیرون از ذهن خود شده اند.
پیام نوروزی برادرمسعود و داستان حسن کرد شبستری
حذف فیزیکی رجوی از مناسبات مجاهدین چه بدلیل مرگ چه بدلیل زندانی شدن و همکاری با سازمانهای اطلاعاتی موساد و سیا اثرات مخربی بر تشکیلات دارد زیرا در تمامی دوره ها مریم رجوی علیرغم تعارفات همسرش مسعود، به این دلیل از طرف اعضا مورد پذیرش قرار می گرفت زیرا در ارتباط با مسعودر جوی قرار داشت و حضور و ریاستش متکی به حضور و تایید مدام مسعود رجوی بود.
سمیه در دادگاه می گوید که زیر ۱۸ سال بوده که به عراق آمده است
بابا با مافیا طرف هستیم. هر کسی جرئت نمی کند با مافیا طرف بشه ما شده ایم. مجاهدین چیزی در حدود یک میلیارد دلار سهام و شرکت در سراسر دنیا منجمله ۴ شرکت که حتی یک ایرانی هم در آن نیست در عراق دارند. از هزینه کردت واهمه ای ندارند.
محدود کردن شعاع فعالیت تشکل ها و N.G.O
با این حال اهرم های محدود کننده فعالیت های فرقه ای در هر کشور و به تناسب قوانین آن کشور می تواند نقش بسزایی در مهار و کنترل رفتارهای خشونت آمیز داشته باشد. از آنجا که فرقه ها عموما دارای شاخص های مشترک ولی با اشکال و نمودهای مختلف ادامه حیات می دهند، می توان با شاخص رفتاری آنها کم و بیش نسبت به ماهیت آنها اشراف یافت. واقعیت این است که بیشترین تمرکز ممکن بر خنثی سازی و مهار آسیب های وارده از سوی فرقه ها متوجه جنبه های آشکار و پیدای اجتماعی است، حال آن که بیشترین آسیب های ممکن از جانب فرقه ها بر روی وجوه ناپیدای اجتماعی یا به زبانی دیگر تاثیرات مخرب روانی، روحی بر جامعه است. همان گونه که سینگر اشاره می کند، سیستم های اعتقادی چندگانه فرقه ها ضریب کنترل و نظارت مدنی بر آنها را به طرز موثری کاهش می دهد.
فرقه روسی و فرقه ایرانی
رهبر این فرقه یعنی آقای کوزنتسف که خود را پیغمبر و رهبر خاص الخاص عقیدتی میدانست و چیزی شبیه انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین هم راه انداخته بود، اعلام میکند که آخر آلزمان نزدیک است (در ماه مه) و از همه هواداران خود میخواهد که از محل پناهگاه امن جمعی خود خارج نشوند (چیزی شبیه اشرف برای اینکه هواداران متوجه فریبکاری رهبرعقیدتی خودشان نشوند) اما طبق انتظار از همه هواداران این فرقه فقط سی نفر معتقد باقی میمانند و اعلام میکنند که حتی حاضرند خود را زنده زنده هم بسوزانند ولی تن به خارج شدن نمیدهند.پلیس مداخله کرده و ده نفر بیرون میآیند
بودن یا نبودن در حصار رجوی
رجوی به جای آنکه اجازه ی رشد و تعالی به زن اشرف بدهد دست و پای زنان را برای مشارکت های ملموس اجتماعی بست و ازآنان به عنوان افرادی در جهت مطامع خود بهره برد. تا قبل از جریان طلاقهای ایدئولوژیک، از زنان برای کامجویی بیشتر مردان استفاده کرد ودخترکان تازه واردی را که در بی خبری و با امید مبارزه برای خلق! وارد اشرف شده بودند به مردان وخود هبه کرد تا زمینه برای تمکین هر چه بیشتر مردان اشرف فراهم آید. آیا این مساله منافات شدیدی با این گفته ی مریم رجوی ندارد که:” اگر زن موجودی آگاه، آزاد، و مختار است درنتیجه خودش باید تعیین کند که چه بکند، چه نکند و اینکه آزاد باشد چه بپوشد، چه نپوشد، با کی ازدواج کند، با کی ازدواج نکند، زمانی که می خواهد طلاق بگیرد یا نگیرد.”
جابهجایی تضاد اصلی در فرقهی رجوی
مشاهدات خانوادههایی که برای دیدار فرزندانشان به اردوگاه اشرف مراجعه کردهاند ونوع برخوردی که با آنها صورت گرفته نشان میدهد که علیرغم رفتار غیرانسانی برنامهریزی شدهی گشتاپوی اشرف با آنان که بیشک بهمنظور ارعاب و جلوگیری از مراجعات بعدی آنان و سایر خانوادهها صورت گرفته است، مراحل بعدی این تقابل از خشونت و سبعیت بیشتری بهره خواهد برد تا آنجا که باید یک جنگ تمام عیار را انتظار کشید.
چهار خبر از اشرف
هرسال سازمان مجاهدین در یک نمایش مسخره برای اعضای خودش با دادن کارت پستال هایی به آ نها میگفت که اگر برای خانواده خود میخواهیدکارت بفرستید ما از طریق سرپلهای خارج کشور آن را به دست خانواده شما میرسانیم، گرچه هیچکدام از این کارت پستالها در تمام این سالها اصلا پست نشدند و فقط به این منظور بودکه افراد مستقر در اشرف از پاسخ ندادن خانواده خود دلسرد شوند. اما امسال همین کارت پستالها هم توزیع نشد و فقط از افراد خواستند که با نوشتن نامه های تبریک جمعی به مسعود و مریم عید را تبریک بگویند و این کار را با گرفتن نامه های پنج تا هشت امضا ئی انجام دادند.
اهالی اُورسورواز بخوانند
حدود ِ 220 روز دیگر به پایان سرکاری کلیشه ای مجاهدین باقی مانده است ؛ قرار است در این مدت ِ باقیمانده قرارگاه اشرف با عزیز دردانه های شورای رهبری تخلیه شود و بقیه نیروها را به باد ؛ تیغ ؛ خار و یا خاکهای ِ عراق تحویل دهند.منطق ِ اپورتونیستهای وطن فروش، در بی منطقی محض خلاصه می شود و این صفت ِ بارز مجاهدین است که سربزنگاههای تاریخی و ایدئولوژیک و در بن بستهای استراتژیک ؛ از نیروهای خودشان قربانی می گیرند، اکنون که اشرف در حال ِ تعیین تکلیف است و صدای شکستن ظرف ِ استراتژی مجاهدین به گوش می رسد، باید منتظر بود تا متناسب با روش شناخته شده همه فرقه ها ؛ بـدنه قربانی سـر شود.
مشاهدات آقای اکبر مرادی در مراجعه به قرارگاه اشرف در عراق
همانطور که اطلاع دارید در تاریخ 21 اسفند 1386 آقای اکبر مرادی برادر آقای حسین مرادی مستقر در قرارگاه اشرف، همراه با خانم بتول سلطانی و آقای امیر صفائیان، برای دیدار با برادرش به قرارگاه اشرف مراجعه نمود. آقای اکبر مرادی در گفتگو با مسئولین بنیاد خانواده سحر نسبت به طرز رفتار برادر خود که از سال 1365 او را ندیده بود اظهار تعجب می کرد. وی از ابتدا مشخص کرده بود که به لحاظ سیاسی فرد بی طرفی است و انگیزه اش از سفر به عراق صرفا دیدار با برادرش بعد از بیش از دو دهه میباشد. او اذعان داشت که تصوراتش در خصوص برخورد و مناسبات سازمان مجاهدین خلق با آنچه که شاهد بود فوق العاده متفاوت بود. آقای اکبر مرادی در بخش هایی از گفتگوهای خود چنین تعریف میکند: